کتابشناسی کتاب الخراج
شرح کتاب
کتاب الخراج در باب خراج و مالیات از مأخذ معتبر بوده است . قدامه ظاهرا کتابی مفصل داشته است مشتمل بر تمام آنچه دبیران و منشیان به دانستن آن محتاج بودند و کتاب الخراج و همچنین نقد النثر او ظاهرا اجزایی از آن کتاب مفقود بوده است که بعد ها قسمتهایی از آن به دست آمده است . قدامه چون در اداره مرکز بغداد ناظر حساب و درآمد بوده شغلش ایجاب کرد کتاب الخراج را که در آن از تقسیمات قلم رو خلافت و سازمان برید و مالیات هر ولایت سخن گفته بود ، بنویسد و در حقیقت کتابش برای شناخت مقدار خراج هر یک از ممالک و بلاد مهم بوده است . قدامه در این کتاب بیشتر از همه به و صوف راههای برید و ولایت توجه دارد و اطلاعات مهمی از تقسیمات زمین و خراج آن نواحی می دهد . ذیلی در تاریخ فتوحات اسلام دارد که ظاهرا از بلاذری گرفته است . در متن کتاب اطلاعاتی از جغرافیای ریاضی و توصیف کوهها ورودها و هفت اقلیم دارد . ضمنا به نواحی مجاور جهان اسلام توجهی خاص کرده است . بطور کلی بهتر است قسمت چاپ شده کتاب الخراج را به منزله تکمله معتبری بر کتاب ابن خرداذبه دانست . زیرا چون غالبا بر مدارک رسمی آن دوران تکیه داشته در بسیاری موارد به تحقیق مطالب ابن خرداذبه کمک می کند .
قدامه غرض اصلیش توصیف مملکت اسلام و حدود و ثغور(مرزها) آن ، خصوصا قسمت مجاور با امپراطوری روم شرقی بوده که وی آن را بزرگترین دشمن اسلام می دانسته است . در کتاب وی رنگ اسلامی جغرافیا محسوس ، ولی جنبه سیاسی دفاع از حدود نیز مشهود است . در ضمن ، وصف اقوام و کشورهایی که مملکت اسلام را احاطه کرده اند ، نیز آمده است ؛ از جغرافیای عمومی و جغرافیای طبیعی نیز سخن گفته است ، ولی ظاهرا اطلاعات خود را در باره جغرافیای اقلیمی از منابع یونانی اقتباس کرده است . قدامه پیش از اینکه ذکر راههای بغداد را به میان آورد همه راههایی را که به مکه منتهی میشود ، توصیف میکند . اهمیتی که برای بغداد قایل شده تنها از آن جهت است که پایتخت مملکت اسلام و از لحاظ سیاسی و اداری قابل توجه بوده است . بدین ترتیب باید گفت که در شیوه جغرافیا نویسی وی از روش ایرانی (هفت اقلیم) عدول کرده و تمایل به بیان جغرافیا از جنبه اسلامی دارد . او مانند یعقوبی و ابن خرداذبه تقسیم کتاب خود را بنابر جهات اربعه یعنی شمال، جنوب ، مشرق و مغرب ، و بر تقسیم جهان به چهار ربع گداشته است ، چنین شیوه بیانی بایستی از سنت جغرافیای ایرانی گرفته شده باشد . به گفته مسعودی ، ایرانیان و نبطیان قدیم قسمت مسکون زمين را به چهار قسمت می کرده اند : خراسان(مشرق) ، باختر(شمال) ، خور بران(مغرب) ، نیمروز(جنوب) ، قدامه به قراردادی بودن چنین تسیمی اشاره کرده است . ظاهرا در نظر وی اصطلاحات شرق و غرب و شمال و جنوب تنها ارزش نسبی دارند .
قدامه علم جغرافیا خصوصا علم طرق را نه تنها برای اداره کردن کار هاي دیوان یعنی دبیر خانه دولتی لازم می دانسته ، بلكه برای شخص خلیفه در هنگام سفر یا در وقت لشكر کشی ضروری می شمرده است . اما در زمینه راهها ، خصوصا راه مرکزی ایران که میان شیراز - نیشابور بود و از یزد می گذشت اهمال کرده و سخنی به میان نیاورده است . شاید از جهت فتنه و آشوبي که آن زمان شرق ایران را تیره کرده بود ، فرصت و مجال پرداختن به آن را نیاقته است و یا راه مصر سفلا را که از محاذات صاحل دریای مدیترانه به مغرب می رفته ، یاد نکرده است . اما با توجه به مطالب کتاب ، اهمیت و ارزش اطلاعات او در زمینه برید کاملا آشكار است . او می گو يد : " برید را دیوانی خاص باید که نامه های فرستاده از همه نواحی به صاحب آن (صاحب البرید) رسد ، تا وی همه را به جایی که باید ، برساند و نامه های مدیران و اخبار همه نواحی را به خلیفه عرضه کند یا فهرستی از آن فراهم آورد و در کار مامورین مختلف و پرد اخت مقرري شان نظارت کند ضمنا میگوید صاحب دیوان برید مورد اعتماد خلیفه وقت باشد ، زیرا کار این دیوان حاجت به مردم با کفایت و متفکر ندارد ، بلکه محتاج مردم موثق و راز دار است . " قدامه علاوه بر توصیف برید و راهها که اشاره شد ، اطلاعات و فهرستها یی نیز در زمینه مالیات وصول شده شهرهای آن زمان میدهد و آن اطلاعات را از پاره ای اوراق رسمی (دولتی) که در دسترس داشته جمع آوری کرده ، و از متن کتاب چنین بر می آید که صورتهای مزبور متعلق به مالیات سال 225 هجری است .
متن کتاب الخراج قدامه در نیمه قرن گذشته در اروپا شناخته شد . بعد از آنکه شارل شیفر فرانسوی نسخه خطی آن را در استانبل یافت ، آن را استنساخ کرد و در کتاب خانه ملی پاریس به امانت گذاشت ، سپس همقطارش دیسرلان عهده دار اولین تحقیقات در باره آن کتاب شد و خلاصه ای از آن را در1862 م به چاپ رسانید . به دنبال او اشپرنگر یک ارزیابی از قسمت جغرافیایی کتاب داد و دخویه قسمتهای گزیده ای از منزلهای پنجم و ششم کتاب را ضمیمه المسالک الممالک ابن خرداذبه در سری (مجموعه)انتشارات جغرافیای عربی به چاپ رسانید . زیرا به سبب محتوای جغرافیایش از اهمیت خاصی برخوردار است .
این کتاب دارای جغرافیای اقتصادی ، ریاضی و مکانی است و قدامه آن را در هشت منزل و بعد نهمین منزل را به آن افزود که متاسفانه از منزل نهم این کتاب اثری بر جای نمانده است و نیمی از اصل کتاب نیز از منزل اول تا چهار بر باد رفته و از نیمه بر جا مانده تنها یک نسخه خطی در ترکیه میشناسیم که فیلم آن در کتاب خانه مرکزی دانشگاه تهران است و از نیمه بر جا مانده یعنی منزل پنجم ، هفتم و هشتم تا این تاریخ چاپ انتقادی نشده یعنی دخویه تنها از آغاز (باب) منزل پنجم تا آخر منزل ششم به سال 1889 م ضمیمه کتاب مسالک و ممالک ابن خرداذبه دانست زیرا غالبا بر مدارک رسمی آن دوران تکیه داشته و در بسیاری موارد به تحقیق مطالب ابن خرداذبه کمک می کرده در این کتاب نقشه ای وجود ندارد بیشتر اطلاعات آماری که در مورد خراجها و تعیین چگونگی کم و زیاد شدن خراج است صحبت کرده و در مورد نگارش آن می توان گفت که در کل آن را جزء متنهای روان به حساب آورد غیر از به حساب آوردن نام شهر که از نام قدیمی آن استفاده شده و برای درک کتاب که کدام منطقه است سخت می شود .
درباره مؤلف
ابوالفرج قدامه
اثر پر ارزش {ابوالفرج قُدامة بن جعفر (متوفی337 هجری) معروف به کاتب بغدادی} کتاب" الخراج و صنعة الکتابه" نام دارد . که آن را اول بار در هشت منزل نوشت و بعد نهمین منزل را بدان افزود. ظاهرا فقط چهار قسمت (منزل) آن به دست ما رسیده که جزو دوم کتاب است . از تاریخ ولادت و زندگی او اطلاع درستی در دست نیست. تاریخ وفات به احتمال سال 310هجری /922 م یا سال 337هجری/ 948 م و شاید درست مابین این دو تاریخ بوده، ولی مسلم است که تا سال 320 هجری در قید حیات بوده است . وی از یک خاندان مسیحی آرامی نژادِ مقیم بصره و مقرب درگاه عباسیان بود. قدامه پس از اصرار خلیفه المکتفی به اسلام گروید . از این زمان راه رسیدن به مقامات والای دولتی بر او گشوده شد ، و در اواخر زندگانی منصب صاحب البریدی یافت . ابن ندیم در باره اش می نویسد : " او یکی از بلغاء و فصحاء و فلاسفه با فضلی است که در علم منطق انگشت نما بود . " وی کار اداری را با علاقه به مسائل ادبی بیامیخت. در یکی از کتابهای خود نظریه جسورانه ای درباره شعر ابراز میکند که نظریه ابن معتز شباهت دارد و نفوذ فلسفه یونان که محتملا قدامه طبق رسوم خاندان با آن آشنا بوده، در آن نمایان است .
آثار قدامه
ابن ندیم تعدادی از تاليفات او را نام برده که مشهور ترن آنها کتاب الخراج است . این کتاب بعد از سال 316 هجری نوشته شده و همانطور که اشاره رفت فقط نیمه دوم آن باقی است . آثار مهم دیگرش عبارتند از نقد الشعر ، صابون الغم ، صرف الهم ، رسالة فی علی بن مقله ، نزهة القلوب ، زادالمسافر و هشت کتاب دیگر . ابن ندیم آثار قدامه را بطور کامل ذکر نکرده ، اما اسماعیل پاشا علاوه بر کتب یاد شده در بالا کتابهای تریاق الفکر ، جلاء الحزن ، زهر الربیع ، سرالبلاغه فی الکتابه ، صناعة الجدل ، حشوحشاء الجلیس، ردّ علی ابن المعتز ، السیاسه ، نقد السعرفیی البدیع ، را از او می داند . ضمنا کتابی نیز به عنوان "نقد النثر" به نام وی چاپ شده که از آثار او نیست .
زندگینامه مترجم :
دكتر حسين قرهچانلو در سال 1319 در شهر تهران به دنيا آمد.وي داراي دكترا رشته الهيات و معارف اسلامي از دانشگاه تهران است.نامبرده، پس از فراغت از تحصيل، به كار تدريس از دانشكدة الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد اسلامي پرداخت. ترجمه كتاب "الاعلاق النفيسه" حسين قره چانلو ، در دوره پنجم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال برگزيده شد.گروه : علوم انسانيرشته : الهيات و معارف اسلاميتحصيلات رسمي و حرفه اي : حسين قرهچانلو تحصيلات ابتدايي و دبيرستان را در تهران به پايان رسانيد. سپس وارد دانشگاه شد و موفق به گرفتن مدرك ليسانس و فوق ليسانس و دكترا در رشتة الهيات و معارف اسلامي از دانشگاه تهران گرديد.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : حسين قرهچانلو ، پس از فراغت از تحصيل به كار تدريس از دانشكدة الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد اسلامي پرداخت. دكتر قرهچانلو در تهيه و تنظيم قسمتهايي از دايرة المعارف شيعه و دايرهالمعارف اسلام همكاري كرده، هماكنون طرّاح مسائل تاريخي در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان است.جوائز و نشانها : ترجمه كتاب "الاعلاق النفيسه" حسين قره چانلو ، در دوره پنجم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال برگزيده شد.چگونگي عرضه آثار : حسين قرهچانلو بيش از چهارصد مقالة تحقيقي و تاريخي نوشته است كه تمامي آنها در مجله بررسيهاي تاريخي ارتش و مجله بررسيهاي دانشكده الهيات و معارف اسلامي و دايرةالمعارفهاي مختلف فارسي به چاپ رسيده است.آثار : ترجمة الاعلاق النفيسه ويژگي اثر : ابن رسته، 1365، اميركبير-اين كتاب در دوره پنجم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي برگزيده شد-آشنايي با كتاب «الاعلاق النّفيسه» مقصود مؤلف از نوشتن اين كتاب، فراهم آوردن اطلاعاتي از مجموعه علوم زمان تأليف كتاب بوده است. او علاوه بر توصيف بلاد اسلامي از سرزمينهاي خارج از جهان اسلام نيز سخن به ميان آورده است و به صورتي كامل و جامع از جغرافياي نجومي و رياضي با استناد به آيات قرآني و آثار نجومي و اقوال دانشمندان سخن رانده است. مطالب كتاب در مورد سرزمين صنعا و امپراتوري بيزانس و هند شرقي و سقلابيان و اقوام اورال و آلتايي و اقوام اطراف درياي سياه و نواحي اصفهان در خور توجه بوده و اطلاعات جمعآوري شده در باب مكه و مدينه و توصيف رودها و مناطق طبرستان از اهميّت خاصي برخوردار است. با توجه به تنوع اطلاعاتي كه در كتاب فراهم آمده، ميتوان آنرا دايرةالمعارفي كوچك از علوم، جغرافيا و تاريخ گذشتة جهان دانست 2 حرمين شريفين ويژگي اثر : 1362، اميركبير .
برگرفته از کتاب: شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)
نسخهشناسى
نسخه خطى, كتابخانه كوبرلي آستانه( استانبول) كه توسط شارلشيفر استنساخ و در كتابخانه ملّى پاريس به امانت گذارده شد. اين كتاب در اين كتابخانه به شماره 5907 موجود است. از نسخه پاريس، نسخهاى عكسبردارى شده در كتابخانه مركزى دانشگاه بغداد نگهدارى مىشود. دخويه قسمتهايى گزيده از آن را در انتهاى كتاب« المسالك و الممالك» ابن خرداذبه در آبريل 1889 م در مجموعه انتشارات جغرافياى عربى به چاپ رسانيد. در كتابخانه« دار الكتب المصرية» مصر نيز دو نسخه عكسبردارى شده از نسخه پاريس موجود است كهتوسط تيمور پاشا به اين كتابخانه اهدا شده و به شماره( 845 فقه تيمور) و( 2500 تاريخ تيمور) نگهدارى مىشود. ترجمه باب يازدهم اين كتاب« في ذكر ديوان البريد و السكك و...) توسط آقاى دكتر حسين قرهچانلو، استاد دانشگاه تهران مورد تحقيق و ترجمه قرار گرفته و درسال 1370 ش از سوى« نشر البرز» تهران منتشر و به تعداد 2200 نسخه چاپ شده است.این کتاب با حجمی کم و دارای 190 صفحه که در هفت باب توضیح داده شده .
1- گزیده ای از کتاب الخراج و هنر نویسندگی
2- درباره قسمت آباد زمین
3- درباره قرار گرفتن دریاها در قسمت آباد زمین
4- درباره کوهها
5- درباره رودها و چشمه ها و زمینهای پست و شوره زار
6- درباره مملکت اسلام و نواحی خراج آن
7- درباره بیان مرزهای اسلامی و نسلها و ملتهایی که گرد آن هستند





