کتابشناسی کتاب آشنایی با اسوه ها - مسلم بن عقیل
روح بزرگ انسانهاى خود ساخته و پاك به دیگران هم پاكى و ایمان مى آموزد. صداقت و فداكارى ایثارگران در راه خدا الهام بخش تعهد و فداكارى است. حماسههاى جهاد و شهادت مردان بزرگ اسلام مجاهد ساز و شهید پرور است. عظمت انسانى چهره هاى پرفروغ تاریخ خونبار ما اسوه همه كسانى است كه در زندگى به هدفهایى والاتر از خوردن و خوابیدن اعتقاد دارند و ارزشهاى متعالى را مى جویند. انسانهاى نمونه از نظر ایمان اخلاق شهامت جوانمردى و استقامت همیشه زینت تاریخ بوده و هستند.
آشنايى با شخصيت و زندگى اسوههاى مكتبى، چراغ راه نسل امروز و الگوى ايمان و عمل است. آنان همچون قلههايى در پهنه تاريخ، سرفراز ايستادهاند و انسانها را به پيمودن اين راه فرا مىخوانند.«آشنايى با اسوهها» مجموعهاى است در معرّفى چهرههاى برجستة تاريخ صدر اسلام، تا جوانان عزيز با اين الگوهاى كمال وخودسازى آشنا شوند. «مسلم بن عقیل»از چهرههای برجستة اهلبیت(علیهم السلام) است. وی در نهضت عاشورا نقش ویژهای داشت. امام حسین(علیه السلام ) او را به عنوان نماینده خاصّ خود به کوفه فرستاد. شیعیان با او به نفع امام بیعت کردند، ولی پس از دگرگونی اوضاع کوفه، پیش از رسیدن امام به کربلا دستگیر و مظلومانه شهید شد.
مسلم بن عقيل
پدرش عقيل (برادر على علیه السلام و مادرش عليه مى باشد.پسر عموى امام حسين (علیه السلام ) و نماينده او به كوفه براى بررسى اوضاع و بيعت گرفتن از مردم بود.
در ابتداى ورود به شهر كوفه ، حدود 18000 تن با او بيعت كردند.
با ورود عبيدالله بن زياد به كوفه و تهديد نمودن بزرگان و اشراف ، مردم از گرداگرد مسلم متفرق شدند.
مسلم چنان يكه و تنها گشت كه يك نفر را هم در كنار خويش نيافت.
شب ميهمان طوعه بود. ولى فردايش كه منزل را در محاصره ماموران يافت ، خارج گرديد و پس از ساعتى جنگ دلاورانه ، دستگير و او را به دارالاماره آوردند.
مسلم بن عقيل را در روز 9 ذى الحجه به شهادت رسانده و بدن مطهر او را از بالاى دارالاماره به زير افكندند.
محل دفن مسلم در كنار مسجد كوفه است.
سن او 34 سال.
فهرست کتاب :
چرا «مسلم»؟ مسلمبن عقيل كيست؟
پس از شهادت حضرت على(علیه السلام ) خانواده شهيدپرور
سفير انقلاب كربلا مسلم، در كوفه
دوران اختفا نفوذ دشمن به تشكيلات نهضت
نهضت در خطر انفجار پيش از موعد
غربت مظلومانه مسلم كربلايى درون كوفه
اسير آزاد مرگ سرخ
پس از شهادت فرزندان مسلم بن عقيل
منابع
کتابشناسی کتاب روضة الشهداء
روضه الشهدا، کتابی است درباره عاشورا که توسط واعظ کاشفی در قرن نهم به رشته تحریر درآمده است، اما به دلیل برخی ایراداتی که به آن وارد بوده، میرزا ابوالحسن شعرانی به تصحیح و حواشینویسی آن پرداخته است.
به گفته صاحبنظران با نگارش کتاب روضه الشهدا، مقتلنويسی دگرگونی فراوانی يافت و نسل سوم مقاتل پا به عرصه حيات گذاشت. اين نسل از مقاتل در دوران صفويه و قاجاريه از لحاظ کمی و کيفی رشد فراوانی کردند.
آنچه از لحاظ بينشی در مقتلنويسیهای اين دوره وجود دارد، آن است که در اين مقاتل پيش از آنکه متنی تاريخی در اختيار بگذارند، عمدتاً از زاويه اندوه و غم و مصيبت و ابتلا به قضيه نگاه شده است.
لذا متنی حزنآور آن هم به قصد روضهخوانی تهيه کردهاند. غالب اين آثار برای مجالس سوگواری تاليف شده و هدف عمده آنها فراهم کردن زمينه برای گريستن بوده است. دقت در اسامی کتابهای اين دوره نشانگر آن است که چند مفهوم کليدی در آنها وجود دارد که عبارت است از بکا، حزن، ابتلا، اشک و مصيبت کربلا در اين دوره از زاويه اين مفاهيم مورد توجه قرار گرفته و ديد تاريخی در آنها کمتر مد نظر بوده است.
علامه شعرانی و کتاب روضه الشهداء
مرحوم شیخ ابوالحسن شعرانی مصحح کتاب روضه الشهدا در مورد اين کتاب و مولف آن مینويسد: «کمال الدين حسين بن علی واعظ کاشفی در قرن نهم میزيست، وی داماد ملاعبدالرحمن جامی است و اصلاً از مردم سبزوار است و همه آثار او به زبان فارسی نگاشته شده است.
کاشفی بيشتر عمر خود را به وعظ و خطابه در شهرهای سبزوار، نيشابور و هرات گذرانيد. کتاب روضه الشهدا از بلايا و مصائب انبيا آغاز کرده تا به حضرت خاتم الانبيا رسيده است. پس از آن از مصائب اهل بيت(س) و تاريخ وفات آنان سخن به ميان آورده و در اين معانی مبتکر است. بيشتر آنچه در السنه و افواه مشهور است از آن کتاب است. با اينکه گاهی در تاريخ و پارهای مطالب با روايات ديگر اختلاف دارد.»
وی در مورد مذهب ملاحسين کاشفی مینويسد: کاشفی اگر شيعی بود در باطن يا اگر سنی بود و به مذهب ابوحنيفه تظاهر میکرد، در اصول با يک نفر عالم شيعی فرق نداشت، گرچه بنای تاليفات ملاحسين کاشفی به روش اهل سنت است اما هيچ فرد شيعی ابتکاری مانند روضه الشهدا نکرده است.
اين کتاب بيش از هر کتاب فارسی در افکار و عقايد مردم رسوخ کرده و در قلوب آنان موثر شده است و مطالب آن دهان به دهان و قلم به قلم از سينه به سينه و از کتابی به کتابی نقل شده است. مهارت نويسنده در وعظ و تسخير قلوب به حدی است که در وصف نمیآيد و از آن بايد قياس گرفت که هنگام حيات در مواعظ شفاهی چه تاثيری در مستمعين میگذاشته است و به راستی کلمه واعظ که برای او برگزيدهاند، بجا بوده است.
گفته میشود که اهل منبر و وعاظ کتاب روضه الشهدا را از همان آغاز تاليف در مجالس بر دست گرفته عين عبارت را میخواندند و در بيان مصائب اهل عصمت به خواندن از روی آن اکتفا میکردند، چون میدانستند بهتر از آن نمیتوانند تقرير کنند و از اين جهت ذاکران مصائب اهل بيت به روضهخوان مشهور شدند.
با این همه، مرحوم حسين نوری صاحب مستدرک در کتاب لولو و مرجان۳ و شهيد مطهری در کتاب حماسه حسينی۴ به شدت بر ملاحسين کاشفی و کتاب روضه الشهدا تاختهاند و او را به عنوان بدعتگذار و تحريفگر سرزنش کردهاند.
شهيد مطهری مینويسد؛ «کتاب معروفی است به نام «روضه الشهداء» که نويسنده آن ملاحسين کاشفی است. اين داستان زعفر جنی و عروسی قاسم اول بار در کتاب اين مرد نوشته شده و من اين کتاب را نديده بودم و خيال میکردم در آن يکی دو تا از اين حرفها است. تاريخش را که میخوانيم معلوم نيست شيعی بوده يا سنی و اساساً بوقلمون صفت بوده است.
اولين کتابی که در مرثيه به فارسی نوشته شده همين کتاب است. من نمیدانم اين بیانصاف چه کرده است. وقتی که اين کتاب را میخواندم، ديدم حتی اسمها جعلی است. يعنی در اصحاب امام حسين(ع) اسمهايی را ذکر میکند که اصلاً وجود نداشتهاند. در ميان دشمن هم اسمهايی را میگويد که همه جعلی است. داستانها را به شکل افسانه درآورده است.»
با این همه «روضه الشهدا» که به وسیله میرزا ابوالحسن شعرانی، تصحیح شده است، بارها تجدید چاپ شده و به وسیله مترجمان و ناشران مختلف منتشر شده است.[1]
بر ده باب و خاتمه مرتب گردانيد و فهرست ابواب اين است:
باب اول: در ابتلاى بعضى از انبيا على نبينا و عليهم الصلاة و السلام.
باب دوم: در جفاى قريش با حضرت رسالت صلّى الله عليه و آله و سلم و شهادت حمزه و جعفر طيار.
باب سوم: در وفات حضرت سيد المرسلين عليه افضل صلوات المصلين.
باب چهارم: در حالات حضرت فاطمه زهرا از وقت ولادت تا زمان وفات.
باب پنجم: در اخبار على مرتضى عليهالسلام از زمان ولادت تا شهادت.
باب ششم: در فضايل امام حسن عليهالسلام و بعضى از احوال وى از ولادت تا شهادت.
باب هفتم: در مناقب امام حسين عليهالسلام و ولادت وى و احوال آن سرور بعد از وفات برادر.
باب هشتم: در شهادت مسلم بن عقيل و قتل بعضى از فرزندان او.
باب نهم: در رسيدن امام حسين عليهالسلام به كربلا و محاربه وى با اعدا و شهادت آن حضرت با اولاد و اقربا و ساير شهدا.
باب دهم: در وقايعى كه بعد از حرب كربلا مر اهل بيت را واقع افتاد و عقوبت مخالفان كه مباشر آن حرب شدند.[2]
کتابشناسی کتاب ده گفتار
درباره ی نویسنده: برای آشنایی با نویسنده از مصاحبه آقای قرائتی که در مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن ارائه شده بود استفاده کردم
اينجانب محسن قرائتى فرزند علينقى، در سال 1324 هجرى در كاشان بدنيا آمدم. مرحوم جدم، در زمان رضاخان كه با تمام قدرت با اسلام و مظاهر آن مبارزه مىشد، جلسات قرآن را در خانه هاى مردم كاشان تشكيل مىداد و بخشى از عمر خود را در اين راه صرف نمود. لذا فاميل ما قرائتى شد. پس از او، مرحوم پدرم با تشكيل اين جلسات در خانه ها، مساجد و تكايا راه پدرش را ادامه داد و به استاد قرائت قرآن معروف شد. آن مرحوم از بازاريانى بود كه حدود چهل سال با شنيدن صداى اذان، مغازه خود را مىبست و به سوى مسجد و نماز اول وقت مىشتافت. فردى بود كه با آموزش قرآن و برگزارى مجالس دينى، احياى بعضى از مساجد مخروبه و متروكه، و تلاش در اين راه، براى ديگران الگو شده بود و در عوض خداوند به او روحى مطمئن و حكمت و عرفان جوشيده از درون، عطا فرموده بود. چيزى كه ذهن و فكر او را مشغول مىكرد، اين بود كه تا حدود سن چهل سالگى صاحب فرزندى نشده بود، تا اين كه با همه مشكلات موجود در آن زمان، با عنايت و لطف خداوند بزرگ، موفق به زيارت خانه خدا و اعمال حج گرديد. شايد بتوان گفت اين هم در شرايط موجود زندگىاش، اجرى از جانب پروردگارش نسبت به تلاش و كوششهاى قرآنى و دينىاش بود. او در همان سفر در كنار خانه خدا چنين دعا مىكند :
اى خدايى كه فرموده اى: «ادعونى استجب لكم» (بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را»!
اى خالق يكتا! فرزندى به من عطا فرما كه مبلغ قرآن و دين تو باشد.
اين دعا به اجابت رسيد و خداوند او را صاحب فرزندانى نمود كه برخى از آنان به لباس مقدس روحانيت در آمدند.
گفتنى است كه من در سنين نوجوانى كه شناخت و اطلاعات كافى نداشتم با پيشنهاد مرحوم پدرم براى ورود به حوزه، موافق نبودم ولى با اصرار و تشويق او در سن چهارده سالگى وارد حوزه شدم. يك سال در كاشان زير نظر استاد آيت الله صبورى دامت بركاته مشغول درس شدم. هر شب نيز به طور مرتب در جلسه تفسير قرآن مرحوم آيت الله حاج شيخ على آقا نجفىقدس سره كه بعد از نماز مغرب و عشا برقرار مىشد شركت مىكردم. اين جلسه دل مرا به تفسير قرآن جذب نمود.
از آن زمان به بعد با قرآن انس پيدا كردم و تا به حال الحمدلله ادامه دارد. با اطمينان مىگويم كه بيشترين مطالعه من درباره قرآن و تفسير بوده و چون قرآن و كلام خدا نور است، تا به حال در راه تبليغ درمانده نشده ام. حتى زمانى هم كه براى ادامه تحصيل وارد حوزه علميه قم شدم، در كنار (لمعه) كتاب درسى رسمى حوزه، تفسير «مجمع البيان» را با برخى از دوستان، مطالعه و مباحثه مىكردم. همين كه دروس سطح و مقدارى از درس خارج را در حوزه گذراندم، به فكر افتادم كه خلاصه مطالعات و مباحثات تفسيرى خود را يادداشت كنم و اين كار را تا پايان چند جزء ادامه دادم. در آن ايام شنيدم كه آيت الله مكارم شيرازى - دامت بركاته - با جمعى از فضلا تصميم دارند تفسير بنويسند. من نوشته هاى تفسيرى خود را ارائه دادم و ايشان هم پسنديده و من به جمع آنان پيوستم. حدود پانزده سال طول كشيد تا تفسير نمونه در 27 جلد به اتمام رسيد و تا به حال بارها تجديد چاپ و به چند زبان ترجمه شده است. تقريبا نيمى از تفسير نمونه تمام شده بود كه انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمينى به پيروزى رسيد و من به پيشنهاد علامه شهيد مطهرىقدس سره و مؤافقت امام خمينى (ره ) براى اجراى برنامه درس هايى از قرآن، به تلويزيون رفتم. در اين بين به فكر افتادم درس تفسيرى را در سطح فهم عموم شروع كنم. براى اين كار با گرفتن دو همكار، علاوه بر تفسير نمونه، از ده تفسير ديگر يادداشت بردارى كرديم و برنامه تفسير خود را با عنوان «آينه وحى» در راديو آغاز كرده و تاكنون پيش رفته ام. بارها از طرف دوستان و ديگران، پيشنهاد شد كه آنچه را در راديو مىگويم، به صورت كتاب منتشر كرده و در دسترس عموم به خصوص عزيزان فرهنگى قرار دهم. با اين تصميم و نيت چند جزء از يادداشتهاى تفسيرى خود را در حضور دو نفر از فقهاى قرآن شناس و محقق كه از اساتيد حوزه علميه قم هستند خواندم و با تأييد و اصلاح آن دو بزرگوار، به سبك و برداشتهاى تفسيرى خود اطمينان بيشترى پيدا كردم. پس از آن چند نفر از فضلا كار بازنويسى و تدوين آن را انجام دادند و تحت عنوان «تفسير نور» منتشر گرديد. اين تفسير داراى امتيازاتى است، كه در مقدمه جلد اول ذكر شده است
.
برگردم به گذشته خود. سال دوم طلبگى به قم آمده، در مدرسه مرحوم آيتالله العظمى گلپايگانى قدس سره و مدرسه خان مشغول به تحصيل شدم. سپس براى ادامه تحصيل به نجف اشرف هجرت كرده، رسائل و مكاسب را در آن جا به پايان رساندم و دوباره به قم مراجعت كردم. پس از امتحان كفايه، چند سالى هم در درس خارج شركت كرده و در مجموع شانزده سال در كاشان، قم، مشهد و نجف بودم تا درسهاى سطح حوزه را تمام كردم. همواره در اين انديشه بودم كه قرآن و اسلام براى همه اصناف و طبقات مردم است و كودكان و نوجوانان هم از همين مردماند. ما پزشك اطفال داريم ولى روحانى اطفال نداريم، لذا تصميم گرفتم در اين راه به قصد خدمت به نسل جوان و آينده سازان، اسلام و معارف قرآنى را با زبان ساده و روان به آنها منتقل نمايم. از اين رو به كاشان برگشتم و ضمن دعوت نوجوانان، برنامه تبليغى خود را با حضور هفت نفر آغاز كردم و به علت علاقه و استقبال نوجوانان، كلاسها را ادامه دادم، هر هفته از قم به كاشان مىرفتم؛ با اين انديشه كه قرآن دهها داستان و قصه دارد و پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله با همين داستانها، سلمان و ابوذرها را تربيت فرموده، كلاسم را با تلفيقى از اصول عقايد، احكام و داستانهاى قرآنى اداره كردم، و به ارائه مطالب زنده و تازه روى تخته سياه پرداختم. نحوه كلاسدارى و قدرت تشبيه و تمثيل من، به جذابيت جلسات و استقبال از آنها، به شكل چشمگيرى افزود.
جلسات كاشان، چند سال ادامه داشت و بركاتى را نيز به همراه داشت. البته چون اين كار بىسابقه بود كه يك روحانى به جاى منبر پاى تخته سياه برود و براى كودكان و نوجوانان جلسه و كلاس داشته باشد؛ گاهى مورد بىمهرى برخى افراد قرار مىگرفتم، ولى چون به كار خود اعتقاد و ايمان داشتم، در طول اين مدت آنى نسبت به كار خود با شك و ترديد نگاه نكردم، به صورتى كه الان هم پس از گذشت حدود 35 سال از آغاز اين حركت خوب و مثبت، اگر بخواهم آن را از ابتدا شروع كنم، از همان جاى قبلى، آغاز خواهم كرد.
به دنبال جلسات كاشان، در قم نيز كار مشابهى را با جوانان و نوجوانان شروع كردم. در جلسات قم، فرزند آيتالله مشكينى دامت بركاته شركت مىكرد و يادداشتهاى كلاس را به رؤيت و اطلاع ايشان مىرسانيد. يك روز آن بزرگوار به كلاس درس آمد و از نزديك اينجانب را مورد عنايت و تفقد قرار داده و فرمود: آقاى قرائتى! حاضر هستى با من يك معامله كنى؟ ثواب جلساتى كه شما براى نسل جوان داريد از من، و ثواب درسهايى كه من در حوزه مىدهم از شما و بعد هم در جلسه درس خود از كار و نحوه كلاس و روش جديد، تجليل و تعريف نمودند. گفتنى است كه آن روزها ايشان براى حدود هزار طلبه، درس مكاسب و تفسير مىفرمودند و من براى بيست نفر جوان جلسه اصول عقايد داشتم. بعد از اين برخورد، به كار و راهى كه انتخاب كرده بودم، عشق و علاقه بيشترى پيدا كردم و بعد از آن هم گروه گروه طلبه ها آمدند تا از نزديك روش كلاسدارى مرا مشاهده كنند. با اين گونه تشويق ها و استقبال ها به ذوق آمده و تصميم گرفتم مطالب را دسته بندى، منظم و ياداشت كنم. البته در زمان طاغوت هم از طرف تلويزيون به پيشنهاد بعضى مرا براى اجراى برنامه و كلاس دعوت كردند، ولى به دليل اين كه نخواستم بازوى دستگاه طاغوت باشم، قبول نكردم. به علت عشق زيادى كه به كار داشتم، تقريبا به تمام شهرهاى ايران مسافرت نموده، كلاسى برقرار مىكردم. در اوائل كار به جلسات دبيران تعليمات دينى راه يافتم. در يكى از سمينارها كه مقام معظم رهبرى دامت بركاته و شهيد دكتر بهشتىقدس سره تشريف داشتند، در آن جلسه برنامه اجرا كردم و از طرف مقام معظم رهبرى دامت بركاته مورد تفقد قرار گرفتم. ايشان مرا به منزل خود دعوت كردند و بعد از تشويق، مسجد امام حسن عليه السلام را كه در آن اقامه جماعت داشتند و آن روزها از مساجد فعال و موفق و مبارز پرور عليه طاغوت در مشهد بود، براى كلاسدارى در اختيارم گذاشتند. در سفر تبليغى به اهواز هم، با علامه شهيد مطهرىقدس سره آشنا شدم. ايشان روش كلاسدارى مرا ديده و بسيار پسنديد. من از اول، معلم قرآن بودم و با اسلوب جديدى كه داشتم، نسل نو را با قرآن آشنا مىكرد. در زمانى كه امام خمينىقدس سره فرياد الهى - سياسى خود را عليه طاغوت بلند كردند، من دروس مرحله اول حوزه را مىخواندم و شرايط سنى لازم براى شركت در بعضى از برنامه ها را نداشتم البته در آن زمان به ديدار بعضى علماى زندانى و تبعيدى در محل زندان و تبعيد مىرفتم و در زمينه حمايتهاى جانبى، اطلاع رسانى و تشويق مردم به مسائل انقلاب بىتأثير نبودم. در همان زمان، عوامل رژيم و ساواك، براى دستگيرى من چندمرتبه شبانه به خانه پدرم در كاشان و منزل خودم در قم حمله ور گشتند، ولى موفق نشدند. چند ماهى هم زندگى مخفى داشتم تا انقلاب اسلامى ايران با امدادهاى الهى و رهبرى حضرت امام خمينىقدس سره و پشتيبانى ملت مؤمن و غيور و شجاع به پيروزى رسيد و دوران جديدى از فعاليتهاى فرهنگى با احساس مسؤوليت بيشترى آغاز شد.
بعد از پيروزى انقلاب، با پيشنهاد علامه شهيد مطهرى قدس سره و مؤافقت امام خمينىقدس سره براى اجراى برنامه، به تلويزيون معرفى شدم، روزى كه به آن تشكيلات وارد شدم، بيشتر كاركنان نمىدانستند، قبله كدام طرف است و... در آن جا با بهانه گيرى و وسواس زياد مرا آزمايش كردند و زمانى كه در اين جهت موفق يافتند، پيشنهاد كردند كه بدون لباس روحانيت برنامه اجرا كنم و به طور علنى گفتند: ما به جز دو روحانى (حضرت امام و آية الله طالقانى) به ديگران اجازه حضور در اين تشكيلات را نمىدهيم. من هم با اين پيشنهاد موافقت نكرده و اعلام داشتم: برخورد شما را به اطلاع حضرت امام قدس سره خواهم رساند. بعد از اين اخطار، آنان قبول كردند كه با لباس روحانى اجراى برنامه كنم. به هر حال سالهاست است كه اين برنامه تلويزيونى - كه از باقيات الصالحات علامه شهيد مطهرىقدس سره و حمايتهاى امام عزيزقدس سره است - برگزار مىشود و بر اساس نظر سنجىهاى خود صدا و سيما از برنامه هاى مؤفق بوده است. امام خمينىقدس سره به واسطه ى همان برنامه تلويزيونى، به اينجانب لطف و عنايت خاصى داشت و هر بار كه خدمت ايشان مىرسيدم مورد لطف و محبت ايشان قرار مىگرفتم. برنامه درسهايى از قرآن، كه بنا بود از طرف مديريت آن زمان تلويزيون تعطيل شود، ايشان به وسيله يكى از اعضاى دفتر خود، به رئيس صدا و سيما اعلام فرمودند كه اين برنامه ها مفيد بوده و بايد باشد و چون من بابت اجراى برنامه ها حق الزحمه اى دريافت نمىكردم، آن امام بزرگوار چند بار مبلغ قابل توجهى برايم فرستاد كه بخدمتشان شرفياب شده و اعلام كردم من فعلاً نياز ندارم ولى ايشان مىفرمود: اين از بيت المال نيست و نزد شما باشد و بعد از اين آشنايى بود كه آن رهبر فرزانه حكم نمايندگى خود را در سازمان نهضت سوادآموزى به من اعطا فرمود.[1]
سالهاست در فكر ترويج تفسير قرآن هستم و در اين راستا خداوند توفيقاتى مرحمت فرموده است . در سال هشتاد كه از حج برگشتم ، پيشنهاد دوستان در ستاد تفسير، مرا در شب و روز عيد غدير به فكر واداشت كه آيا مى توان مسير سخنرانى هاى محرم را قرآنى كرد، يعنى سيماى امام حسين عليه السلام و اهداف آن عزيز را ومسائل كربلا و صحنه هايى كه پيش آمد از جهاد، تصميم ، عشق ، ايمان ، خلوص و شهادت تا نماز، پذيرش عذر و توبه ى حُر تا پيشگامى حضرت در فرستادن فرزندش قبل از ديگران به ميدان نبرد و تا آياتى كه حضرت از آغاز سفر تا كربلا تلاوت فرمودند و تا وفادارى ياران و امثال آن را كه صدها آيه ى قرآن به آن اشاره دارد، در قالب قرآن مطرح كنيم تا محتواى سخنرانى ها، قرآن ، ولى نمونه هاى عينى و مصاديق آن از كربلا باشد.
با خود گفتم كه اگر قرآن به جاى مسائل ديگر مطرح شود، آثار نورانى خود را در دل ها خواهد داشت و نوعى مهجوريت زدايى از قرآن خواهد بود، به علاوه جمله ى معروف پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را كه فرمود: هرگز ميان قرآن واهلبيت من فاصله اى نيست ، با تمام وجود لمس خواهيم كرد. انّى تاركٌ فيكم الثّقلين كتاب اللّه و عترتى ما اِن تمسّكتم بهما لن تَضلّوا فاِنّهما لن يفترقا حتّى يَردا علىّ الحوض
گفتم : اگر اين فكر بخواهد پخته و بى عيب مطرح شود، زمان زيادى مى خواهد، ولى از سوى ديگر از دست دادن محرم نيز حيف است . لذا تقريبا در يك شبانه روز آياتى كه با حركت امام حسين عليه السلام ارتباطى داشت در ده گفتار به قلم آوردم كه در هر گفتار حدود ده تا بيست آيه ى مناسب را به دوستان مبلّغ و سخنران ارائه دهم و البتّه آن عزيزان آيات و روايات مشابه را به آن اضافه خواهند كرد و اين مقدمه اى باشد كه كم كم اُنس ما به قرآن بيشتر شود و به رهبران معصوم نزديك تر شويم .
امام رضا عليه السلام فرمود: اگر از هرچه من گفتم سؤ ال كنيد كه از كدام آيه استفاده كرده ام ؟ جواب خواهم داد كه اين سخن من برخاسته از فلان آيه است .
گفتار اوّل برگرفته از كتاب همگامى امام حسين با قرآن و گفتار سوّم را از موسوعه كلمات امام حسين و باقى گفتارها را به لطف خدا خودم نوشتم .
به اميد روزى كه همه ى داستان هاى ما قرآنى ، استدلال ها قرآنى ، درسهاى عرفان ، اخلاق و عقائد قرآنى ، مسائل زندگى ، اجتماعى ، سياسى ، اقتصادى و نظامى ما قرآنى ، روابط بين الملل و حتّى روضه هاى ما با محوريت قرآن و كلمات نورانى اهل بيت پيامبر عليهم السلام (عِدل قرآن ) باشد و از نقل خواب ها، تاريخ ها، لفظبافى ها و داستان هاى سست بكاهيم و به سراغ نور واقعى برويم و ديگر شاهد آن نباشيم كه عاشقان امام حسين عليه السلام بهره ى كمى از قرآن ببرند، همان گونه كه گروهى ديگر بهره كمى از اهل بيت عليهم السلام مى برند و عملا شاهد جدايى ميان جلسات حفظ و قرائت قرآن و شبى با قرآن با جلسات عزادارى و هيآت مذهبى باشيم كه كم كم از تاريخ و حماسه ى بسيار مهم كربلا كاسته شود. بايد بدانيم كه روزگارى علامه امينى ها قدس سرّه روى منبر بوده اند و امروز كه قشر تحصيل كرده بيشترى با سؤ الات فراوان داريم بايد چگونه باشيم !؟
خدايا! قرآن را نور فكر، عقيده ، قلم ، بيان و عملِ فرد و جامعه ى ما قرار بده .[2]
فهرست کتاب :
مقدمه
قرآن و امام حسين عليه السلام
انگيزه ، اخلاص ، نشاط و آگاهى در كربلا
حركت امام حسين بر اساس قرآن
اهداف امام حسين عليه السلام و قرآن
امر به معروف و امام حسين عليه السلام
جلوه هاى قرآن در كربلا
عزّت و ذلّت در كربلا
نماز و امام حسين عليه السلام
قرآن و ياد شهدا
زيارت عاشورا در سايه قرآن
کتابشناسی کتاب غروب سرخ فام
كتاب حاضر، ترجمه متن عربى رويداد عبرت آموز تاريخى است كه به تشنگان حقيقت اهداء مى شود.
كربلا از مقدس ترين مكان هايي است كه از نظر شرافت و فضيلت با زمين كعبه برابري مي كند البته اگر بالاتر نباشد، چرا كه آنجا كعبه گل است و اينجا كعبه دل.
عظمت قيام پاك حسيني سبب شده علاوه بر شيعيان و محبان، بيگانگان نيز برايش روضه خواني كرده و به ايمانش،پاكيش، جوانمررديش، مظلوميتش و ... غبطه بخورند و كتابها بنويسند، دوستان و شيعيان جاي خود را دارند.
غروب سرخ فام ترجمه كتاب الم ذلك الحسين عليه السلام اثر كمال السيد مي باشد.
كه با كمال ادب به نقل حوادث و وقايع كربلا پرداخته است. آري اگر در مقام اشاره و به كتاب آسماني ذلك الكتاب گفته مي شود شايسته است در مقام اشاره به قرآن ناطق ذلك الحسين گفته مي شود
اين کتاب از نوشته هاي آقاي کمال السيد بوده که توسط سيد محمد رضا غياثي کرماني ترجمه شده و شامل مطالب ارزشمندي از کربلا و عاشورا ميباشد .[1]
کتابشناسی کتاب لمعات الحسین
اين كتاب حاوي برخي از خطبهها و موعظههاي امام حسين عليهالسلام است كه با ذكر مدارك معتبر نقل شده است و فقط به ترجمه آنها اكتفا شده تا بواسطه ايجاز و اختصار قابل آن باشد كه در محافل و مجالس نوشته شده در منظر مردم قرار گيرد و اذهان را از لمعات انوار حسيني روشن كند و اين ميراث پر مايه را به نسل بعد انتقال دهد.
مطالبي از كتاب:
خلقت بشر براي رسيدن به شهود خداوند است و راه رسيدن به آن همرنگي و همراهي با معصوم است.
اندرزهاي حضرت امام حسين عليهالسلام درباره: علم، تجربه، شرافت، قناعت، دوستي، تدبير و مظلوم
موعظه به گناهكار
علت قيام امام حسین علیه السلام از زبان خود
خير دنيا و آخرت
این رساله، عین برخی از کلمات حضرت سیدالشهدا (ع) است که علامه طهرانی با ذکر مدارک، از کتب معتبره نقل کرده است و از شرح و بسط خودداری شده تا آنکه به واسطه ایجاز و اختصار، قابل آن باشد که بر روی پرده ها و تابلوها نوشته شده و در مجالس و محافل، در مرآی و منظر حاضرین قرار گیرد و در عین حال به واسطه سادگی قابل استفاده عموم برادران دینی بوده باشد. این کتاب به زبان فارسی نوشته شده است و جزء ابحاث تاریخی محسوب می گردد.
معرفی اجمالی نویسنده:
علامه آیة الله حاج سیدمحمدحسین حسینی طهرانی، عالم، فقیه، عارف بزرگ قرن معاصر (پانزدهم هجری قمری) فرزند آیة الله حاج سیدمحمدصادق طهرانی، که در 24 محرم سال 1345 هـ ق، در طهران بدنیا آمد. دوران کودکی را تحت تربیت پدربزرگوارش بود و تحصیلات ابتدائی مدرسه و بعد دوره آموزش متوسطه را در رشته مکانیک و ماشین سازی به اتمام رساند. سپس به دلیل علاقه به دروس دین، علوم "حوزوی" را انتخاب و در سن 19 سالگی (بعد از پوشیدن لباس روحانیت) به شهر قم عزیمت کرد. در همان سالهای نخست، جزو اولین شاگردان مرحوم علامه طباطبائی (صاحب تفسیر گرانقدر "المیزان") شد و در درس تفسیر و حکمت و عرفان عملی از خواص یاران ایشان گردید. مدت 7 سال در سطوح مختلف علمی از اساتید بزرگ بهره ها برد و آنگاه برای تکمیل علوم خود، در سن 26 سالگی به عراق رفت و در شهر نجف اشرف ساکن شد. دروس فقه و اصول و حدیث و رجال را در محضر علمای اعلام چون آیة الله حاج شیخ حسین حلی، سیدابوالقاسم خوئی، سیدمحمد شاهرودی و آقا بزرگ تهرانی، کسب فیض کرد. در همین ایام، بنا به نظر و توصیه علامه طباطبائی، در مسائل سلوکی و عرفانی، به مؤانست و مراوده آیة الله حاج شیخ عباس قوچانی وصی مرحوم قاضی و آیة الله حاج سید جمال الدین گلپایگانی پرداخت و در ادامه راه، با آیة الله حاج شیخ محمدجواد انصاری همدانی، آشنا شده و نهایتا به حضور عارف بزرگ مرحوم حاج سیدهاشم موسی حداد رسید. در تثبیت پایه های عرفان عملی خود، مجاهده ها و زحمات زیادی کشید و از فیوضات امیرالمؤمنین علی علیه السلام و عنایات حضرت سیدالشهداء علیه السلام، دائما بهره مند بود. سال 1377 هـ ق، در سن 33 سالگی، بعد از اتمام تحصیلات عالیه و رسیدن به فضائل ظاهری و کمالات باطنی، به خاطر ادای تکلیف و ترویج و گسترش علم و دین، به طهران برگشت. بعد از رحلت آیة الله بروجردی و تحرکات طاغوتی حکومت پهلوی، رهبر فقید انقلاب (آیة الله خمینی) را همراهی و فعالیتی مؤثر داشت. علامه بزرگوار پس از 23 سال تلاش و سکونت در تهران، سال 1400 هـ ق، به شهر مشهد هجرت و پانزده سال آخر عمر خود را آنجا گذراند. وی در سال 1416 هـ ق، در ماه صفر، در همانجا رحلت فرمود.
ساختار بندی کتاب: این کتاب شامل عناوین زیر می باشد:
خطبه سید الشهدا راجع به اصلاح مردم - در علت قیام حضرت سید الشهدا (ع) - وصیت حضرت به محمد بن حنفیه – مواعظ حضرت سید الشهدا نافسوا فی المکارم و سارعو فی المغانم – تحریض و تشویق بر کارهای پسندیده – نامه حضرت درباره خیر دنیا و آخرت - پند و اندرزهای حضرت امام حسین (ع) - جمع نمودن حضرت اصحاب را در منی - خطبه حضرت در منی در زمان معاویه - دعوت حضرت، اصحاب را برای تبلیغ ولایت – فقرات منا شده حضرت با اصحاب و تابعین – خطبه آن حضرت در وقت خروج از مکه - خیر لی مصرع انا لاقیه – اشعار حضرت در جواب فرزدق - مذمت حضرت از اهل دنیا – خطبه حضرت در وقت ممانعت حر - گفتار حضرت در پاسخ تهدید حر - گفتار حضرت در آمادگی برای شهادت - الموت خیر من اکوب العار - خطبه حضرت در بیضة – خطبه حضرت برای اصحاب خود و اصحاب حر – خطبه حضرت در شب عاشورا در جمع اصحاب – دعای حضرت در صبح عاشورا- خطبه حضرت در صبح عاشورا - بیان حضرت فضائل خود را - ولا اقر لکم قرار العبید - خطبه غرای حضرت در روز عاشورا - تمثل حضرت به ابیات فروة – مذمت حضرت اهل کوفه را – تبری جستن آن حضرت از مذلت - لعن فرمودن حضرت بر لشکر کوفه - اشعار رجزیه حضرت در روز عاشورا - ترجمه اشعار رجزیه حضرت - ذکر حضرت فضائل خود را در اشعار رجزیه – ندای حضرت بر پیروان آل ابی سفیان - مبارزه حضرت سید الشهدا (ع) - شهادت حضرت سید الشهدا (ع) - حالات آن حضرت در هنگام شهادت و...
در انتهای این کتاب اشعار مرحوم نیر تبریزی و اشعار مرحوم آیه الله شعرانی و اشعار مؤلف در مدح حضرت سید الشهدا آورده شده است.[1]
کتابشناسی کتاب نامه ها وملاقاتهای امام حسین (علیه السلام)
اینجانب علی نظری منفرد سال 1326 در شهر قم در خانواده ای روحانی متولد شدم و پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی در سال هزار و سیصد و چهل، وارد حوزه علمیه قم شدم و پس از گذراندن )ادبیات، دروس مقدماتی، فقه و اصول) به نجف اشرف در سال 1346 و 1347 رفتم و سپس به ایران و شهر قم بازگشتم و سطح را به پایان بردم. سپس در آزمون دارالفنون تهران در رشته (معقول و منقول) شرکت نمودم و قبول شدم و پس از اتمام دروس سطح، در درس خارج اساتید مثل: «مرحوم آیت الله محقق داماد»، «مرحوم آیت الله میرزا هاشم آملی»، و «مرحوم آیت الله اراکی» شرکت کردم و فلسفه و حکمت را از محضر «شهید مفتح»، «شهید مطهری» و دیگر اساتید حوزه بهره بردم
.
در همان وقت به کار تبلیغ نیز مشغول بودم و در منزل، جلسات بحث و گفتگو پیرامون مسائل کلامی و اعتقادی هر هفته برقرار بود که تحت تعقیب ساواک قرار گرفته و منجر به تعطیل آن مجالس گردید تا پیروزی انقلاب و در همان اوائل پیروزی و انتخابات دوره اول و دوم مجلس از طرف مردم (آباده فارس) به نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب گردیدم و پس از اتمام دوره نمایندگی به قم و حوزه علمیه بازگشتم و به تدریس و تالیف پرداختم و اکنون به تدریس درس خارج فقه و اصول مشغول هستم.
نـهـضـت حسين (ع ), نهضتى است جاودانه كه همواره در طول تاريخ اسلام , عامل ايجادحركت ها ونـهضت ها وانقلابها عليه ظالمان وستمگران وطواغيت دوران بوده است بى گمان انقلاب مقدس اسـلامـى ايـران نـيـز, نـشـات گـرفته از اين حركت انسانساز وپايداراست كه مردم رنج كشيده مـسـلـمـان رابـه خـروش وحـركت بى وقفه عليه رژيم منحوس شاهنشاهى واداشت واين قدرت اهريمنى را با آن همه پشتوانه هاى شيطانى به سقوط ونابودى كشاند. نـهـضت مقدس امام حسين (ع ) براى همگان وتمام نسل ها وعصرها بايد آموزنده , سازنده ومحرك بـاقـى بـمـانـد واز ايـن مـشـعـل فروزان الهى , ملت ها پيوسته فروغ گيرند ودر زندگى عملى خودشعارهاى جاودانه اش را به كار بندند نداى بلند ((هيهات منا الذله )) امام حسين سلام اللّه عليه بـايـد بـراى تـمام مؤمنين الگو وسرمشق باشد واين شعار آميخته با شعور انقلابى , زمينه مبارزه با اسـتـكـبـار جهانى را درامت اسلامى بيافريند نه تنها اين شعار كه تمام شعارهاى عاشوراى حسين آمـوزنـده وحـركـت آفـرين است پس مى بايست اين شعارهارا از لابلاى گفته ها, ملاقات ها, نامه ها وگـفـتگوهاى امام (ع ) استخراج ودر دسترس عموم قرار داد كه به فضل الهى , اين مطالب ارزنده هـمراه با توضيحات لازم ومطالب گوناگون ديگر, كه هريك در حد خود,مفيد وقابل تقديراست در كتاب حاضر گردآورى شده وتقديم خوانندگان عزيز مى گردد. ايـن كـتـاب مـجـمـوعـه اى از سـخـنـرانـيـهاى خطيب توانا حضرت حجة الاسلام والمسلمين آقـاى نظرى است كه توسط حجة الاسلام آقاى عالمى , مطالب آن جمع آورى ومصادرش از كتابها ومنابع اسلامى , ثبت وضبط گرديده وبا تغييرات واضافاتى به صورت كنونى در آمده است . كتاب مزبور حاوى سه بخش است :. 1 ـ نامه هاى امام حسين (ع ). 2 ـ ملاقاتها وديدارهاى امام حسين (ع ). 3 ـ پاسخهاى امام (ع ) به افراد. امـيـداسـت نـشـر ايـن مجموعه ارزشمند توسط بنياد معارف اسلامى كه پيوسته در نشر وتبليغ واحـيـاى آثـار عـتـرت طـاهره عليهم السلام , پيشگام وپيش قدم بوده است , مورد پذيرش درگاه حـضـرت احـديـت وتـوجه سيدالشهدا(ع ) وقبولى محبين وعلاقمندان به خاندان رسالت ونبوت عليهم افضل صلوات اللّه ,قرار گيرد.
مـجـمـوعـه حـاضـر كـه از نـظـر خـوانـنـدگان ميگذرد حاصل تلاش وكوشش برادر بزرگوار حـضـرت حـجـة الاسـلام جـنـاب آقـاى عالمى دامغانى است كه اين جانب در محرم 1413 قمرى بمناسبت ايام , بحثهائى راتحت عنوان ملاقاتها ونامه هاى امام حسين (ع) در چندين مجلس مطرح نـمـودم كه ايشان در اين رابطه تتبع لازم وسعى وافررا مبذول داشته وضمن جمع آورى وتكميل ملاقات ها ونامه هاى آنحضرت , منابع وماخذآنهارا نيز تهيه واضافه نموده اند كه با سپاس وقدردانى از زحمات وتلاش نسبت باين مجموعه , موفقيت ايشان را از درگاه ايزد منان مسئلت دارم . بـراى آشـنـائى بـا تـنـظـيـم وتـرتـيب مطالب مندرج در اين نوشتار اشاره اى كوتاه به محتويات آن لازم است :
1 ـ نـامـه هـاى امـام (ع) كـه بـرخـى از آنـها از جهت زمان تقدم دارد در ابتدا عنوان گرديده كه تعدادى از آنها مربوط به دوران حيات امام مجتبى سلام اللّه عليه وبعضى در زمان امامت آنحضرت , ودر قـسـمت سوم نامه هاى مربوط به نهضت كربلا وقيام عاشوراست كه در 19 مجلس جمع آورى شده است .
2 ـ مـلاقـاتـهـا از زمان انتشار خبر مرگ معاوية بن ابى سفيان كه در ماه رجب سنه 60 رخ داده تا روزدهـم محرم سال 61 يعنى روز عاشورا مى باشد كه حاوى مطالبى مهم وقابل توجه است كه در طى 30 مجلس تنظيم شده است .
3 ـ در بـخش سوم اين مجموعه , پاسخ هاى آنحضرت به سؤالات افراد به اضافه بعضى مطالب ديگر كه در طى 7 مجلس بيان شده است .
4 ـ در پايان هر مجلس بذكر مصيبت بتناسب آن مجلس حتى الامكان پرداخته شده است. در پـايـان از مـؤسـسه محترم بنياد معارف اسلامى كه عهده دار چاپ ونشر اين مجموعه شده اند ودرايـن جـهت سعى لازم را مبذول داشته اند وبراى تسريع در چاپ ونشر آن اقدام نموده اند تشكر وقدردانى وتوفيقات روز افزون تمام آن برادران را از خداى بزرگ خواهانم والسلام عليكم ورحمة اللّه وبركاته .[1]
قم ـ على نظرى منفرد.
کتابشناسی کتاب چهره درخشان حسین بن علی
جناب حجة الاسلام و المسلمین علی ربانی خلخالی کتابهای مختلفی را راجع به خاندان عصمت و طهارت به رشته تحریر درآورده اند که در اینجا برخی از این کتابها را نام می بریم.
ام البنین علیهاالسلام: النجم الساطع فی مدینه النبی الامین
پدیدآورنده: علی ربانی خلخالی، علی مجال اشرف (مترجم)
ناشر: دار الکتاب اسلامی - 16 دی، 1386
چهره درخشان قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس (ع) شامل: (240) کرامت از آن حضرت نسبت به: شیعیان، اهل سنت...
پدیدآورنده: علی ربانی خلخالی
ناشر: مکتب الحسین (ع) - 23 اسفند، 1384
ستاره درخشان شام، حضرت رقیه دختر امام حسین (ع)
پدیدآورنده: علی ربانی خلخالی
ناشر: مکتب الحسین (ع) - 1383
ستاره درخشان مدینه: حضرت ام البنین سلام الله علیها: همسر باوفای امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیهاالسلام
پدیدآورنده: علی ربانی خلخالی
ناشر: مکتب الحسین (ع) - 21 اسفند، 1385
چهره درخشان حسین بن علی (ع)
پدیدآورنده: علی ربانی خلخالی
ناشر: مکتب الحسین (ع) - 16 بهمن، 1385
دعا و زیارات
پدیدآورنده: علی ربانی خلخالی
ناشر: مکتب الحسین (ع) - 08 بهمن، 1385
السیده رقیه بنت الامام الحسین (ع)
پدیدآورنده: علی ربانی خلخالی، جاسم ادیب (مترجم)
ناشر: مکتب الحسین (ع) - 08 بهمن، 1385
قیمت: 30000 ریال
چهره های درخشان سامرا: حضرت امام هادی و امام عسکری علیهما السلام
پدیدآورنده: علی ربانی خلخالی
ناشر: مکتب الحسین (ع) - 02 تیر، 1386
چهره درخشان عقیله بنی هاشم: زینب کبری (س)
پدیدآورنده: علی ربانی خلخالی
ناشر: مکتب الحسین (ع) - 23 مهر، 1387
قیمت: 80000 ریال
کتاب چهره درخشان حسین بن علی، همانطور که از نام آن پیداست در مورد قیام امام حسین و انگیزه های قیام است. و مطالب جالبی را در مورد قیام عاشورا در این کتاب می یابیم. این کتاب در سایت تخصصی تاریخ اسلام به صورت html منتشر شده است. و برای اطلاعات بیشتر راجع به این کتاب به مقدمه و فهرست عناوین خود کتاب بسنده کرده ام.
سبب تاليف كتاب
نويسنده در رمضان المبارك سال 1387 قمرى به مطابق آذر ماه 1346 شمسى از سوى آية الله العظمى سيد شهاب الدين مرعشى نجفى قدس سره براى تبليغ و ترويج قرآن كريم و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام در دهه اول ماه مبارك رمضان به قريه جيلارد (دماوند )عازم شد.
معمولا دهه اول اصول و فروع دين و دهه دوم و سوم شرح حال چهارده معصوم عليهم السلام و خاندان آن بزرگواران را براى مستمعين شرح مى دادم و ضمنا وقايع هر شب يا روز را به تناسب تذكر مى دادم .
شب 16 ماه رمضان بيمار شدم كه روزش شدت يافت .
شب 17 رمضان بنا بود قضاياى جنگ بدر (19) را براى مردم شرح دهم طورى آن شب مريض شدم كه نتوانستم در مسجد حضور پيدا كنم به طورى كه پزشك معالج از بهبودى من نااميد شد.
شب 17 رمضان عده اى از اهالى براى عيادت و همه ناراحت بودند كه چرا بايد طلبه اى جوان در غربت اين اتفاق برايش بيفتد ؟ همان شب وصيت نامه خودم را نوشتم كه اگر مردم كسى مسوول نيست و بازماندگانم با كسى كار نداشته باشند خودم به اجل خدايى از دنيا رفته ام و نذر كردم كه اگر شفا يافتم در حد توان كتابى در زندگانى اباعبدالله الحسين عليه السلام بنويسم آن شب حالم خوب نبود و گريه كردم و با حال گريه خوابيدم قبل از سحرى بود كه مى بايستى براى خوردن سحرى بلند مى شديم .
بنده در خوابد ديدم كه روضه حضرت على اكبر عليه السلام مى خواندم گويا اين روضه از خواب به بيدارى تبديل شده بود، صاحب منزل كه پيرمردى بود، با همسرش بيدار شده بودند و كنار بسترم نشسته روضه را گوش مى دادند و گريه مى كردند يكدفعه پير مرد بنده را آرام براى خوردن سحرى بيدار كرد من در آن حال بيدار شدم و مختصر سحرى ميل كردم و براى نماز به مسجد رفتم ظهر حالم بهبود يافت و پس از نماز ظهر منبر هم رفتم و قضاياى جنگ بدر را براى مردم توضيح دادم .
پس از پايان ماه رمضان به قم آمدم و در سال 1347 شمسى ازدواج كردم و خمير مايه كتاب شريفه (چهره درخشان حسين بن على عليهماالسلام )از سال به طول انجاميد، در سال 1355 شمسى مطابق 17 ربيع الاول 1397 قمرى به قطع رقعى در دو هزار نسخه چاپ شد.
بعد از آن 15 هزار نسخه در سه نوبت به قطع چاپ كرديم ، و اخيرا هم در تاريخ 1410 قمرى مطابق با 1369 شمسى (كانون نشر انديشه هاى اسلامى ) سه هزار نسخه از آن چاپ كرد. چون كتاب متقاضيان بسيار داشت ، با كسب اجازه از مسول موسسه كانون نشر انديشه هاى اسلامى اقدام به چاپ جديد و ويرايش با تجديد نظر و اضافات تقديم به دوستان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام مى نماييم .
اينك با لطف خداوند و نظر اهل بيت عليهم السلام موفق شديم تا چاپ ششم اين كتاب با اصلاحات و اضافات جديد به چاپ برسانيم .
اميد است اين اثر ناچيز مورد قبول و عنايت فرزند نهم امام حسين عليه السلام يعنى مهدى موعود عجل الله تعالى فرجه الشريف قرار گيرد.
(ان اريد الا الاصلاح ما استطعت و ما توفيقى الا بالله عليه توكلت و اليه انيب )(20)
قم - حرم اهل بيت عليهم السلام
بيستم جمادى الثانى 1421 ه - ق
سالروز تولد سيدة نساء العالمين
صديقه شهيده ، حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها
مطابق 29 شهريور 1379 شمسى
على ربانى خلخالى
فهرست عناوین کتاب
مقدمه
بخش اول :ولادت و شخصيت امام حسين عليه السلام در قرآن و سنت
فصل سوم : فرزندان امام حسين عليه السلام
ابراهيم فداى امام حسين عليه السلام شد
بخش دوم :ارزيابى شهادت
بخش سوم :علم امام عليه السلام
خبر رسول اكرم صلى الله عليه وآله از شهادت عمار ياسر
بخش چهارم :حادثه كربلا و پيامبران
در فضايل زائران حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام
عطر تربت امام حسين عليه السلام
بخش پنجم :نمونه اى از شجاعت و معجزات امام حسين عليه السلام
بخش ششم :شجره ملعونه در قرآن و روايات
بخش هفتم :امام حسين عليه السلام و عاشوار
خطبه حركت از مكه
محرم الحرام
عصر تاسوعا
فصل هفتم : شهادت ياران بى بديل امام حسين عليه السلام
على اكبر بن حسين بن على عليه السلام
بخش هشتم :شهادت سالار شهيدان امام حسين عليه السلام
نامه امام حسين عليه السلام به امام سجاد عليه السلام
شهادت پيشواى شهيدان درسى براى پيروان آن حضرت
بخش نهم :دشمنان اهل بيت
بخش دهم :اهل بيت عليه السلام در كوفه
خطبه حضرت زينب عليه السلام در كوفه
بخش يازدهم :اهل بيت عليهم السلام در شام
بخش دوازدهم :بازگشت كاروان اسرا به مدينه منوره
فصل چهارم : سخنى چند با عزاداران امام مظلوم عليه السلام و گويندگان مذهبى
کتابشناسی کتاب جامعه شناسی تحریفات عاشورا
كتاب « جامعه شناسي تحريفات عاشورا » گزارشي است انتقادي ـ آسيب شناختي به مقتلها، روضهها و ادبيات منظوم در عاشورا. بخشهاي تشكيل دهندهي كتاب عبارتاند از: "عاشورا و رويكرد جامعه شناختي (نقد و بررسي منابع و مقاتل عاشورايي، تحريف شناسي و فرهنگ عاشورا" و "ادبيات عاشورا در بوتهي نقد (عاشورا و ادبيات انقلاب اسلامي)"
كتاب در دو بخش اصلي ، سعي دارد تا نگاهي تازه به آسيب شناسي مقتل ها ، روضه ها و ادبيات منظوم داشته باشد. در بخش نخست اين كتاب نويسنده به مقوله عاشورا و رويكرد جامعه شناختي آن مي پردازد .
در فصل اول اين بخش مشكلات و موانع پژوهش درباره عاشورا، جامعه شناسي تاريخي و عاشورا، نگرش متافيزيكي به عاشورا، مقايسه دو نگاه ثبوتي و اثباتي به عاشورا، شهادت پرستي و تقديس شهادت به عنوان هدف، پارادوكس عاشورا و شفاعت و مسائلي از اين دست را مورد بررسي و تحليل قرار مي دهد.
فصل دوم از بخش نخست كتاب به نقد و بررسي منابع و مقاتل عاشورايي مي پردازد. از عمده ترين مباحث اين فصل مي توان به مواردي چون تاريخ طبري گزارشي مخدوش، مقتل الحسين خوارزمي، ابن خلدون و تحريف عاشورا ، ابن تيميه و استمرار تحريف، روضه الشهداء سرچشمه تحريفات عاشورايي و تحريف در حوزه نقل قول ها از مهم ترين عناوين اين فصل است.
در فصل سوم از بخش نخست كتاب هم تحريف شناسي و فرهنگ عاشورا با مباحثي چون ضرورت غبار روبي از تاريخ عاشورا ، تحريف در تاريخ اسلام و مواردي ديگر را مورد بررسي قرار مي دهد .
نويسنده در بخش دوم كتاب ادبيات عاشورا در بوته نقد را مورد بررسي و تحليل قرار مي دهد. عاشورا در ادبيات فارسي ، عاشورا و ادبيات انقلاب اسلامي دو فصل اصلي بخش دوم كتاب “جامعه شناسي تحريفات عاشورا” است .
سایت مرسلات





