سایت تخصصی تاریخ اسلام

کتابخانه آنلاین تاریخ اسلام

عکسهای تصادفی

You are here
نمایش مطالب براساس برچسب: الکامل ابن اثیر
چهارشنبه ، 29 ارديبهشت 1389 ، 11:14

کتابشناسی کتاب الکامل فی التاریخ

عز الدين بن اثير

ابو الحسن على بن محمد بن محمد بن عبد الكريم شيبانى جزرى مشهور به عز الدين ابن اثير (555-630) مورخ، اديب، و محدث، صاحب دو كتاب تاريخى الكامل و اسد الغابة است.

پدرش در دستگاه سلاطين آن زنگى موقعيت ويژه‏اى داشت و مناصبى را از سوى آنان بر عهده داشت. او به جهت دارايى و ثروت زيادش، از مالكان و تجار مشهور جزيره بود و بين موصل و شام سفرهاى تجارى متعدد كرد و بارها از سوى فرنگيان به اموال و كاروانهاى تجارى او تعرض شد. سه فرزند او از عالمان و مؤلفان مشهورند. مجد الدين مبارك فرزند بزرگتر به علوم حديث پرداخت و دو كتاب جامع الاصول فى احاديث الرسول و النهاية فى غريب الحديث را نوشت. برادر كوچكتر ضياء الدين نصر اللّه به ادبيات روى آورد و كتابهاى المثل السائر فى ادب الكاتب و الشاعر، ديوان ترسل و الجامع الكبير فى صناعة المنظوم را تأليف كرد.

عز الدين على برادر وسطى در اوايل سال 555 در جزيره ابن عمر از منطقه جزيره در شمال رود فرات متولد شد. از كودكى و جوانى او اطلاع چندانى در دست نيست جز آنكه خود ذيل رويدادهاى سال 571 در الكامل مى‏نويسد: در ماه رمضان كسوف رخ داد و من آن هنگام 16 سال داشتم و نزد استادم حساب مى‏خواندم كه از ترس به او پناه بردم چون از علم نجوم نيز بهره‏مند بود. همچنين ذيل حوادث سال 575 نوشته است: نزد يكى از علماء رفتم تا حديث پيامبر را از او بشنوم.

ابن اثير در سال 579 همراه پدر و برادرانش به موصل نقل مكان كردند و چون اين شهر در آن زمان مركز علم و ادب بود عز الدين شروع به استفاده از عالمان آن ديار كرد. اولين ارتباطش با اديب و مقرئى، ابو الحرم مكى بن ريان نحوى بود كه ذيل حوادث سال 603 از او تجليل كرده است. او در موصل ، شام و بغداد نزد استادانى چون عبد اللّه بن سويده، ابن فضل الزمان، يعيش بن صدقه، عبد المنعم بن كليب ، ابن ريان بن شعبه، عمر بن طبرزد، عبد المحسن بن عبد اللّه و ابن غنايم حلبى دانش آموخت. وى برخى از اين استادان را در الكامل معرفى كرده است.

ابن اثير در علوم و فنون مختلف از جمله حديث، قراءت، خطاب به، لغت، مغازى و سير پيش رفت و در زمره مشاهير و فقهاى موصل قرار گرفت و كم كم به دربار سلطان راه يافت.

ابن طقطقى در آداب السلطانيه علت راهيابى او به دستگاه سلطان و خليفه را اينگونه شرح مى‏دهد: «صاحب موصل كه گمان مى‏كنم نور الدين بوده به مجد الدين برادر ابن اثير گفت: شخصى امين و متدين برايم پيدا كن كه راز نگهدار باشد و پيام شفاهى مرا به خليفه برساند. مجد الدين، برادرش عز الدين را معرفى كرد. سلطان او را خواست و پيغام‏هايى را به او داد و به او گفت هم اكنون عازم شو. ابن اثير نزد برادر آمد تا با او وداع كند. مجد از او پرسيد سلطان درباره چه با تو سخن گفت؟

عز الدين گفت اى برادر؛تو لحظاتى پيش درباره دين و امانت و راز دارى من پيش سلطان گواهى داده‏اى و درست نيست تو را تكذيب نمايم. پس مجد الدين گريست و برادرش را دعا كرد. اين حادثه اخلاق ابن اثير را براى ما روشن مى‏سازد.

به جهت موقعيتى كه بغداد در آن زمان داشت ابن اثير به آنجا رفت ولى محل سكونت خود را نيز رها نكرده و هر از چند گاهى به موصل برمى‏گشت و شاگردان از او استفاده مى‏بردند.

مؤلف الكامل به دار الاماره زياد رفت و آمد داشت و براى نور الدين، حديث و تاريخ مى‏گفت. بخصوص در شبهاى ماه رمضان كه مجلس دربار به شب نشينى و فكاهت و داستان گويى و رقص و آوازه خوانى مى‏گذشت!

ابن اثير مدتى را نيز در حلب و دمشق و قدس گذرانيد و نزد بزرگان آنجا ميهمان بود.

در حلب همراه پدر ابن خلكان و ياقوت حموى مجالس علمى داشت و ياقوت به او وصيت كرد نوشته‏هايش را به بغداد ببرد و به محل وقف مخصوص بسپارد. قفطى در انباه الرواة ذيل ترجمه ياقوت مى‏نويسد: ابن اثير در آن نوشته‏ها تصرف كرد و آنها را به محل تعيين شده نرساند بلكه نزد گروهى پخش كرد تا از آن بهره برند! اگر اين گفته قفطى درست باشد اتهام صريحى بر تدّين و امانتدارى ابن اثير خواهد بود.

ابن اثير در سال 628 به خانه‏اش در موصل بازگشت و تا هنگام مرگ در آنجا مشغول تدريس و تأليف بود. ابن خلكان كه وى را در حلب ملاقات كرده او را ستوده و مى‏گويد:

ابن اثير حافظ حديث و تاريخ و آگاه به انساب و اخبار عرب بود. ابن جوزى از او به عنوان استاد ياد كرده و ابن كثير و ابن عمار حنبلى او را ستوده‏اند.

ابن اثير از لحاظ سياسى با حكّام عصر خود هماهنگ و همراه بود و به خلفاى عباسى تمايل داشت مگر درباره الناصر الدين اللّه كه به خاطر لغزش‏هايش از او انتقاد كرده است. وى در موضوع نبرد با فرنگيان صليبى و مغولان، بسيار متعصب بود. حاكمان اتابكى و ايوبى را مى‏ستود كه نمونه‏اى از ستايش او نسبت به اتابكيان بخصوص هم عصر خود نور الدين ارسلان شاه در مقدمه كتاب التاريخ الباهر آمده است.

وى در 25 شعبان سال 630 در حلب وفات كرد. تاريخ مرگ او را سال 631 يا 633 هم گفته‏اند. با آنكه ابن اثير از علوم مختلف بهره‏مند بود در تاريخ و حديث شهرت بيشترى دارد.

تأليفات مهم وى عبارتند از: الكامل فى التاريخ، اسد الغابه فى معرفة الصحابه، التاريخ الباهر فى الدولة الاتابكية و اللباب فى تهذيب الانساب.

الكامل فى التاريخ‏

كتاب «الكامل فى التاريخ» اثر عز الدين ابو الحسن على بن محمد معروف به ابن الاثير (م 630 ه. ) مشهورترين كتاب وى و جامع‏ترين تاريخ عمومى است كه بيشتر آن درباره تاريخ اسلام است.

وى در مقدمه اين كتاب مطالبى را درباره علت تأليف و روش تاريخ نگارى خود بيان كرده است. او مى‏گويد: چون به مطالعه تاريخ علاقه‏مند بودم ضمن مطالعه آن دريافتم كه هيچ كدام از كتب تاريخى به تنهايى نياز خواننده را رفع نمى‏كند. برخى درازگويى كرده و برخى مختصر گفته‏اند، تاريخ شرقى از تاريخ غربى خالى است و بالعكس، هيچ كتابى به همه رويدادها نپرداخته و يكجا جمع نكرده است. از اين رو كسى كه مى‏خواهد يك دوره تاريخ را تا زمان حيات خود بنگرد نيازمند كتاب‏هاى متعدد است كه هر كدام كمبودهايى دارد. وقتى چنين ديدم شروع به تأليف تاريخى جامع نمودم كه اخبار پادشاهان شرق و غرب و بين آنان دو را شامل باشد. البته نمى‏گويم بر همه حوادث دست يافته‏ام زيرا كسى كه در موصل است به هر حال از اخبار سرزمين‏هاى دور بى اطلاع است.

ابن اثير كتاب خود را از نخستين روزگار آغاز كرده و تا پايان سال 628 ه. ق. برابر 1230 م يعنى دو سال پيش از مرگش ادامه داده است. منبع اصلى وى تا اواخر قرن سوم، تاريخ طبرى بوده است اما روش او را در ذكر روايات مختلف درباره يك واقعه رعايت نكرده بلكه كامل ترين روايات را گرفته يا روايتى را كه به نظر او درست‏تر بوده با آنچه خود از منابع ديگر يافته ذكر كرده است. گاه نيز اگر مجبور گشته روايتى را ذكر كند كه در صحت آن ترديد داشته، نظر خود را نيز درباره آن آورده يا متذكر شده كه درباره اين واقعه، اخبار مختلف در دست است.

الكامل در ذكر تاريخ اسلام بر حسب سنوات يا به شيوه سالشمار تنظيم شده است اما وى به اين نكته توجه داشته است كه مورخان، يك رويداد را كه در سالهاى مختلف رخ داده است قطعه قطعه كرده و پى‏گيرى و فهم آن را دشوار نموده‏اند. ابن الاثير براى جلوگيرى از اين انقطاع، غالبا در يكجا خلاصه‏اى از يك واقعه را كه طى سالها اتفاق افتاده آورده و در سنوات مختلف هم قطعات واقع شده و مربوط به همان سالها را در جاى خود ذكر كرده است.

از بيان مؤلف در مقدمه استفاده مى‏شود كه او رويدادهاى تاريخى را بر حسب اولويت و عظمت ظاهرى آن نقل نكرده بلكه آنچه را موافق عقل يافته برگزيده و با مطالبى كه بر آن افزوده تاليف و تحرير تازه‏اى كرده است. ديگر اينكه او در نقد حوادث و ربط ميان اسباب و مسببات يا علت و معلول به شيوه فلسفه تاريخ پيش نرفته است زيرا اين شيوه را در آن زمان هيچ كس جز ابن خلدون نشناخته بود، لذا ابن اثير تنها حوادثى را نقد و بررسى كرده كه به نقل آنها پرداخته است و هر حادثه‏اى كه درست نمى‏يابد نقل نمى‏كند.

مثلا درباره آفرينش خورشيد و ماه به حديثى طولانى كه طبرى نقل كرده، اشاره نموده و مى‏گويد اگر اين حديث درست بود نقل مى‏كردم ولى نبايد درباره موضوع مهمى چون گردش ماه و خورشيد چنين روايات ضعيفى را گزارش كرد. نمونه ديگر درباره دولت غوريان مى‏گويد: درباره آغاز اين دولت اختلاف است اگر حقيقت برايم كشف شد آن را اصلاح خواهم كرد. بنابراين مؤلف با ديد انتقادى كه در آن عصر شگفت مى‏نمود براى تأليف اثر بزرگ خويش از هر جا مآخذى گرد آورده و در مواردى كه دچار ترديد شده آراى گوناگون را ياد كرده و در نقد منابعى كه به آنها دسترسى داشته ذوق نقادانه خود را نشان داده است.

از ويژگى‏هاى اين كتاب، ضبط بعضى از اسامى اشخاص و امكنه است كه در پايان وقايع هر سال يا هر فصل از كتاب نام‏ها را با حركات يا إعراب آورده و ابهام در تلفظ آن واژه را برطرف كرده است همچنين وقتى فتح شهر يا ناحيتى را بيان مى‏كند نام آنجا را شرح مى‏دهد و وجه تسميه آن را بيان مى‏كند.

ابن اثير گر چه در تدوين مطالب هفت جلد اول كتاب خود مطالب طبرى را پايه قرار داده، از منابع ديگرى مانند ابن كلبى، بلاذرى، مبرّد و مسعودى نيز استفاده كرده و بر نوشته طبرى افزوده است. نمونه اين مطلب را در رويدادهاى عرب پيش از اسلام و پيشامدهاى ميان قيس و تغلب در نخستين سده هجرى و جنگ تازيان در سند مى‏يابيم.

ابن اثير مورخى است كه در تحقيق و اثبات حقيقت آنچه نقل مى‏كند سختگير است و گاه منابعى را كه مورد استفاده قرار مى‏دهد بى پرده به باد انتقاد گرفته از جمله به طبرى و شهرستانى خرده گيرى‏هايى كرده است.

اهميت الكامل جز آنچه گفته شد بيشتر به خاطر اشتمال بر ذكر وقايعى است كه در آثار ديگران ديده نمى‏شود يا كمتر بدان پرداخته‏اند. او با دقت و باريك بينى خاص خويش، اطلاعات گرانبهايى درباره اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم درباره جنگهاى صليبى و نزاعهاى داخلى شام و عراق به دست داده است. اين كتاب همچنين اخبار مفصلى درباره سامانيان تا مرگ ابو على چغانى دارد كه احتمالا برگرفته از كتاب گمشده «التاريخ فى اخبار ولاة خراسان» نوشته ابو على سلامى است. با پيدا شدن نسخه تاريخ ثابت بن سنان صابى كه سهيل زكار آن را در مجموعه‏اى با عنوان اخبار القرامطه چاپ كرده است مى‏توان به اين نتيجه رسيد كه ابن اثير در نوشتن مطالب مربوط به روابط فاطميان و قرمطيان از اين كتاب سود برده است. اهميت اساسى الكامل به ويژه در مورد رويدادهايى است كه ابن اثير بر خلاف طبرى به گونه‏اى گسترده از آنها ياد كرده است و چون وى در دوره استيلاى مغولان مى‏زيسته كتابش از منابع مهم تاريخ مغول به شمار مى‏رود. همچنين اين كتاب منبع مهمى درباره ملوك موصل مانند اتابكه زنگى و ايوبى است به گونه‏اى كه اخبار او در كتاب ديگرى يافت نمى‏شود و آنها را از كسانى گرفته است كه حوادث را به چشم خود ديده‏اند. البته به گفته حلمى، ابن اثير نسبت به خاندان ايّوبى نظر خوبى نداشته است.

تأليف اين كتاب پيش از تاريخ محلى او يعنى «التاريخ الباهر» آغاز شد ولى مؤلف آن را يازده سال پس از نوشتن تاريخ الباهر به پايان برد.

ابن اثير نوشته‏هاى تاريخى خود را در قالب فيش‏ها و برگه‏هايى به صورت چركنويس نوشت و رها كرد تا آنكه صاحب موصل، بدر الدين اتابكى از او خواست كتابش را آشكار كند و او چنين كرد.

الكامل را بايد تنها كتابى دانست كه به همه دولت‏هاى اسلامى در تمامى سرزمين‏ها پرداخته است. علاوه بر ذكر همه رويدادهاى بزرگ و طولانى، در پايان هر سال به رويدادهايى كه كوتاه و در درجه بعدى از اهميت قرار دارند اشاره كرده و تاريخ مرگ مشهورين از علما و شخصيت‏هاى مختلف را آورده است.

به طور خلاصه اهميت الكامل به اختيار كردن گزارش‏ها (روايات تاريخى) است نه فقط نقل و چيدن آنها در كنار يكديگر و به همين جهت اين كتاب شهرت پيدا كرده و بر ديگر كتب تاريخى برترى يافته است. البته متأسفانه نويسنده در بيشتر موارد منابع خود را ياد نكرده است ولى كتاب او منبع و الگويى براى مورخان پس از خود مانند ابو الفداء، ذهبى، ابن شاكر و ابن كثير شده است كه تحت تأثير او كتب تاريخى خويش را به روش وى تأليف كرده و از اخبار و اطلاعات او استفاده نموده‏اند.

نخستين چاپ تحقيقى الكامل ميان سالهاى 71-1851 م در 12 جلد با 2 جلد فهرست كه در سالهاى بعد چاپ شده به كوشش كارلوس يوهانس تورنبرگ سوئدى در ليدن منتشر شد. چاپ 1982 م بيروت نيز مبتنى بر همان چاپ است.

اين كتاب را ابو القاسم حالت و عباس خليلى ترجمه كرده‏اند. ترجمه ناتمام ديگرى از سيد محمود روحانى نيز عرضه شده است.

b_180_120_16777215_0___images_stories_food_plan-2.jpg     b_180_120_16777215_0___images_stories_food_motaleye-anlayn.jpg

مربوط به تاریخ عمومی

خبرخوان

با عضویت در خبرنامه سایت، ما آخرین اخبار سایت را به صورت خبرنامه برای شما ارسال می کنیم
از اینکه در خبرخوان عضو می شوید متشکریم

به ما بپیوندید

وبلاگ تاریخ اسلامفیس بوک سایت تاریخ اسلامتوییتر سایت تاریخ اسلام

گوگل باز سایت تاریخ rssyoutube