مسیر شما :

4. دور کردن استعمار از کشورهای عربی

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

4. دور کردن استعمار از کشورهای عربی

« سرزمین های عربی در زمانی به طول سه تا چهار قرن، از قرن شانزدهم میلادی تا اوائل قرن بیستم، تا زمانی که دولت عثمانی دولتی نیرومند بود، از تجاوز استعمار مصون ماند. اما زمانی که این دولت در سراشیبی اضمحلال افتاد و دولت های اروپایی دریافتند که دولت عثمانی از مقابله با دول استعماری عاجز است، سرزمین های عربی، مورد تجاوز استعمار مسیحی قرار گرفت؛ همان طور که سایر سرزمین های اسلامی و غیر اسلامی در قاره آسیا، آفریقا و استرالیا به این سرنوشت دچار شدند. فرانسه از قدیمی ترین دولت های اروپایی بود که به کشورهای عربی دست اندازی کرده، توانست الجزائر را در سال 1246هـ/1830م اشغال کند. بی تردید مهم ترین عاملی که فرانسه را برای دست زدن به این اقدام تشجیع کرد، این بود که دولت عثمانی ناوگان خود را در جنگ نفارینِ دریایی در بیستم اکتبر 1243هـ/1827م از دست داده بود. از آن جا که اشغال الجزائر به عنوان یک سرزمین اسلامی و عربی که در شمار سرزمین عربی ایجاد می کرد، دولت عثمانی راضی به جدا شدن الجزائر از خود نشد.[1]

دولت عثمانی تلاش های دیپلماتیک خود را برای بازگرداندن الجزایر آغاز کرد و کوشید تا نزد دولت های بریتانیا، اتریش و روسیه و حتی خود فرانسه، حق خود را در حفظ این سرزمین در محدوده تحت تسلط خود ثابت کند. اساس استدلال هم این بود که سیادت دولت عثمانی بر این سرزمین، مورد تأیید و اعتراف مجموعه ای از دولت ها بوده، و افزون بر آن، ساکنان الجزائری نیز رعایای سلطان عثمانی هستند. دولت عثمانی به سبب وقوع رخدادهای مهمی که در اروپا برای بریتانیا پیش آمد و او را از هر کاری باز داشت، نتوانست تأیید این دولت را به دست آورد. به همین ترتیب دولت عثمانی در برقراری رابطه با دیگر دولت های اروپایی در این جهت، ناکام ماند.* از این رو  کوشید تا با استفاده از زور الجزائر را بازگرداند، جز آن که به دلیل ناتوانی نیروی نظامی و ناوگان دریایی اش از برپایی جنگی بر ضد فرانسه، از هر نوع اقدامی باز ماند؛ تنها جنگ سردی میان دولت فرانسه و عثمانی در گرفت و دولت عثمانی توانست در سال 1251هـ/1835م طرابلس را از تسلط قرمانلی ها در آورده، این سرزمین را تحت حاکمیت عثمانی در آورد. دولت عثمانی با استفاده از وضعیت پدید آمده کوشید تا نیروهای زمینی خود را از طریق آناتولی به طرابلس و از آن جا به الجزائر بفرستد؛ اما فرانسه، دولت عثمانی را به وسیله فرستادن ناوگان دریایی خود تهدید کرد. دولت عثمانی از برخورد ناوگان خود با ناوگان فرانسه وحشت کرده، طرابلس را به سمت مالت ترک کرد و از آن جا به استانبول بازگشت. بدین ترتیب دولت عثمانی به همین جنگ سرد اکتفا نمود و کار به همین جا خاتمه یافت.[2]

پس از اشغال الجزائر توسط فرانسه در سال 183هـ/1246م ، تجاوز اروپای استعمارگر نسبت به سرزمین های عربی برای مدت پنجاه سال متوقف شد.* دلیل آن، نزاع میان خود اروپایی ها بر سر تقسیم سرزمین های گرفته از دولت عثمانی، و جنگ ها و معاهدات و نشست های فراوانی بود که تاریخ دولت عثمانی در قرن نوزده و بیست میلادی مملو از آن هاست؛ آن گونه که در نهایت این دولت ها سیاست تعویض و مصالحه را در کنفرانس برلن در سال 1295هـ/1878م در پیش گرفتند. پس از آن فرانسه تونس را در سال 1299هـ/1881م و بریتانیا مصر را در سال 1300هـ/1882م تحت حمایت خود در آورد. پیش از تحت الحمایگی، سیاست نفوذ آرام و صلح آمیز نسبت به این دو کشور در پیش گرفته شده بود. راه آن نیز از طریق پرداخت وام به عثمانی بود که دولت یاد شده قادر به بازپرداخت بدهی ها و سود حاصل از آن ها نبود . در نتیجه سبب دخالت دول اروپایی در مسائل مالی و سپس سیاسی شد وعاقبت به جنگ و اشغال انجامید.[3] بریتانیا همراه مصر در سال 1314هـ/1896م مشترکا به سودان حمله کردند که به ایجاد حاکمیت ترکیبی از مصر و بریتانیا در سودان به سال 1317هـ/1896م انجامید. این دوگانگی به تدریج جای خود را به تسلط بریتانیا بر حکومت سودان داد[4] و دولت بریتانیا سمبل این حاکمیت دو گانه شد. پس از آن ایتالیا، سرابلس و برقه را در سال 1330هـ/1911م به اشغال خود در آورد و در آغاز جنگ جهانی اول، نیروهای بریتانیا بصره را در عراق اشغال کردند. این تجاوز تا آن جا ادامه یافت که عراق در سال 1337هـ/1918م به طور کامل به اشغال انگلیسی ها درآمد. با پایان یافتن جنگ جهانی اول و سقوط دولت عثمانی، دیگر سرزمین های عربی نیز بر اساس مصوبات کنفرانس صلح 1338هـ/1919م و کنفرانس سان ریمو (1339هـ/1920م) تقسیم گردید. به دنبال آن بریتانیا بر عراق و فلسطین و شرق اردن، و فرانسه بر سوریه و لبنان به صورت تحت الحمایگی تسلط یافتند و به این ترتیب این سرزمین ها بر اساس مصوّباتی که از لندن و پاریس و رم می رسید، تحت سلطه بیگانگان قرار گرفت.[5]»[6]



[1] . محمد انیس، الدوله العثمانیه و الشرق العربی، ص 88- 89.

* . سایت تاریخ اسلام 8/6/89.

[2] . عبد العزیز الشناوی، الدوله العثمانیه، ص 953-958.

* . سایت تاریخ اسلام 8/6/89.

[3] . عبد العزیز الشناوی، الدوله العثمانیه، ص 958-959.

[4] . محمد فؤاد شکری، مصر و السودان، قاهره، دارالمعارف 1958، ص 473-518.

[5] . محمد بدیع شریف و دیگران، دراسات تاریخیه فی النهضه العربیه الحدیث، قاهره 1963، ص 269-275.

[6] . رسول جعفریان، دولت عثمانی از اقتدار تا انحلال، ص 200-202.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
بازخوانی


خبرخوان

با عضویت در خبرنامه سایت، ما آخرین اخبار سایت را به صورت خبرنامه برای شما ارسال می کنیم

از اینکه در خبرخوان عضو می شوید متشکریم

به ما بپیوندید

وبلاگ تاریخ اسلامفیس بوک سایت تاریخ اسلامتوییتر سایت تاریخ اسلام

گوگل باز سایت تاریخ rssyoutube