YOU ARE HERE:

سلطان سلیم اول

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

فصل سوم:

دولت عثمانی در اوج

سلطان سلیم اول

ویژگی های سلطان سلیم اول

سلطان سلیم معروف به عبوس که از سال 918-926هـ/1512-1520م حکمروایی کرد.

سلیم پس از آن که توانست شورشی را که به دستور پدرش برپا شده بود سرکوب و پدرش را مجبور به کنار رفتن از سلطنت کند، بر تخت سلطنت تکیه زد. وی از همان آغاز نشان داد که تمایل به خونریزی دارد؛ چرا که کارش را با کشتن شمار زیادی از برادرانش آغاز کرد. چندی نگذشت که گروه دیگری از مردم و یاران  خود را نیز کشت و علاقه خود را برای وارد شدن در میدان های نبرد نشان داد.

سلیم به ادبیات، شعر فارسی، و تاریخ علاقه مند بود و به رغم سنگدلی، به مصاحبت با عالمان تمایل داشت و به آنان احترامِ فراوان می نهاد و بسیاری از آنان را به مسئولیت های مهم برگماشت. وی مورخان و شاعران را همراه خود به میدان های نبرد می برد تا صحنه های جنگ را نوشته، یا به نظم در آوردند و اشعاری را بسرایند تا اخبار و رویدادها را در آنها گنجانده، برای نسل بعد به یادگار بگذارند.

وی یک فاتح پرتوان چونان بایزید اول و محمد فاتح بود. سلیم یک مستبد بود و حکومت را کاملا در قبضه خویش داشت. حتی برای مدتی او بدو گماردن یک وزیر اعظم به حکومت ادامه داد. در نامه ای به سلطان مصر، تومان بای، نوشت که وی قصد کرده است تا چونان اسکندر کبیر فرمانروای شرق در غرب عالم شود.

جریانات آن زمان

او برای آنکه با فراغ بال به شرق بپردازد، با همسایگان اروپایی اش وارد مذاکرات صلح شد. به تازگی دولت صفوی در ایران به قدرت رسیده بود و بیم روبه رو شدن با آن دولت وجود داشت. سلیم نخستین حاکم عثمانی بود که به طور عمیق با مسائل مرزهای شرقی دولت عثمانی آشنا بود. وی سالها در طرابوزان اقامت داشت و با حکام قرم [کریمه] هم پیمان بود.

صفوی ها به رهبری شاه اسماعیل توانستند مذهب تشیع را در میان قبایل آناتولی منتشر سازند. این به سبب فضای ایجاد شده بر اثر سیاست باز و آرامِ بایزید دوم در شرق و توجه او به جهاد در اروپابود. هدف از نشر مذهب تشیع در میان قبایل ترکمان در شرق آناتولی، بسط حوزه قدرت دولت صفوی در آن نواحی بود. برخی از قبایل، این دعوت را اجابت کردند.

در اوائل سلطنت سلطان سلیم، مناسبات صفویان با عثمانی ها به مرحله بدی رسیده بود. زمانی که سلیم حاکم طرابوزان بود و هنوز به تخت سلطنت دست نیافته بود، اهمیت نفوذ تشیع را در منطقه دریافته و بر آن بود تا پدرش را وادار به مقابله با آن کند؛ اما تلاشش به جایی نرسید. وقتی به سلطنت رسید، شاه اسماعیل برای وی تبریکی نفرستاد. قبل از آنکه با شاه اسماعیل درآویزد، فتوایی از شیخ الاسلام در ضرورت جنگ با شیعیان گرفت و به استناد همین فتوا، تمامی هواداران، فرستادگان و نمایندگان او را در آناتولی از میان برد. منابع تاریخی تعداد این افراد را بالغ بر 40000 تن گزارش کرده اند.[1] اسماعیل نیز در مقابل، در ایران دست به کشتار سنیان زد. در میان سلیم و اسماعیل نامه های تندی رد و بدل شد. سلیم لشکرکشی خود را بر ضد شاه اسماعیل، جهاد بر ضد بدعت گذاری – که اسلام را خراب می کرد – خواند. در پاسخ به او، شاه اسماعیل یادآور شد که ساکنان آناتولی پیروان اجداد اویند؛ همانها که خود به غازیان شهره بودند. سپس از سلیم خواست تا سرنوشت آناتولی را در زمان تیمور به خاطر داشته باشد. سلیم به هنگام جنگ خود را به فتوای علما و شیوخ نیز مجهز ساخته بود (920هـ/1514م) آنها جنگ را وظیفه شرعی سلطان می خواندند و کشتن اسماعیل را به عنوان بدعت گذار و کافر جایز می شمردند. سلیم در 20 جمادی الاول سال 920هـ/ برابر با 13 ژوئیه 1514م به منطقه مرزی رسید. اسماعیل کوشید تا او را به منطقه کوهستانی و سراسر دشت بکشاند تا در آنجا سپاه عثمانی را مضمحل سازد. گارد ویژه امپراطوری از همان ابتدا با گفتن اینکه « ما دشمنی نمی بینیم، چرا باید ما به چنین منطقه متروکی وارد شویم؟» سر به نافرمانی برداشتند. سلیم با پنجه آهنین این نافرمانی و تمرد را سرکوب کرد. در عین حال ضمن نگاشتن نامه هایی توهین آمیز به شاه اسماعیل کوشید او را به آغاز جنگ ترغیب نماید. سرانجام دو سپاه در چالدران رو در روی هم ایستادند. سلیم که از حضور هواداران اسماعیل در میان سپاهیان خود وحشت داشت، سریعا فرمان حمله را صادر کرد (2 رجب 920هـ/23 اوت 1514م). گزارش پیروزی عثمانی ها در این نبرد، در فتح نامه ای که سلیم برای پسرش سلیمان فرستاد، آمده است. در این فتح نامه ذکر شده است که «جناح راست عثمانی ها پیروز شد، اما جناح چپ متلاشی گردید، و اینکه گارد ویژه و غلامان سلطان به کمک تفنگها و سلاحهای آتشین خود، سپاه را از وضعیتی خطرناک نجات دادند. دو هفته بعد سلیم با تشریفاتی خاص وارد تبریز شد. در مساجد این شهر به نام او خطبه خواندند. تجار، هنرماندان و افراد سرشناسی که شاه اسماعیل به اجبار در خراسان و تبریز گردآورده بود، به استانبول اعزام شدند. سلیم در راه بازگشت زمستان را در اَمسیا گذرانید و اعلام کرد که تا نابودی کامل اسماعیل و نیروهای وفادار به او، به نبرد ادامه خواهد داد. شاید سلطان در فکر ضمیمه کردن ایران به قلمرو خویش بوده است. با این همه، سپاه او خواهان دادن قربانیان بیشتر نبود. هزاران سرباز، در راه بازگشت از چالدران جان باختند. در بهار سال 912هـ/1515م ، سلیم بار دیگر دست به لشکرکشی زد، منتها این بار نه بر ضد ایران، بلکه بر ضد علاءالدوله که امیر ترکمان های ذوالقدر بود. علاءالدوله یکی از امرای دست نشانده سلطان مصر بود، و در خلال لشکرکشی سلیم به شرق سخت با او در افتاد. قلمرو ذوالقدر در ژوئن 1515م بسرعت فتح گردید. سلیم که مجبور بود از لشکرکشی بیشتر ضد ایران دست بردارد، بسرعت به استانبول بازگشت و آنهایی را که با برنامه های او سر به مخالفت برداشته بودند، سخت گوشمالی داد.

پیروزی عثمانی ها در چالدران نقطه عطفی در تاریخ آناتولی به شمار می رفت. آناتولی شرقی یکبار دیگر به قلمرو امپراتوری ضمیمه شد. در سال 921هـ/1515م دیاربکر مسخر شد و دیگر شهرهای باقیمانده (کردستان، مرعش) در شرق آناتولی در سالهای 921-923هـ/1515-1517م تصرف شدند. سپس به موصل وارد شدند. با این حال، بغداد و بصره همچنان زیر سلطه صفویان باقی ماند. قبایل این منطقه با شرایطی مناسب در قلمرو عثمانی ادغام شدند. حاکم بیتلیس، شرف خان، در ربیع الاول سال 922هـ/1516م به استانبول سفر کرد تا بر دست سلطان بوسه زند. ضمیمه کردن فلات آناتولی شرقی دارای اهمیت سوق الجیشی بسیاری بود. آناتولی در مقابل تهاجمات از سوی شرق به خاکریزی مستحکم دست یافت. به لحاظ اقتصاد نیز این فتوحات پرارزش می نمود، زیرا از طریق همین فتوحات عثمانی ها به جاده های ابریشم تبریز- حلب، و تبریز- بورسا دست یافتند. در سال 936هـ/1528م درآمد استان دیاربکر به 25 میلیون اسپر رسید که خود یک هشتم کل درامد بالکان محسوب می شد.

سلیم در جنگ با ایران و مملوکان مصر، به تمهیدات اقتصادی نیز همانند همهیدات نظامی، متوسل شد. در خلال جنگ بر ضد ایران، او تجارت ابریشم را ممنوع ساخت و تجار ابریشم را به بالکان و بورسا تبعید کرد. وی امیدوار بود تا از این طریق شاهرگ اقتصادی دشمن را قطع کند. ابریشم در آن زمان مهمترین کالای صادراتی ایران به اروپا محسوب می شد و مهمترین منبع درامد طلا و نقره این کشور نیز به شمار می رفت، وقتی که سلطان عثمانی با مملوکان مصر به ستیز برخاست، کوشید تا جلو تجارت بردگان قرقیزی را از قفقاز بگیرد. سلطان در فلات شرق آناتولی قبایل ترکمن و کرد بسیاری را مستقر نمود. ترکمان ها بخشی از ملت خاکستری و کردها قوم یا ملت سیاه را تشکیل دادند. کردها سنی و شافعی مذهب بودند، در حالی که ترکمن ها غالبا مذهب شیعی داشتند و بعدا مهاجرت به ایران را آغاز کردند و نیروی اصلی سلسله صفوی را پدید آوردند. قبایل ترکمن قراقویونلو و آق قویونلو که در ایران حکم راندند، از همین اصل و منشأ بودند.

نابودی سلطنت مملوکان، تصرف سوره، مصر و حجاز:

این زمان، سومین نیروی مهم در دنیای اسلام، دولت ممالیک بود که مصر و شام را در اختیار، و بر حجاز و یمن سیادت داشت. این دولت تقریبا از میانه قرن سیزدهم میلادی (نیمه دوم قرن هفتم هجری) حکومت را در مصر در دست داشت و سلاطین آن در نهایتِ رفاه و ثروت – که آن را از راه تجارت با شرق به دست آورده بودند – زندگی می کردند. این دولت، امتیاز زنده نگاه داشتن خلافت عباسی را در قاهره از سال 660هـ/1261م داشت؛ به همین دلیل، نوعی مشروعیت دینی برای خود فراهم کرده بود و بدین ترتیب سلاطین مملوکی مرکزی مورد توجه ایجاد کرده بودند. از این رو برای آنان نوعی سیادت صوری و اسمی بر تمامی شاهان و امیران عالم فراهم شده بود؛ زیرا آنان حامی خلافت شناخته شده بودند.چنان که قاهره نیز موقعیت سیاسی ویژه ای به عنوان مرکز خلافت اسلامی به دست آورده بود.

از همان قرن سیزدهم میلادی که دولت عثمانی پدید آمد، روابط دوستانه ای با دولت ممالیک برقرار کرده، میان سلاطین دو طرف، هدایا و تهنیت گویی ها به مناسبت های مختلف برقرار بود.

در سال 920هـ/1514م مملوکان به ضرورت برقراری روابط حسنه با عثمانی ها، به منظور دفع تهدیدات شاه اسماعیل از یک سو، و پرتغالی ها از سوی دیگر پی بردند. با شروع سال 908هـ/1502م پرتغالی ها مبارزه ای بی امان را بر ضد تجارت عرب به منظور در انحصار گرفتن تجارت در اقیانوس هند، آغاز کردند. در سال 911هـ/1505م پرتغالی ها، جزیره سوکوترا در خلیج عدن و در سال 913هـ/1507م آبراه هرمز را در دهانه خلیج فارس تصرف کردند. آنها در دریای سرخ تا جده نفوذ کردند. مملوکان در نبرد دریایی و سلاحهای آتشین هماوردی برای دشمنان خود به حساب نمی آمدند. آنها با تلاش فراوان در دریای سرخ ناوگانی برای خود دست و پا کردند که آن هم در سال 915هـ/1509م به دست پرتغالی ها منهدم شد. در یک چنین شرایط نومید کننده ای سلطان مصر، قانصوه الغواری برای کمک به عثمانی ها متوسل شد. پرتغالی ها نیز از سوی دیگر خواهان اجرای عملیات مشترک با مملوکان بر ضد شاه اسماعیل بودند.

اولین محموله عثمانی ها برای مملوکان، شامل 30 کشتی، حامل 300 قبضه تفنگ و مقداری الوار به دست شوالیه های رودس افتاد. اما مملوکان در شوال 916هـ/ژانویه 1511م با اقبال رو به رو شدند، چرا که از سوی عثمانی ها 400 قبضه تفنگ و 40 قنطار (در حدود 2 تن) باروت دریافت کردند. اسناد کاخ جدید سلطان عثمانی نشان می دهد که قبل از سال 918هـ/1512م تعدادی از فرماندهان عثمانی به مصر اعزام شدند تا برای این کشور کشتیهای جنگی بسازند. مصر همچنین برای تأمین الوار، و آهن برای ساخت کشتی به عثمانی ها متوسل شد. به نظر می رسد که راهزنان دریایی ترک در غرب آناتولی خدماتی را در اختیار ناوگان دریایی مملوکان گذارده باشند.

تهدید پرتغالی ها که به هدف منزوی کردن سرزمینهای عربی صورت می گرفت، طبعا سلاطین مصر را به سوی سلطان غازی در استانبول کشید. قبلا نیز، زمانی که عثمانی ها پیشروی خود را در اروپا آغاز کردند، تهدید سرزمینهای عربی از سوی صلیبیون از طریق دریای مدیترانه بسیار کاهش یافت. با این همه، اکنون پرتغالی ها برای تصرف عدن می کوشیدند و تهدید به اشغال جده، مکه و مدینه و حتی بیرون آوردن پیکر مطهر پیامبر (ص) از قبر می کردند. سلطان عثمانی، همانند اسلاف خود، بخش قابل ملاحظه ای از درامد موقوفات در آناتولی را به حفظ اماکن مقدس در مکه و مدینه اختصاص داده بود. سلطان سلیم در عین حال کوشید تا شریف مکه با به سوی خود جلب کند. در سال 922هـ/1516م نوادگان پیامبر (ص) در مکه و مدینه هیأتی را به دربار سلیم روانه کردند که مملوکان مصر از حرکت آنها به سوی استانبول جلوگیری کردند. سلیم اعلام کرد که در صدد است عربها را از زیر یوغ مملوکان به در آورد، سرزمینهای عربی آماده پذیرش حاکمیت عثمانی ها بود. با اینکه شاه اسماعیل برای مملوکان همان قدر خطر آفرین بود که برای پرتغالی ها، با این همه الغواری در جنگ میان او و سلطان سلیم بی طرقی اختیار کرد. او می دانست  که پیروز این جنگ دیر یا زود به مصر حمله خواهد کرد. زمانی که بعد از پیروزی سلیم در چالدران، دیاربکر را در قلمرو علاءالدوله فتح نمود. او به مرزهای منطقه ای که مملوکان همیشه ادعای مالکیت آن را داشتند تجاوز کرد. در حالی که نیروهای عثمانی می کوشیدند تا مواضع خود را در دیاربکر تقویت کنند، سلیم در هدایت سپاه خود به سوی دره فرات درنگ نکرد. با مشاهده اینکه جنگ غیرقابل اجتناب می نمود، الغواری در رأس سپاهی عظیم عازم حلب شد (922هـ/1516م) با اینکه رسم نبود، اما او خلیفه بغداد، متوکل، را نیز به همراه خود برد. مملوکان از مواجهه با عثمانی ها هراس داشتند و صلح را ترجیح می دادند. در قاهره وحشتی عظیم حکمفرما شد. مردم محلی در حلب بر ضد مملوکان به پا خاستند. سلیم در آغاز ماه اوت به سوی حلب حرکت کرد. دو سپاه در مَرج دابق (25 رجب 922هـ/اوت 1516م) با هم مصافدادند، در این جنگ سپاه مملوکان کاملا مضمحل شد. الغواری به سبب ضربه ای در میدان نبرد جان باخت. شکست سپاه مملوک عمدتا به سبب خیانت خائیر بیگ فرماندار حلب، بود، اما شکست ایرانیان در چالدران بیشتر به دلیل شدت آتش توپخانه و تفنگهای سر پر عثمانی بود. زمانی که سپاه عثمانی وارد حلب شد، خلیفه متوکل و سه تن از قضات بزرگ شهر به حضور سلطان رسیدند. سلیم در کمال احترام با خلیفه رفتار نمود و او را در کنار خود نشانید. هرچند بعدا برای جلوگیری از فرار او تمهیداتی اندیشید. خائیربیگ و برخی از فرماندهان مملوک به عثمانی ها پناهنده شدند. در 29 شعبان/ 30 اوت، سلیم به دمشق رسید. فرمانده عثمانی سینان پاشامقاومت فرماندار دمشق، جانبر دیل غزالی (2 ذی الحجه/27 سپتامبر) را درهم شکست، و فلسطین تا نوار غزه را اشغال کرد. با این همه عثمانی ها قبل از حرکت برای تصرف مصر، کمی درنگ به خرج دادند. سلیم در نامه ای خطاب به سلطان جدید مصر تومان بای نوشت که خلیفه و قضات شرع به وی اعلام وفاداری کرده اند، و اکنون او حاکم بر کل این سرزمین است. اما اگر تو مان بای سکه ضرب کند و در مساجد مصر تا غزه به نام او خطبه بخواند، آنگاه او را به عنوان حاکم آن دیار باقی گذارد. در غیر این صورت سلیم تهدید به عزیمت به سوی مصر و نابودی مملوکان کرد. این تهدیدات حالتی از رعب و وحشت را در قاهره پدید آورد. تومان بای در 14 رمضان 922هـ/11 اکتبر 1516م خود را سلطان قاهره خواند و بدین ترتیب جنگ را انتخاب کرد. بدین ترتیب سلیم از صحرای سینا گذشت و وارد مصر شد. او در بیلبیس[2] اعلام کرد که میان مردم مصر و مملوکان فرق می گذارد و قول داد که با ساکنان محلی از جمله با روستاییان با ملاطفت رفتار کند. تومان بای کوشید تا از روشهایی که عثمانی ها در مرج دابق به کار گرفتند، تقلید کند. به همین منظور در نزدیکی قاهره، یعنی در ریدانیه یک موضع دفاعی بر پا کرد. به وسیله توپخانه و تفنگهای سرپر از ریدانیه دفاع می شد. با این همه هنگامی که جنگ شروع شد، توپخانه عثمانی ها آتش تفنگهای قدیمی مملوکان را خاموش کرد و نیروهای سلیم دست به یک حمله سراسری زدند (29 ذی الحجه 923هـ/ژانویه 1517م). او روز بعد خلیفه متوکل را به همراه سربازان خود به داخل قاهره فرستاد تا ترس اهالی را فرو بنشاند. در روز جمعه خطبه به نام سلیم خوانده شد و بدین ترتیب بر حکومت مملوکان مهر پایان زده شد.

به دنبال شکست ممالیک در ریدانیه، سلیم وارد قاهره شده و اندکی بعد تومان بای را دستگیر کرده، نزدیک باب زویله کشت. بدین ترتیب پایه های دولت عثمانی در مصر استوار شد و سلیم به استقبال رؤسای قبایل بزرگ و نیز شریف مکه که برای عرض ارادت و اطاعت می آمدند، مشغول شد. با آمدن پسر شریفِ مکه نزد سلیم بود که تسلط عثمانی ها بر حرمین نیز تثبیت گردید. در برابر، سلیم با پذیرش وضعیت سابق دولت شرفای مکه، شریف را به عنوان حاکم حجاز تعیین کرد. تسلط عثمانی ها بر حرمین، موقعیت جدیدی را در جهت زعامت و رهبری دنیای اسلام برای این دولت به همراه داشت. از آن پس، سلیم توجه خاصی به اماکن اسلامی از جمله مسجد الاقصی کرد.

فتح سوره و مصر در سال 936هـ/1528م به دست عثمانی ها سالانه یکصد میلیون اسپر (55 اسپر برابر با یک سکه طلا بود) بر درامد خزانه آنها افزود. کاهش درامد دیگر استانها از این منابع جدید درآمد تأمین می شد.



[1] . ابوالفضل فرزند ادریس بدلیسی نویسنده تاریخ هشت بهشت، درباره کشته شدن این چهل هزار نفر به شعر چنین سروده است (براون، ادوارد؛ تاریخ ادبیات ایران، از ظهور قدرت صفوی تا ...؛ ص 81-82) :

فرستاد سلطان دانا رسوم                                 دبیران دانا به هر مرز و بوم

که اتباع این قوم را قسم قسم                            درآرد به نوک قلم اسم اسم

زهفت و زهفتاد ساله بنام                                 بیارد به دیوان عالی مقام

چو دفتر سپردند اهل حساب                            عدد چل هزار آمد از شیخ و شاب

پس آنگه به حکام هر کشوری                          رساندند فرمانبران دفتری

به هرجا که رفته قدم از قلم                              نهد تیغ برّان قدم بر قدم

شد اعداد این کشته های دیار                           فزون از حساب قلم چل هزار

[2] . bilbays.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

آخرین بروزرسانی ( دوشنبه ، 18 مرداد 1389 ، 10:37 )  

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

خبرخوان

با levitra online
buy priligy
buy clomid
buy kamagra
propecia online
عضویت در خبرنامه سایت، ما آخرین اخبار سایت را به صورت خبرنامه برای شما ارسال می کنیم

از اینکه در خبرخوان عضو می شوید متشکریم

به ما بپیوندید

وبلاگ تاریخ اسلامفیس بوک سایت تاریخ اسلامتوییتر سایت تاریخ اسلام

گوگل باز سایت تاریخ rssyoutube