سلطان سلیمان دوم
« وی پس از برادرش محمد چهارم در سال 1099هـ به قدرت رسید. سلیمان دوم طبق معمول زمان روی کار آمدن هر سلطان، حقوق لشکریانش را چند برابر کرده، آنان را به دلیل برخورد بدشان با برادرش، مؤاخذه نکرد و کوشید تا آنان را آرام کند. وضعیت دولت نیز به دلیل فراوانی جنگ های خارجی، انقلابات داخلی و به ویژه وضعیت ینی چریان که بر برادرش شوریده، برخی فرماندهان از جمله سیاوش پاشای صدراعظم را کشته و زنانش را اسیر کرده بودند، بحرانی تر شده بود.* خلیفه جدید، مصطفی پاشا را به صدر اعظمی برگزید.[1]
دشمن از آشفتگی وضع داخلی و انقلابات استفاده کرده، مرتب بر سرزمین عثمانی حمله می کرد. اتریش در سال 1099 و 1100هـ/1687و1688م بلگراد را تصرف کرد؛ چنان که ونیز بر سواحل شرقی دریای آدریاتیک (دالماسی) و مناطقی از یونان مسلط شد. شکست های دولت عثمانی پیاپی بود. سلطان، صدر اعظم را عزل کرده، مصطفی پاشا فرزند محمد کوبریلی معروف را به جای وی گذاشت. وی به مانند پدر و برادرش از شهروندان در برابر زورگویی سپاه دفاع کرده، تنها به دادن حق سپاه بسنده کرد. مردم مسلمان و حتی نصارا وی را دوست می داشتند؛ چرا که به آنان اجازه داده بود تا کلیساهای منهدم شده خود را بنا کنند. وی توانست برخی از مواضع اشغال شده توسط اتریش از جمله بلگراد را در سال 1101هـ/1689م باز پس گیرد. چنان که سلیم گرای خان قرم [ کریمه ] اظهار اطاعت کرد. در همین زمان، ثیکلی مجاری، سرزمین ترانسیلوانیا را به دولت عثمانی بازگرداند.[2] سلطان سلیمان در سال 1102هـ/1690م در اثری بیماری درگذشت. بدین ترتیب بار دیگر هیبت دولت عثمانی، پس از یک دوره انحطاط – که ناشی از نا آگاهی وزرا از مسائل سیاسی و اداری بود – در چشم اروپایی ها زنده شد.»[3]
* . سایت تاریخ اسلام 2/3/89.
[1] . اسماعیل سرهنگ، تاریخ الدولۀ العثمانیۀ، ص 184-185.
[2] . محمود شاکر، التاریخ الاسلامی، ص 141.
[3] . رسول جعفریان، دولت عثمانی از اقتدار تا انحلال، ص 101.
| < قبلی | بعدی > |
|---|







