مسیر شما :

کنفرانس برلن 1305هـ/1887م

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

کنفرانس برلن 1305هـ/1887م

« دولت اتریش دول اروپایی را به شرکت در کنفرانسی در برلن فرا خواند که مورد قبول انگلیس، فرانسه، روسیه و آلمان قرار گرفت. بحث این کنفرانس تعدیل معاهده سان استفانو بود که میان دولت روسیه و عثمانی منعقد شده بود. انگیزه این کنفرانس مخالفت دول یاد شده با آن معاهده بود؛ چرا که با منافع استراتژیک آنان سازگاری نداشت. کنفرانس دست به تعدیل قرار داد یاد شده زد و اصول زیر توافق کرد:

1. استقلال بلغارستان و تعدیل حدود آن؛ به طوری که در جنوب بالکان کشوری با نام رومللی شرقی ایجاد شود که از نظر سیاسی و نظامی زیر نظر دولت عثمانی باشد؛ اما توسط یک مسیحی که برای پنج سال توسط دولت های متفق انتخاب می شود، اداره گردد. نیروهای روسی نیز تا مرز پنجاه هزار نفر در بلغارستان و رومللی شرقی بمانند.

2. محدوده یونان در بخش شمالی اندکی جلوتر برود. این در حالی بود که یونان از اساس در این نبردها حضوری نداشت و در قرار داد سان استفانو نیز از آن یادی نشده بود.

3. بوسنی و هرزگوین به اتریش ضمیمه شود.

4. بسارابی از رومانی جدا شده، به روسیه واگذار گردد و نیز منطقه دوبرجیه و برخی از جزایر به رومانی سپرده شده، به این کشور استقلال کامل داده شود.

5. صربستان و جبل اسود کاملا استقلال یابد.

6. شهرهای قارص، ردهان و باطوم به روسیه واگذار شود.

7. کنفرانس غرامت جنگی را به همان مقداری که در قرار داد آمده بود، تثبیت کند.

8. بابعالی تعهد کند که گواهی تمامی رعایای خود را بدون تفاوت در دین در برابر دادگاه بپذیرد.

9. هم چنین اصلاح وضعیت مسیحیان جزیره کرت مورد توافق قرار گرفت.[1]

در واقع بیسمارک عامل اصلی انعقاد این کنفرانس بود؛ چرا که ترس از شعله ور شدن جنگ میان انگلیس و روسیه و فراگیر شدن آن در اروپا را داشت که می توانست اتحاد آلمان را -  که وی برای آن تلاش زیادی کرده بود – مورد تهدید قرار دهد. وی دولت های بزرگ را به برگزاری این کنفرانس فراخواند تا به تعدیل معاهده فان استفانو بپردازند و نتایج جنگ روس و عثمانی را در مجموع به صورت مساوی قسمت کنند. در طول این کنفرانس، بیسمارک طرح انحلال دولت عثمانی را در قربانگاه صلح اروپایی مطرح کرد. مصر برای انگلیس، تونس و شام برای فرانسه، بوسنی و هرزگوین برای اتریش، بوسفور و داردانل و دیگر نواحی عثمانی در آن حوالی از آن روسیه باشد. البته این مطالب در مصوبه کنفرانس درج نشد.[2]»[3]

« پیمان برلن تنها نیمی از سرزمین هایی را که عثمانی ها در آغاز قرن در اروپا در اختیار داشتند، برایشان باقی گذارد.

در کنگره برلن و بعد از آن، تنها قدرتی که از امپراتوری متلاشی شده عثمانی سهمی نبرد، رایش جدید آلمان بود. به نظر بیمارک که نقش یک دلال و واسطه صادق را در کنگره ایفا می کرد، ارزش مسئله شرق برای آلمان از ارزش استخوانهای ماهی پوِمرن بسیار کمتر است، چیزی که اشتهای اتریش را تحریک می کند.

اما ویلیام دوم، به دلایل سوق الجیشی و اقتصادی، به آینده استانبول و امپراتوری عثمانی در آسیا علاقه بیشتری از خود نشان داد. متخصصان نظامی، تجار و سرمایه گذاران این کشور به سوی ترکیه روی آوردند. سهم آلمان در تجارت عثمانی، به گونه ای سرسام آور بالا رفت، و گروهی از بانک های آلمان امتیاز ساخت راه آهنی که استانبول را به خلیج فارس مربوط می کرد، به دست آوردند.»[4]

« در حالی که قرار بود انگلیس و فرانسه این دولت را در نگهداری دیگر اراضی خود حمایت کنند؛ اما آنان نیز مقاصد استعماری خود را پی گرفتند.

فرانسه در سال 1299هـ (1881م) تونس را به اشغال خود در آورد؛ همان طور که انگلیس قبرس را تصرف کرده بود. انگلیس در سال 1300هـ (1882م) مصر را اشغال کرد، در حالی که اشغال آن را موقتی عنوان می نمود. و در سال 1299هـ (1881م) یونان برخی از سرزمین های عثمانی را در تسالیا اشغال کرد. هم چنین در سال 1303هـ (1885م) بلغارستان منطقه رومللی شرقی را ضمیمه خود ساخت. عبد الحمید دریافت که به تنهایی نمی تواند در برابراین وضعیت مقاومت کند. به همین دلیل می کوشید تا از رقابت میان آنان سود ببرد. او در حالی که از دخالت دول اروپایی شدیدا بیمناک بود، می خواست تا سرزمین های باقی مانده را حفظ کند؛ سرزمین هایی که هر آن ممکن بود با شورش اقلیت های ساکن در آن ها که مورد حمایت دول اروپایی بودند،[5] آشفته شود. این وضعیت فرصتی برای دول اروپایی بود که به آسانی به مقاصد خویش برسند و نیز اعلان انحلال دولت عثمانی بود.

در برابر چنین وضعیت آشفته ای، عبد الحمید مجبور بود تا یک قدرت مطلقه داشته باشد و به همین جهت از عنوان خلافت برای مقابله با این تهدیدهای استفاده کند. وی کوشید تا با طرح جامعه اسلامی، همه مسلمانان را از داخل و خارج با یکدیگر متحد کند.[6]

بی تردید طرح جامعه اسلامی مورد استقبال مسلمانانی قرار گرفت که معتقد بودند ضعف دولت عثمانی به دلیل شعف شعور دینی مسلمانان است؛ چیزی که دشمنان اسلام را بر آن داشته بود تا به سرزمین های اسلامی حمله و سنگر های موجود را قدم به قدم فتح کنند. این طرح می توانست مناطق خارج از سرزمین عثمانی را هم در برگیرد. مسلمانان در انتظار آن بودند تا خلیفه فرمان جهاد بر ضد کفار را صادر کند تا آنان به نبرد برخیزند. ترک ها بر ضد روسیه، مسلمانان هند بر ضد دولت انگلیس، و اعراب بر ضد استعمار گران در تونس و شمال آفریقا.

بدین ترتیب طرح جامعه اسلامی، به صورت سلاحی در آمد برای مبارزه با استعمار غربی و نیز جنبش های مسیحی و ناسیونالیستی که امپراطوری عثمانی را تهدید می کرد. سلطان عبد الحمید با همین سیاست موفق شد نیروهای زیادی را در دنیای عرب در اطراف خود فراهم آورد. وی به امور مساجد در سرزمین های مقدس توجه بیش تری کرد و برخی از شخصیت های عرب را به عنوان مشاور خود برگزید.[7] این سیاست در یک دوره کوتاه توانست در برابر استعمار مقاومت کند.»[8]



[1] . درباره قرار داد کنفرانس برلن بنگرید: احمد عبد الرحیم مصطفی، مصر و المسأله المصریه، 1876- 1882، ثاهره 1972؛ اسماعیل سرهنگ، تاریخ الدوله العثمانیه، ص 371.

[2] . احمد عبد الرحیم مصطفی، فی اصول التاریخ العثمانی، ص 246.

[3] . رسول جعفریان، دولت عثمانی از اقتدار تا انحلال، ص 163- 164.

[4] . تیمور قادری، تاریخ اسلام کمبریج، ج1 ، ص 469.

[5] . مذکرات السلطان عبد الحمید الثانی، ص 65.

[6] . مذکرات السلطان عبد الحمید الثانی، ص 67.

[7] . احمد عبد الرحیم مصطفی، فی اصول التاریخ العثمانی، ص 250- 252.

[8] . رسول جعفریان، دولت عثمانی از اقتدار تا انحلال، ص 164- 166.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
بازخوانی


خبرخوان

با عضویت در خبرنامه سایت، ما آخرین اخبار سایت را به صورت خبرنامه برای شما ارسال می کنیم

از اینکه در خبرخوان عضو می شوید متشکریم

به ما بپیوندید

وبلاگ تاریخ اسلامفیس بوک سایت تاریخ اسلامتوییتر سایت تاریخ اسلام

گوگل باز سایت تاریخ rssyoutube