کتابشناسی کتاب تاریخ مختصرالدول
تاريخ مختصر الدول
مختصر تاریخ الدول یا تاریخ مختصر الدول کتابی است درباره تاریخ جهان،ازآغازتازمان مؤلف،که درده فصل(به گفته مؤلف درده دولت)تنظیم شده است.
کتابی تاریخی از وقایع و تاریخ عمومی دنیا از اول آفرینش تا زمان حیات مولف در قرن هفتم هجری به زبان عربی. این کتاب شامل مطالب مهمی در تاریخ ایران باستان، اسماعیلیان، خوارزمشاهیان، تاریخ جهان اسلام و مغولان می باشد. نویسنده آن "گریگوریوس" به زبان عربی یا "مارغریغوریوس" به زبان سریانی، از دانشمندان مسیحی یعقوبی مذهب و مورخ و طبیب قرن هفتم هـ ق است. مولف این کتاب را از کتاب دیگر خود که «تاریخ ابن عبری» و زبان سریانی نوشته است تلخیص و به زبان عربی ترجمه کرده و مطالب ارزنده ای ازتاریخ جهان گشای جوینی به آن افزوده است. و در اواخر عمر، به درخواست دوستان مسلمانش در مراغه، یکی از شهرهای ایران، مطالبی در تاریخ اسلام و مغول، به آن اضافه کرده و نام آن را «تاریخ مختصر الدول» یا «مختصر تاریخ الدول» گذاشته است.
كوشش ابن عبرى در زمينه تاريخ مهمترين بخش فعاليت علمى او شمرده شده است. چه به علت اشتمال آن بر بيان حوادث بسيار و ياد مردان بزرگ علم در مشرق و چه به جهت نقل او از مآخذى كه خود آنها يا از ميان رفتهاند و يا دشوار مىتوان به آنها دست يافت. اثر تاريخى او بود كه توجه اروپاييان را جلب كرد و پيش از آثار ديگر او چاپ و منتشر شد (شيخو، همانجا). اهميت نوشته تاريخى او حتى در زمان زندگانى مؤلف براى معاصران شناخته شده بود و از اين رو اين اثر به دو صورت سريانى و عربى پديد آمد:
1. ابن عبرى تاريخ خود را نخست به سريانى نوشت و آن را محتونوت زونى (اخبار الزمان) (مشكور، 4) يا تاريخ الازمنة (شيخو، همانجا) ناميد.اين اثر يك تاريخ عمومى دنيايى و دينى از آفرينش تا روزگار مؤلف و در 3 بخش است: بخش اول سرگذشت دولتهاست از عهد باستان تا 683 ق/1284 م مشتمل بر 10 دولت بزرگ، بخشهاى دوم و سوم حاوى تاريخ كليساست. بخش دوم خود در دو جزء است: جزء اول در سرگذشت اخبار عهد عتيق از هارون برادر موسى (ع) تا حنّان با تكيه بر كتاب مقدس و تاريخ يوسيفوس؛در جزء دوم احوال بطريقهاى انطاكيه از پطرس رسول تا قديس فلاوين (د 518 م) آمده است. اعلام اعتقاد به طبيعت واحد در مسيح از سوى ساويروس و پديد آمدن جدايى در كليسا و آغاز سلسله بطريقهاى يعقوبى سريانى با شخص ياد شده و ادامه اين سلسله در انطاكيه (بطريقهاى يعقوبى مغرب) تا زمان فيلوكسينوس، معاصر ابن عبرى، در آخر اين جزء قرار دارد. بخش سوم احوال جاثليقها، بطريقها و مفريانهاى مشرق، اعم از نسطوريان و يعقوبيان است از زمان توماى رسول و نخستين مفريان يعقوبى (منصوب در 7 ق/628 م) تا عصر مؤلف (شيخو، 508، 509؛ الدبس، 6/353، 354). از نظر اهل كليسا بخشهاى دوم و سوم اين اثر اهميت بسيار دارد (همو، 6/354) ؛بخش دوم تاريخ ابن عبرى را يكى از نويسندگان يعقوبى با افزودن ذيلى بر آن تا 902 ق/1495 م ادامه داده است (شيخو، همانجا). بخش سوم آن را هم برصوما برادر ابن عبرى با افزودن سرگذشت برادر بزرگتر به پايان برده و بعدها نويسنده ديگر يعقوبى، اخبار مفريانهاى مشرق را از زمان تصدى ابن عبرى تا اواخر سده 9 ق/15 م به آن الحاق كرد (همو، 510). بخش اول متن سريانى تاريخ نخستين بار به وسيله برنسsnurB. I .Pو كيرشhcsriK. W. G. همراه با ترجمه لاتينى آن در 1789 م در دو جلد در لايپزيك با اغلاط بسيار منتشر شد. پل بجانnajdeB. P. ، دانشمند آسورى ايرانى در 1890 م متن سريانى بخش اول را به صورت درست و زيبايى مجددا منتشر كرد (شيخو، همانجا). متن بخش دوم تاريخ (تاريخ كليسا) جز آنكه بخشهايى از آن نخستين بار در جزو المكتبة الشرقية تأليف يوسف سمعانى سريانى در رم (1719-1730 م) نقل و منتشر شد (نك: سركيس، 1049- 1050) ، به وسيله ابلوس soolebbA. B. Jو لامى ymaL. J. hTبا ترجمه لاتينى در 1872-1873 م در دو جلد در لوون به چاپ رسيد (شيخو، همانجا؛سارتن، 569/ (2) II) ؛
2. تاريخ مختصر الدول (ه. م) كه ترجمه و نگارش عربى بخش اول همان تاريخ ابن عبرى است.
ساختار و تقسیم بندی کتاب:
مختصرالدول، تاریخ دولت های دهگانه است که شامل هشت دولت مربوط به قبل از اسلام که تقریبا یک سوم کل کتاب است، دولت نهم تاریخ پادشاهان عرب مسلمان و در واقع تاریخ اسلام از ابتدای اسلام تا سقوط بغداد، دولت دهم دوران مغول.
مشروح دولت ها (بخش ها)
1- دولت اولیا درباره ویژگی ها و فرهنگ ملل باستان، آفرینش آدم و حوا و فرزندان آنها تا درگذشت حضرت موسی پیامبر.
2- دولت بنی اسرائیل، شامل تاریخ بنی اسرائیل تا روزگار شموئیل (سموئیل پیغمبر).
3- دولت پادشاهان اسرائیل، سرگذشت آنها از زمان شموئیل تا لشکرگشی بخت النصر آشوری به اورشلیم، اسارت یهودیان.
4- دولت پادشاهان کلدانی، روزگار بخت النصر و فرزندان او.
5- دولت پادشاهان ایران، سرگذشت پادشاهان هخامنشی طبق رویدادهای تاریخ یهود.
6- دولت پادشاهان بت پرست یونانی ها دوره اسکندر و جانشینان او.
7- دولت پادشاهان فرنگ، مطالبی راجع به تاریخ سرزمین روم از روزگار «آوگوستوس» تا زمان «پوستی ینانوس» سوم.
8- دولت پادشاهان مسیحی یونانی، شامل مطالبی درباره تاریخ فرمانروایی روم شرقی (بیزانس). بخش عمده این کتاب، عنوان دولت9، شامل مطالبی درباره پادشاهان عرب مسلمان که تاریخ جهان اسلام را در بردارد. زندگی حضرت پیغمبر اکرم، خلفای راشدین و امویان تا پایان دوره عباسیان.
9- دولت مغولان: از هلاکوخان مغول، اباقا، تا ارغوان ایلخان حدود سال 684 ق چون مولف خود در این زمان شاهد وقایع بوده است اطلاعات کتاب بسیار با اهمیت است. آخرین رویداد تاریخی کتاب، قتل "شمس الدین جوینی" به دستور "ارغوان" در 5 شعبان همان سال است.
ویژگی کتاب:
بعضی از ویژگی های تاریخ مختصرالدول عبارتست از:
1- شرح زندگی فرهنگی هر دوره تاریخی، سرگذشت و آثار بزرگانی چون سلیمان، فیثاغورس، هرمر (اومیروس)، اقلیدس، طالس (تالس/ثالیس)، راشمیدس، زردشت، مانی.
2- چگونگی ساخته شدن شهرها.
3- توصیف کاملی از مذاهب و فرقه های دینی و علوم و فلسفه اسلامی.
4- شرح زندگی یهودیان و مسیحیان هر زمان.
اِبْنِ عِبْرى
(در سريانى: بر عبرايا ayarhbE raBو در لاتينى: بارهبرايوس suearbeH raB)
ابو الفرج يوحنّا مارغريغوريوس بن تاج الدين اهرون بن توما ملطى (623-685 ق/ 1226-1286 م) ، سر اسقف و دانشمند برجسته يعقوبى. وى در ملطيه ارمنستان كوچك به دنيا آمد (بهنام، 4). نام تعميديش يوحنا بود و چون به جامه روحانيت در آمد، نام غريغوريوس (گريگوريوس) گرفت. به سبب لقبش برخى او را يهودى يا يهودى زاده دانستهاند (زوتر، 154s 427/I,LAG). با آنكه هرگز همسرى نگرفت و فرزندى نداشت، تيمّنا كنيه ابو الفرج يافت (شيخو، 290-291). همين كنيه موجب شده كه بسيارى از محققان او را با ديگر پزشكان مسيحى مكنّى به ابو الفرج، مانند ابن القفّ و ابن الطيّب اشتباه كنند (همو، 292، اشتاين اشنايدر، 53).
اهرون پدر يوحنّا پزشكى دانشمند و متدين بود و فرزندان بسيارى داشت كه چهار پسر از آنان پيش از يوحنا درگذشتند (شيخو، بهنام، همانجاها). يوحنا نزد پدر و چند تن از دانشمندان ملطيه به تحصيل علوم و از جمله پزشكى پرداخت و زبان و ادبيات سريانى و عربى و يونانى را نيز فرا گرفت (شيخو، 292-293؛زيدان، 3/ 214).
اين دوره از زندگى او با تاخت و تاز مغولان در آسياى صغير و فتح ملطيه به دست آنان همزمان بود. به گفته خود ابن عبرى، پدرش اهرون در اين هنگام (641 ق/1243 م) ، به عنوان پزشك معالج يساور نوين سردار مغول، او را تا خرتبرت ( خرپوت) همراهى و مداوا كرد و چون به ملطيه باز آمد، زياد درنگ ننمود و با خانواده خود به انطاكيه كوچيد (صص 252، 255). ابن عبرى در آنجا هم به شاگردى نزد دانشمندان انطاكيه پرداخت و مدتى نيز در غارى نزديك شهر گوشه نشينى اختيار كرد و آوازهاى يافت. اما ترك عزلت كرد و به طرابلس رفت و در 644 ق در عين جوانى به اسقفى جوباس (گوباش) نزديك ملطيه و يك سال بعد به اسقفى لاقبين (لاقابين) گماشته شد و پنج سال در آن مقام ماند (شيخو، 294-295، 365). وى در همين مقام براى مناظره با مخالفان كليسا، به مطالعه مداوم نوشتههاى آباء كليسا روى آورد (بهنام، 16-17). درگذشت بطريق (بطريرك پاتريارك) اغناطيوس در 649 ق/1251 م يعقوبيان را به دو گروه مخالف بر سر جانشينى او توسط ديونيسيوس (اهرون عنجور) و يوحنا بن المعدنى منقسم كرد. ابن عبرى در اين حوادث جانب ديونيسيوس را گرفت (شيخو، 365).
در اواخر 650 ق ابن عبرى از سوى ديونيسيوس مأمور اسقف نشين حلب شد و با آنكه رقيب او ابن المعدنى، اسقفى ديگر بر حلب گماشته بود، وى توانست با توسل به الملك الناصر ايوبى، امير دمشق، حقانيت ديونيسيوس و نيز رياست روحانى خود را بر يعقوبيان حلب به رسميت بشناساند؛اما پس از كشته شدن ديونيسيوس در 659 ق، ابن عبرى به اطاعت از ابن المعدنى گردن نهاد. چون ابن المعدنى نيز درگذشت، وى از سوى بطريق اغناطيوس سوم، به مقام مفريانى (سر اسقفى) مشرق كه به امور مسيحيان يعقوبى بين النهرين و غرب ايران رسيدگى مىكرد، منصوب شد. مفريان جديد با استفاده از دانش پزشكى خود توانست به حضور هولاكوبار يابد و نظر مساعد او را نسبت به بطريق اغناطيوس جلب كند و فرمانهايى در شناسايى حقوق مفريان بگيرد. اين روابط حسنه در زمان اباقا نيز ادامه يافت (همو، 367، 369؛بهنام، 25-27؛صالحانى، «ه» ) و ابن عبرى اسقفانى دانشمند و نيك كردار به مراكز اسقفى قلمرو خود گماشت. گفتهاند كه كليساى مشرق از سه قرن و نيم پيش به اين سو مفريانى به پايه علمى ابن عبرى نديده بود. او تا پايان عمر، مدت بيش از 20 سال، در اين سمت ماند و روزگار خود را به سفرهاى متعدد در نواحى مختلف عراق و آذربايجان و سوريه و ملطيه و تعمير و توسعه و بناى كليساها و صومعهاى در تبريز و مراغه و برتل (برطله) نزديك موصل گذراند (بهنام، 28-39، 42-44؛شيخو، 414). ابن عبرى به مناسبت مقام روحانى و پايه بلند علمى خود با بزرگان حكومت ايلخانى و دانشمندان مسلمان شهرهاى مختلف رابطه داشت (همانجا). با همه دشواريهاى وظيفه كليسايى و مشكلاتى كه گاه در درون كليساى يعقوبى يا با نسطوريان پيش مىآمد، ابن عبرى در اوقاف فراغت خود از مطالعه و تأليف و تدريس باز نمىايستاد.
وى سرانجام در مراغه درگذشت. جنازه او را در حالى كه فرقههاى گوناگون مسيحيان مراغه در تشييع او شركت داشتند، به موصل بردند و در دير مارمتّى بر بالاى كوهى در كناره خاورى اين شهر دفن كردند. (شيخو، 289-290؛2دخ).
ابن عبرى با وجود اشتغال به وظايف كليسايى به تدريس و معالجه بيماران هم مىپرداخت و خود وى از همكارى با جمال الدين ابن الرحبى دمشقى در بيمارستان نورى دمشق ياد كرده است (ص 274). ديوسقوروس جبرائيل برطلى و تاج الدول ابن القسّ شمعون طبيب از جمله شاگردان او بودهاند (بهنام، 39، 41، 42) ، ولى شاگردان مسلمان هم داشته است (لكلرك، 148/II).
زندگى ابن عبرى در ميان مسلمانان در پندار و كردار او مؤثر بود (شمس الدين، 197) تا آنجا كه به قولى در اواخر زندگيش ظاهرى مسلمان به خود مىگرفت ( لكلرك، همانجا) و نقشى سازش دهنده ميان مسلمانان با هم مذهبان خود و در ميان گروههاى مختلف مسيحى ايفا كرد (بريتانيكا، 816/I).
آثار
ابن عبرى مؤلّفى پر كار بود و با همه وظايف كليسايى كه داشت، آثار بسيار و متنوّعى به عربى و سريانى پديد آورد. تنوّع موضوعى نوشتههاى وى دليلى بر جامعيّت علمى اوست (نك: سارتن، 2 (2) /2212). با آنكه نوشتههاى ابن عبرى آگاهى تازهاى در بر ندارد، اما بازتاب روشنى از فرهنگ زمان اوست (861 (2) ش, حد). آثار او شامل همه معارف سده 7 ق/13 م است. به نظر برخى-كه البته اغراق آميز مىنمايد-ابن عبرى در علوم زمانش بدون استثنا سرآمد همه شرقيان بوده و در غرب هم در آن عصر جز توماس آكوينىsaniuqA samohTو قديس بوناونتورهerutnevanoBكسى بر او برترى نداشته است (شيخو، 449).
قسمت عمده نوشتههاى ابن عبرى به زبان سريانى است. با توجه به اينكه جز در نوشتههاى دينى، آثار او از مقوله ترجمه نوشتههاى عربى به سريانى بود و به علت استفاده فراوان او از منابع عربى و شيوه بررسى و تأليف علماى عربى نويس، او را از نمايندگان «دانش عربى» (ميهلى، 77) و متأثر از فرهنگ عربى-اسلامى دانستهاند (كراچكوفسكى، 1/373). برصوما، برادر ابن عربى، شمار آثار او را 31، سمعانى سريانى در المكتبة الشرقية، 34 (نك: الدبس، 6/351) ، بهنام (ص 83) ، 63 و شيخو (جم) ، 46 عنوان ياد كردهاند.
الف-آثار دينى: اين آثار همه به سريانى است و برخى از آنها در روزگار خود مؤلف يا بعد از او به عربى ترجمه شده است، بدين شرح:
1. /يثيقون (اتيكا) ، در تهذيب اخلاق (همو، 451-452). بيان تحسين آميز ابن عبرى در مورد اخلاق خواجه نصير الدين طوسى (صص 286-287) احتمالا گوياى تأثير اين متن فارسى بر كتاب ابن عبرى است. در نوشته ابن عبرى مدار سخن بيشتر بر فضيلتها و آداب لازم براى مسيحيان و به ويژه راهبان است. از اين اثر دو ترجمه به عربى در سدههاى پيشين صورت گرفته است؛
2. منارة الاقداس، در 12 بخش و هر بخش در فصلها و اجزاى فرعى متعدد ديگر، در اصول اعتقادى كليساى يعقوبى از مبدأ تا معاد. اين اثر دوبار به عربى ترجمه شده است. نخستين به وسيله دانيال بن خطاب از معاصران ابن عبرى و بعد به وسيله سركيس بن يوحنا دمشقى. دو فصل از اين اثر در موضوع گياه و خواص آن و شكل زمين توسط گوتهايلliehttoGدر اروپا منتشر شده و نسخهاى از متن عربى اين كتاب موجود است؛
3. هدايا، در قوانين ديرها و صوامع و رسوم مدنى كليساى سريانى غربى. اين اثر را دانيال ابن خطاب در عصر مؤلف به عربى برگردانده است. ترجمه لاتينى آن منتشر شده است (شيخو، 450-453).
ب-آثار فلسفى: در اين زمينه از فعاليت ابن عبرى، به تأثير متفكران مسلمان به ويژه تأثير غزالى بر او اشاره شده است (2lE). به نظر ابن عبرى، فارابى و ابن سينا بهترين حاملان علم ارسطو بودهاند (ص 55). او نصير الدين طوسى را حكيمى بلند پايه در همه شاخههاى حكمت مىدانست (همو، 286). آثار ابن عبرى در فلسفه، همه جز يكى به سريانى است. از آن ميان مىتوان به آثار زير اشاره كرد:
1. ترجمه اشارات و تنبيهات ابن سينا؛
2. ترجمه زبدة الاسرار اثير الدين ابهرى؛
3. زبدة الحكمة يا حكمة الحكم، اثر بزرگ فلسفى ابن عبرى، بيان سريانى حكمت ارسطوست در دو بخش: بخش اول در منطق ارسطو و بخش دوم در دو قسمت: قسمت اول در طبيعيات و قسمت دوم در ما بعد الطبيعه. ترجمه آثار فلسفى ارسطو به وسيله ابن عبرى رساتر از ترجمههاى سريانى پيش از او بود. نسخههايى از اين اثر در اروپا و لبنان وجود دارد (شيخو، 505-506) ؛
4. النفس البشرية، مقالهاى مختصر به عربى، در 62 فصل (همو، 745). اين اثر در مجله المشرق (1898 م، س 1) چاپ شده است. در مورد بقيه آثار او در اين زمينه مىتوان به سارتن (2 (2) /2214) و شيخو (ص 506) مراجعه كرد.
ج-آثار رياضى و هيأت: اين آثار نيز همگى به سريانى نوشته شده است. از آن ميان بايد به كتاب الصعود العقلى در هيأت اشاره كرد. اين كتاب شامل دو بخش است: بخش اول در بيان انديشههاى پيشينيان در مورد شكل زمين، آسمان، خورشيد، ماه، سيارات و ثوابت؛بخش دوم در شناخت زمين و اجرام سماوى و تقسيم زمين به اقليمهاى هفتگانه و شكل آسمان از رصدهاى گوناگون، فاصله ستارگان از زمين و بزرگى جرمشان در سنجش با جهان ما. ابن عبرى اين كتاب را با اشكال هندسى آراسته است. گويا مؤلف در اين اثر به بعضى اكتشافات جديد اشاره دارد. نسخههاى متعددى از آن وجود دارد (شيخو، 507،508). اين اثر همان ارتقاء الروح است كه نوuaN. Fمتن سريانى آن را با ترجمه فرانسوى در 1899 م در 2 جلد در پاريس منتشر كرده است (سارتن، 569/ (2) II). ابن عبرى احتمالا اين اثر را بر پايه درسهايى كه در مراغه در فاصله سالهاى 670-678 ق/1272- 1279 م داشته است، تدوين كرده و تنها نوشته جديد در جغرافياى فلك به سريانى بوده است. مندرجات آن، مانند ديگر نوشتههاى ابن عبرى در اين موضوع، حكايت از آشنايى او با آراء بيرونى دارد (كراچكوفسكى، همانجا). درباره بقيه آثار او در اين زمينه مىتوان به شيخو (همانجا) و سارتن (2 (2) /2212) مراجعه كرد.
ه-پزشكى: بيشتر نوشتههاى طبى ابن عبرى از ميان رفته است.برخى از آنها از اين قرارند:
1. ترجمه قانون ابن سينا به سريانى كه ناتمام ماند؛
2. تلخيص جامع المفردات ابو جعفر احمد بن محمد غافقى اندلسى به عربى موسوم به منتخب جامع المفردات (نه ترجمه، آنگونه كه سارتن پنداشته است: 2 (2) / 2212-2213). از اين اثر نسخهاى در دار الكتب مصر وجود دارد (سركيس، 340). مايرهوف و صبحىبك منتخب را در قاهره همراه با ترجمه انگليسى آن در دو جلد منتشر كردهاند. مقايسه متن اصلى جامع المفردات عافقى و منتخب آن مؤيد كوشش هوشمندانه ابن عبرى است كه موضوعات مهم متن را حفظ و موارد كم اهميت را حذف كرده است (مايرهوف، 588/ (4) I). محتواى اين اثر ترتيب الفبايى دارد. در مورد بقيه آثار او در زمينه پزشكى مىتوان به شيخو (صص 555-557) ، سارتن ( همانجا) و لكلرك، (149/II) رجوع كرد.
و-زبانشناسى: اين آثار همه به سريانى است. ابن عبرى پيشواى نحويان سريانى بود (2LE) و در اين زمينه آثارش حاكى از پيروى او از دستور نويسان عرب به ويژه زمخشرى است (شيخو، 557) از آثار او در اين باب مىتوان به قصيدهاى در حدود 600 بيت، به ترتيب الفبايى در بيان واژههاى متشابه سريانى، با توضيحاتى در مورد معانى آنها اشاره كرد. اين اثر، در 1872 م در پاريس به وسيله مارتن nitram .Pمنتشر شده است (همو، 558؛عقيقى، 1/468، حاشيه 1؛سارتن، 569/ (2) II). در مورد بقيه آثار او در اين زمينه مىتوان به عقيقى (1/898) و سارتن (همانجا) مراجعه كرد.
ز-ادب و شعر: همه آثار ابن عبرى در اين زمينه جز يكى به سريانى نوشته شده است. از آن ميان مىتوان به آثار زير اشاره كرد:
1. دفع الهّم، به عربى، در 12 باب در مسائل مربوط به اخلاق دينى و مدنى. مؤلف كوشيده است كه موضوع هر باب را با طرح ضد آن تعريف و گفتههاى خود را با استشهاد به آيات كتابهاى آسمانى و گفتار حكما و امثال و تاريخ پيشينيان مؤكد كند. نسخههايى از اين كتاب موجود است (شيخو، 558-561) ؛
2. قصيدهاى در حكمت الهى، كه نمونهاى از قصايد عرفانى او به شيوه صوفيان با توسل به مفاهيم تمثيلى همچون شراب و شاهد، و نظير سرودههاى عمر ابن فارض است. اين قصيده نخستين بار در پاريس (1626 م) و سپس در رم (1880 م) چاپ شده است (همانجا). بهنام آن را به شعر عربى برگردانده است (صص 87، 131). درباره بقيه آثار او در اين زمينه مىتوان به شيخو (صص 559، 560، 561) و سارتن (2 ( 2) /2215) مراجعه كرد. ابن عبرى را شاعر فلاسفه سريانى و فيلسوف شعراى آن قوم ناميدهاند (بهنام، 50).
او همچنين آثار مختلف ديگرى نيز داشته كه از آن ميان مىتوان به خطبه در توبه به كرشونى (به زبان عربى و به خط سريانى) اشاره كرد، كه يعقوبيان به عنوان مرثيه بر جنازه مىخوانند (نك: شيخو، 605- 606).
آثار ابن عبرى درخشش مستعجلى به زبان سريانى بخشيد (لكلرك، همانجا). تسلط او بر زبان و ادب سريانى موجب شده است كه او را سركرده نويسندگان يعقوبى بنامند (صالحانى، «و» ). نقش او را در مورد زبان سريانى مانند نقش ونسان دوبووه يا آلبرت كبير در مورد زبان لاتينى دانستهاند، جز اينكه ابن عبرى آخرين نويسنده مهم سريانى بود و اين زبان بعد از او ديرى نپاييد (سارتن، 2 ( 2) /2212). كتيبه كرشونى مزار ابن عبرى بهترين نشانه بستگى دوگانه قومى و فرهنگى او، موقعيت او در پيوند دادن ميان دو فرهنگ عربى و سريانى و انتقال ميراث فرهنگى مسلمانان به همكيشان مسيحى او تواند بود (2lE).
مآخذ
ابن عبرى، غريغوريوس، تاريخ مختصر الدول، به كوشش آنطوان صالحانى، بيروت، 1958 م؛بهنام، غريغوريوس بولس، يوحنا ابن العبرى، حياته و شعره، حلب، 1984 م؛الدبس، يوسف الياس، تاريخ السورية الدنيوى و الدينى، بيروت، 1902 م؛ زيدان، جرجى، تاريخ آداب اللغة العربية، به كوشش شوقى ضيف، قاهره، دار الهلال، سارتن، جروج، مقدمه بر تاريخ علم، ترجمه غلام حسين صدرى افشار، تهران، 1357 ش؛سركيس، چاپى؛شمس الدين، م، اسلامده تاريخ و مورخلر، استانبول، 1924 م؛ شيخو اليسوعى، لويس، «غريغوريوس ابو الفرج المعروف بابن العبرى» ، المشرق، بيروت، 1898 م؛س 1؛صالحانى، آنطوان، مقدمه بر تاريخ مختصر (نك: ابن عبرى در همين مآخذ) ؛عقيقى، نجيب، المستشرقون؛كراچكوفسكى، ا. ى؛تاريخ الادب الجغرافى العربى، ترجمه صلاح الدين عثمان هاشم، قاهره، 1963 م؛مشكور، محمد جواد، مقدمه بر تاريخ ايران باستان (به روايت ابن عبرى) ، تهران، 1326 ش؛ نيز:
,neicuL,crelceL;AI;LAG ;2LE ;acinnatirB
;1876 ,siraP ,ebara enicedem ai ed eriotsiH
noisreV degdirbA ehT. dortni,. M ,fohreyeM
,suearbehraB yb ,sgurD elpmiS fo kooB eht fo
,ebara ecneics aL ,odlA ,ileiM;1940 ,oriaC
eiD ,ztiroM ,redienhcsnietS ;1966 ,nedieL
,nehcsihceirGmed sua negnuztesrebU nehcsibara
ot noitcudortnI ,egroeG,notraS;1960 ,zarG
(نك: سارتن در همين مآخذ)ecneicS fo yrotsiH eht
nemonortsA dnutrekitamehtaM eiD ,hcirnieH ,retuS
1900 ,gidzppieL ,ekreW erhi dnu rebarA red
شرح حال و كتابشناسى ابن عبرى از دائرة المعارف بزرگ اسلامى ج 4
زندگینامه عبدالمحمد آیتی
عبدالمحمد آیتی متولی سال ۱۳۰۵در بروجرد است و مدرک دانشگاهی کارشناسی علوم معقول و منقول دارد
وی ابتدا در این شهر به مکتبخانه سنتی آغاباجی رفت ولی والدینش او را به دبستان اعتضاد ـ که قدیمیترین مدرسه مدرن در بروجرد بود ـ فرستادند.
آیتی در سال ۱۳۲۰وارد دبیرستان شد و در سال های آخر، به تحصیل علوم حوزوی علاقمند شد و به مدرسه علمیه نوربخش رفت و چند سالی در آنجا علوم اسلامی را فرا گرفت.
وی در سال ۱۳۲۵وارد دانشکده معقول و منقول دانشگاه تهران شد و پس از به پایان بردن دوره لیسانس، به خدمت وزارت آموزش و پرورش درآمد و برای تدریس به بابل رفت.
او بیش از ۳۰سال در شهرستانها و تهران به عنوان دبیر به تدریس پرداخت و در کنار تدریس، سردبیری ماهنامه آموزش و پرورش را نیز بر عهده داشت و در دانشگاه فارابی و دانشگاه دماوند ادبیات فارسی و عربی تدریس کرد.
آیتی اولین بار در سال ۱۳۴۰در «کتاب هفته» مطلبی با نام «باتلاق» نوشت و بهدنبال آن، رمان «کشتی شکسته» تاگور را ترجمه و به بازار فرستاد.
وی از مترجمان بنام عربی به فارسی است و ترجمههای فارسی قرآن مجید» نهجالبلاغه و صحیفه سجادیه را منتشر کرده است.
وی رئیس شورای علمی دانشنامۀتحقیقات ادبی فرهنگستان نیز بوده است.
آیتی عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی است و در این شورا ریاست شورای علمی دانشنامه تحقیقات ادبی را بر عهده دارد.
برخی از آثار عبدالمحمد آیتی:
(کشتی شکسته (ترجمه
تحریر تاریخ وصّاف، ۱۳۴۴
آمرزش ابوالعلا معری (ترجمه)، ۱۳۴۷
دربارهٔ فلسفهٔ اسلامی: روش و تطبیق آن، نوشتهٔ ابراهیم بیومی مدکور، ۱۳۶۰، انتشارات امیرکبیر، بازنشر در ۱۳۸۷توسط انتشارات نگاه
گزیده و شرح خمسه نظامی، ۱۳۵۵ـ۱۳۷۳
تاریخ ابنخلدون (العبر)، ۱۳۶۳ـ۱۳۷۱
شکوه قصیده، ۱۳۶۴
تاریخ دولت اسلامی در اندلس، محمّد عبداللّه عنان (ترجمه)، ۱۳۶۶ـ۱۳۷۱
قرآن مجید (ترجمه فارسی)، ۱۳۶۷
شکوه سعدی در غزل، ۱۳۶۹
شرح و ترجمه معلّقات سبع، ۱۳۷۱
الغارات در حوادث سالهای معدود خلافت علی(ع)، ۱۳۷۱
گنجور پنج گنج، ۱۳۷۴
شرح منظومه مانلی و پانزده قطعه دیگر، ۱۳۷۵
بسی رنج بردم، بازنویسیشده از فردوسی، ۱۳۷۶
قصه باربد و بیست قصه دیگر از شاهنامه، ۱۳۸۰
معجمالأدبا، یاقوت حموی (ترجمه)، ۱۳۸۱
داوری حیوانات نزد پادشاه پریان (ترجمه)، ۱۳۸۳
گزیده شرح مقامات حمیدی، ۱۳۸۳
در تمام طول شب، شرح چهار شعر بلند نیما





