کتابشناسی کتاب دلائل النبوة
دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشريعة
كتاب دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشريعة نوشته ابو بكر احمد بن حسين بيهقى (م 458)است. دلايل نگارى يكى از گرايشهاى خاصى است كه در كار سيره نويسى از قرن چهارم رواج يافت چنين آثارى را اخباريان در برابر شبهاتى كه درباره اثبات نبوت مطرح شده بود پديد آوردند.
با آنكه كتابهاى ديگرى با همين نام نوشته شده ليكن كتاب بيهقى از مهمترين و گسترده ترين كتب دلايل به شمار مىرود.
اين كتاب در واقع كتابى روايى است و مآخذ آن بيشتر منابع حديثى مانند صحاح سته است. در عين حال مؤلف از كتابهاى مغازى هم بهره گرفته است كه مهمترين آنها مغازى موسى بن عقبه است كه اهميت دلائل النبوه در موضوعات تاريخى حفظ همين كتاب مغازى است چون متن اين كتاب به دست ما نرسيده است. به علاوه روايات مسندى در اين كتاب وجود دارد كه در ديگر منابع نيامده است.
حجم زيادى از روايات ابن اسحاق در اين كتاب آمده كه بر اساس آن مىتوان بخشى از موارد حذف شده از سيره را در روايت ابن هشام به دست آورد.
دقت در اسناد كتاب دلائل مى تواند فقرات مفقود شده بسيارى از آثار آن دوره را روشن كند؛مشروط بر آنكه روشن شود كداميك از افرادى كه در سند ياد شده اند صاحب كتابى در اين زمينه بودهاند. چه بسا روايتى از سيره كه نام يعقوب بن سفيان فسوى در آن آمده، بخشى از اولين قسمت كتاب المعرفة و التاريخ باشد كه مفقود شده است.
ترتيب كتاب دلائل به صورت موجود در كتب سيره نيست اما محتواى آن اخبارى است كه به هر صورت مربوط به شخص پيامبر و سيره مىشود.
دلايل از ديد بيهقى و ديگران به معنى خاص معجزه است به همين دليل وى در بخش نخست كتاب معجزات انبياى گذشته را آورده و آنگاه به معجزه جاودان پيامبر اسلام اشاره نموده است. ديگر مباحث اين كتاب از اين قرار است: مولد النبى، اخبار پيش از بعثت، تفصيل درباره شمايل رسول خدا، اخلاق و منش آن حضرت، معجزات پس از تولد، اخبار مبعث و... و به طور كلى مؤلف در هر قسمت از كتاب، بر آن است تا معجزات و خوارق عاداتى كه از آن حضرت صادر شده را فهرست كند.
بيهقى
ابو بكر احمد بن حسين، محدث و فقيه شافعى سده پنجم. در 384 در خسروجرد به دنيا آمد. اصل خاندانش از شامگاه نيشابور بود (سمعانى، ج 1، ص 439؛ذهبى، 1388- 1390، ج 3، ص 1132؛صفدى، ج 6، ص 354؛قس ابن اثير، ج 10، ص 58، كه تولد وى را در 387 مىداند؛على بيهقى، ص 184). از كودكى به تحصيل علم و حفظ احاديث مبادرت كرد و از پانزده سالگى نزد محمد بن حسين علوى (متوفى 410)به فراگيرى حديث پرداخت. همچنين وى در حديث از شاگردان بزرگ و برجسته حاكم نيشابورى بود، اگر چه گفتهاند كه در انواع دانشهاى ديگر بر وى برترى داشته است. او از حاكم، بيش از ديگر مشايخ خود نقل خبر كرده است (صريفينى، ص 127؛ ياقوت حموى، ج 1، ص 805؛ذهبى، 1406، ج 18، ص 164؛ همو، 1388-1390، ج 3، ص 1133؛اسنوى، ج 1، ص 98؛ ابن خلّكان، ج 1، ص 75-76؛على بيهقى، ص 183؛ابن عساكر، ص 266؛قس ابن عماد، ج 3، ص 305، كه مىنويسد وى از ابى الحسن-محمد بن حسين-علوى بيشتر روايت كرده است).
بيهقى براى فراگيرى علوم و حديث به شهرهاى متعددى در خراسان، عراق، حجاز و جبال سفر كرد (على بيهقى؛ذهبى، 1388-1390، همانجاها؛سبكى، ج 4، ص 8) و از اساتيد بسيارى علم آموخت. شمار شيوخ و اساتيد وى را افزون از صد تن دانستهاند كه همگى از بزرگان قرن چهارم و نيمه اول قرن پنجم بودند. فقه را از ابو الفتح ناصر بن حسين عمرى (متوفى 444) و ابو القاسم فورانى، كه خود شاگرد بيهقى در علم حديث بود، فراگرفت (صفدى، همانجا؛سبكى، ج 4، ص 9؛على بيهقى، ص 184).
از ديگر اساتيد و مشايخ او مىتوان از اينان نام برد: أبو عبد الرحمان سلمى (303-412) ، مؤلف طبقات الصوفيه؛عبد الملك بن أبى عثمان خركوشى نيشابورى (متوفى 407) ، مؤلف شرف النّبى؛سهل بن محمد صعلوكى (متوفى 404) ؛و ابن فورك انصارى اصفهانى (332-406) ، فقيه، مفسّر، اصولى، اديب و نحوى و رجالى مشهور (صريفينى، ص 127- 128؛احمد بيهقى، 1408 ب، مقدمه عامر احمد حيدر، ص 16- 31؛ذهبى، 1388-1390، ج 3، ص 1132، همو، 1406، ج 18، ص 164-165). بيهقى دانش اصول را نيز فراگرفته بود. وى حافظهاى بسيار قوى داشت و در حفظ حديث و استوارى در آن، يگانه روزگار خويش بود (ذهبى، 1406، ج 18، ص 167؛ همو، 1388-1390، ج 3، ص 1133؛على بيهقى، ص 183؛ ياقوت حموى، همانجا).
به نوشته اسنوى (همانجا) ، بيهقى در پايان سفرهاى علمى خود به خسروجرد رفت و اولين اثرش را در 406 نگاشت (قس ذهبى، 1406، ج 18، ص 165). سپس در 441، براى نشر علم به نيشابور دعوت شد و به املاى كتاب معرفة السنن و الآثار خود پرداخت و سرانجام در 458 در اين شهر درگذشت (سبكى، ج 4، ص 9، 11، سمعانى؛صفدى، همانجاها؛ابن كثير، ج 12، ص 94؛ذهبى 1388-1390، ج 3، ص 1134؛قس ياقوت حموى، همانجا، كه تاريخ فوت او را 454 نوشته است). بيهقى شاگردان زيادى داشته است كه برخى از آنها عبارتاند از: ابو على انصارى؛ نوه او ابو الحسن عبيد الله بن محمد بن احمد؛ابو عبد الله فزارى؛ ابو القاسم شحامى؛ابو المعالى محمد بن اسماعيل فارسى؛ عبد المنعم قشيرى؛و پسر بزرگ بيهقى، اسماعيل كه مؤلف تاريخ بيهق (على بيهقى) از او حديث شنيده است (ابن خلّكان، ج 1، ص 76؛ذهبى، 1388-1390، ج 3، ص 1135؛همو، 1406، ج 18، ص 169؛على بيهقى، ص 184). سمعانى از جمله افرادى است كه ده نفر از شاگردان بيهقى را ديده و از آنها حديث شنيده است (همانجا). برخى اسناد روايى ذهبى (متوفى 748) نيز به بيهقى منتهى مىشود (ذهبى، 1388-1390، ج 3، ص 1134؛براى آگاهى از تأثير آثار بيهقى در نوشتههاى بعد از وى نهاية الارب نويرى؛طبقات الشافعيه سبكى؛السيرة النبوية ابن كثير؛الروضة رافعى؛صبح الاعشى قلقشندى؛مفتاح السعادة طاشكوپرى زاده؛تاريخ ابنوردى؛ابجد العلوم قنّوجى).
بيهقى در عين وسعت دايره حديث شناسى از برخى آثار برجسته اهل سنت مانند سنن نسائى، ابن ماجه و ترمذى بى بهره بوده، اگر چه از سنن أبى داوود، با اسناد عالى مطلع بوده است (ذهبى، 1406، ج 18، ص 165؛سبكى، ج 4، ص 9).
بيهقى از عالمان بزرگ و برجسته شافعى است (ابن عساكر، ص 266؛ابن خلّكان، همانجا؛ذهبى، 1406، ج 18، ص 168، قس ياقوت حموى، ج 1، ص 804، خوانسارى، ج 1، ص 252- 253، امين، ج 2، ص 568؛كه به دلايلى احتمال دادهاند كه وى شيعه بوده است). به نوشته ذهبى (1406، ج 18، ص 169) ، اگر بيهقى مىخواست مذهب و شيوهاى ايجاد كند كه بر مبناى اجتهاد و نظر خويش باشد، بر آن كار توانايى داشت، زيرا دانش او از اختلافات مذاهب و نظريات، بسيار گسترده بود.
بيهقى در گردآورى آثار شافعى بر ديگران پيشى گرفت، و كاملترين شرح از آراى شافعى، در آثار وى يافت مىشود.
بدين جهت ابن خلّكان (همانجا) و سبكى (ج 4، ص 10) به نقل از ذهبى، وى را اولين گردآورنده آثار شافعى مىدانند و شايد منظور اين بوده كه هيچكس قبل از بيهقى، آثار شافعى را در يك مجموعه عظيم جمع نكرده است.
بيهقى روايات و اخبار را از طريق سماع از اساتيد و مشايخ خويش نقل كرده و هر جا طرق ديگرى، غير از طريق خويش، يافته با ذكر مأخذ و طريق، به دنبال نقل خود افزوده است. به نوشته كتّانى (ص 30) ، او خود را ملزم مىدانست كه روايتى را كه به جعلى بودن آن يقين داشت نقل نكند. برخى از كتب بيهقى به طبع رسيده و پارهاى به صورت خطى باقى مانده است.
شمارى از آثار مهم بيهقى عبارتاند از:
1) السنن الكبرى. مهمترين اثر بيهقى مشتمل بر احاديث رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم و افعال و تقريرات آن حضرت و گفتهها و احوال صحابه و برخى از تابعين به صورت موضوعى همراه با برخى توضيحات است. اين كتاب در حقيقت دايرة المعارف بزرگى در حديث است كه بر مبناى ابواب فقه، دستهبندى شده است (احمد بيهقى، 1408 ب، مقدمه عامر احمد حيدر، ص 37). حاجى خليفه از اين اثر به نام السنن الكبير ياد كرده است. ابن عبد الحق دمشقى (متوفى 744) ، شمس الدين ذهبى (متوفى 748) و عبد الوهاب شعرانى (متوفى 974) ، هر يك جداگانه آن را خلاصه كردهاند. ابن تركمانى حنفى (متوفى 750) ، كتاب بزرگى در ردّ سنن بيهقى نوشت و آن را الجوهر النقىّ فى الرّد على البيهقى ناميد و زين الدين قاسم بن قطلوبغاى حنفى (متوفى 879) ، اين اثر را با نام ترجيع الجوهر النقى تلخيص و به صورت الفبايى، تا حروف ميم، تنظيم كرد (حاجى خليفه، ج 2، ستون 1007؛كتانى، همانجا). اين اثر در ده جلد است و اولين بار در نيمه اول قرن سيزدهم، همراه با اثر ابن تركمانى، در حيدر آباد دكن به چاپ رسيده است (احمد بيهقى، 1361 ش، مقدمه مهدوى دامغانى، ج 1، ص 17-18).
2) معرفة السنن و الآثار. از منابع فقه تطبيقى است كه به گفته سبكى (ج 4، ص 9) ، هيچ فقيه شافعى از آن بىنياز نيست.
بيهقى در اين كتاب، به ردّ سخنان احمد بن سلامة طحاوى حنفى، كه بر شافعى و اصحاب او ايراد وارد كرده است، پرداخته و احاديث مسندى را كه شافعى در موضوع اصول و فروع دين آورده نقل كرده و، به جرح و تعديل سند و بيان صحّت و ضعف آنها پرداخته است. همچنين با نظر و اجتهاد خود، برخى از راويانى را كه ديگران مورد وثوق ندانستهاند توثيق كرده است (بيهقى، 1408 ب، مقدمه عامر احمد حيدر، ص 38-39). اين كتاب، در 1348 ش/1969 در مصر به چاپ رسيده است.
3) المبسوط. اين كتاب-كه از بزرگترين و گستردهترين آثار بيهقى است-شامل اقوال شافعى است (سبكى، همانجا؛ حاجى خليفه، ج 2، ستون 1582). پيش از بيهقى افرادى چون بويطى، از شاگردان شافعى، سخنان شافعى را جمع آورى كردهاند (سزگين، ج 1، جزء 3، ص 184، 191-192؛غزالى، ج 2، ص 279-280) ، اما بيهقى كارى گستردهتر در اين كتاب انجام داده است. سمعانى (ج 1، ص 438) ، ضمن تأييد كوشش بيهقى در جمع آوردن آثار شافعى، نام آن را المبسوط ذكر مىكند.
بعضى منابع، از اين نوشته، به دليل محتواى آن، به نام نصوص الشافعى ياد كردهاند (ابن كثير، ج 12، ص 94؛ذهبى، 1406، ج 18، ص 166؛همو، 1388-1390، ج 3، ص 1133؛ ابن خلّكان، همانجا؛حاجى خليفه، ج 2، ستون 1957).
4) الاسماء و الصفات. در معرفى برخى از اسماء و صفات خداوند و معانى آنهاست با دلايلى از كتاب و سنت و اجماع (احمد بيهقى، 1408 ب، مقدمه عامر احمد حيدر، ص 39).
بيهقى در اين كتاب، در باب اسناد و راويانى صحبت مىكند كه از آنان رواياتى نقل كرده است. وى بر شمارى از احاديث و رجال آن تعليق و توضيح دارد و بعلاوه، از ضعف برخى راويانى كه در صحيح مسلم از آنها ياد شده، و يا دانشمندان علم رجال آنها را موثق دانستهاند، سخن گفته است (احمد بيهقى، 1401، مقدمه كاتب، ص 23). اين كتاب در حيدر آباد (1333) ، قاهره (1358) و بيروت (1405) به چاپ رسيده است.
5) الاعتقاد و الهداية الى سبيل الرشاد. بيهقى در اين اثر به اختصار امور واجب در اعتقادات اهل سنت را براى انسان مكلف معرفى كرده و به بيان مطالبى چون اسماء و صفات حق، قضا و قدر، عدم خلق قرآن، مشيّت، تعريف ايمان و حدود آن، اثبات نبّوت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم، كرامات اوليا و اصحاب و اهل بيت رسول خدا و خلافت خلفاى چهارگانه پرداخته است. اين اثر دو نوبت در بيروت (1380 و 1401)منتشر شده است.
6) دلائل النبوّة و معرفة احوال صاحب الشريعة. در سيره نبوى و زندگانى نياكان نبى اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم و اخلاق و معجزات و بشارات به ظهور آن حضرت است. بيهقى در اين كتاب معجزات و خوارق عاداتى را نقل مى كند كه بسيارى معتبر و برخى ضعيف و قابل خدشه اند. مورخان و سيره نويسان پس از بيهقى، اين كتاب را مرجعى استوار و معتبر براى خود دانسته اند و به همين دليل اسناد قبل از او را حذف كرده و سخن وى را موثق دانسته اند (همو، 1361 ش، مقدمه مهدوى دامغانى، ج 1، ص 20). براى نمونه، ابن كثير در البداية و النهاية، و سيوطى در الخصائص الكبرى از آن نقل كردهاند (همو، 1401، مقدمه كاتب، همانجا) خركوشى، نيز كتابى به نام دلايل النبوة داشته است (ابن عماد، ج 3، ص 184).
دلائل النبوة بيهقى در هند و بيروت به طبع رسيده و نيز بخشى از آن را محمود مهدوى دامغانى به فارسى ترجمه كرده كه در 1361 ش در تهران به چاپ رسيده است.
7) شعب الايمان (الجامع المصنف فى شعب الايمان).
نوشتهاى فراگير كه بيهقى آن را بر شيوه منهاج الدين فى شعب الايمان حسين بن حسن حليمى (متوفى 403) ، در بيان شاخههاى ايمانى به رشته تحرير درآورده است. اساس اين كتاب، بر مبناى حديثى از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم است. ابو جعفر عمر قزوينى (متوفى 699) ، آن را تلخيص كرده و مختصر شعب الايمان، نام نهاده است. اين كتاب در شش مجلد و در بعضى نسخههاى خطى سه مجلد است (احمد بيهقى، 1408 ب، مقدمه عامر احمد حيدر، ص 41-42؛همو، 1408 الف، مقدمه ابيانى، ص 6).
8) احكام القرآن. بيهقى سخنان شافعى در بيان معانى قرآن را در اين اثر گردآورده است. اين كتاب همانند احكام القرآن احمد بن على رازى جصّاص است و سبكى (ج 2، ص 97) آن را از آثار بديع بيهقى دانسته است. احكام القرآن در مصر به چاپ رسيده است (احمد بيهقى، 1408 ب، مقدمه عامر احمد حيدر، ص 43؛همو، 1408 الف، مقدمه ابيانى، ص 7).
9) البعث و النشور. محتواى اين كتاب آيات و اخبارى است درباره معاد. اين اثر در كويت و بيروت به چاپ رسيده است (همو، 1408 الف، مقدمه ابيانى، همانجا).
10) كتاب الزهد الكبير. درباره موعظه، در پنج بخش و شامل 989 قول و روايت از حضرت محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم، صحابه، تابعين و جز ايشان است. پيش از بيهقى نيز بيش از شصت كتاب و نوشته در باب زهد و با همين نام نوشته شده است (همو، 1408 ب، مقدمه عامر احمد حيدر، ص 47-56).
11) خلافيّات. بيهقى در اين اثر مسائل مورد اختلاف ميان فقه شافعى و حنفى را بررسى كرده است (همو، 1361 ش، مقدمه مهدوى دامغانى، ج 1، ص 19). اين كتاب را از آثار برجسته، ابتكارى، و بى نظير بيهقى دانستهاند (يافعى، ج 3، ص 63؛صفدى، ج 6، ص 354؛سبكى، ج 4، ص 9).
12) المدخل الى السنن الكبرى. مقدمهاى است بر السنن الكبرى. نسخه خطى اين كتاب، به سماع و تأييد برخى از بزرگان اهل سنت همچون ابن صلاح و حافظ مزّى رسيده است (احمد بيهقى، 1408 ب، مقدمه عامر احمد حيدر، ص 43-44). اين كتاب در كويت به چاپ رسيده است (همو، 1408 الف، مقدمه ابيانى، ص 6). كتابى به نام معرفة علوم الحديث (على بيهقى، ص 183؛ياقوت حموى، ج 1، ص 805) ، نيز به او منسوب است.
برخى ديگر از آثار چاپ شده او عبارتاند از: الآداب؛ القراءة خلف الامام؛مناقب الشافعى؛الاربعون الصغرى؛حيات الانبياء فى قبورهم؛اثبات عذاب القبر؛بيان خطأ من أخطأ على الشافعى (احمد بيهقى، 1408 الف، مقدمه ابيانى، ص 6-7؛براى آگاهى از ديگر آثار بيهقى زركلى، ج 1، ص 116؛سركيس، ج 1، ستون 620-621).
منابع
ابن اثير، الكامل فى التاريخ، بيروت 1385-1386/1965-1966؛ ابن خلّكان، وفيات الاعيان، چاپ احسان عباس، بيروت[بىتا. ]؛ ابن عساكر، تبيين كذب المفترى فيما نسب الى الامام ابى الحسن الاشعرى، بيروت 1404/1984؛ابن عماد، شذرات الذّهب فى اخبار من ذهب، بيروت 1399/1979؛ابن كثير، البداية و النهاية، بيروت 1411/1990؛عبد الرحيم بن حسن اسنوى، طبقات الشافعية، چاپ كمال يوسف حوت، بيروت 1407/1987؛محسن امين، اعيان الشيعة، چاپ حسن امين، بيروت 1403/1983، احمد بن حسين بيهقى، الاعتقاد و الهداية الى سبيل الرشاد على مذهب السلف و اصحاب الحديث، چاپ احمد عصام كاتب، بيروت 1401/1981؛همو، دلائل النبوة، ترجمه محمود مهدوى دامغانى، تهران 1361 ش؛همو، كتاب البعث و النشور، چاپ محمد سعيد ابيانى، بيروت 1408 الف؛همو، كتاب الزهد الكبير، چاپ عامر احمد حيدر، بيروت 1408 ب؛على بن زيد بيهقى، تاريخ بيهقى، چاپ احمد بهمنيار، تهران 1345 ش، چاپ افست تهران 1361 ش؛مصطفى بن عبد اللّه حاجى خليفه، كشف الظنون، بيروت 1410/1990؛محمد باقر بن زين العابدين خوانسارى، روضات الجنات فى احوال العلماء و السادات، چاپ اسد اللّه اسماعيليان، قم 1390-1392؛محمد بن احمد ذهبى، سير اعلام النبلاء، ج 18، چاپ شعيب ارنؤوط و محمد نعيم عرقسوسى، بيروت 1406/1986؛همو، كتاب تذكرة الحفاظ، حيدر آباد دكن 1388-1390/1968-1970؛ خير الدين زركلى، الاعلام، بيروت 1986؛عبد الوهاب بن على سبكى، طبقات الشافعية الكبرى، چاپ محمود محمد طناحى و عبد الفتاح محمد حلو، قاهره 1964-1967؛يوسف اليان سركيس، معجم المطبوعات العربية و المعربة، قاهره 1346/1928، چاپ افست قم 1410؛فؤاد سزگين، تاريخ التراث العربى، ج 1، جزء 3، نقله الى العربية محمود فهمى حجازى، رياض 1403/1983؛عبد الكريم بن محمد سمعانى، الانساب، چاپ عبد اللّه عمر بارودى، بيروت 1408/1988؛ابراهيم بن محمد صريفينى، تاريخ نيسابور: المنتخب من السياق، چاپ محمد كاظم محمودى، قم 1362 ش؛خليل بن ايبك صفدى، كتاب الوافى بالوفيات، چاپ س. ددرينگ، و يسبادن 1392/1972؛محمد بن محمد غزالى، احياء علوم الدين، بيروت 1417؛محمد بن جعفر كتانى، الرسالة المستطرفة، كراچى 1379/1960؛عبد اللّه بن اسعد يافعى، مرآة الجنان و عبرة اليقظان، بيروت 1417/1997؛ياقوت حموى، معجم البلدان، چاپ فرديناند و وستنفلد، لايپزيگ 1866-1873، چاپ افست تهران 1965.
ترجمه ابوبكر بيهقى (صاحب دلائل النبوة) از دانشنامه جهان اسلام ج 5
زندگینامه محمود مهدوی مهدوي
خلاصه : محمود مهدوي دامغاني، در فروردين 1315 خورشيدي در شهر مشهد متولد شد. از سن 5 تا 7 سالگي را در محضر بانوي دين باور معصومه حديدي عرب به آموزش قرآن مجيد و صد كلمه سرور آزادگان، حضرت امير (ع) گذراند. دوره هاي دبستان و دبيرستان در مشهد سپري كرد و پس از آن براي ادامه تحصيل به تهران آمد. و در رشته زبان و ادب فارسي به ادامه تحصيل پرداخت. او از سال 1335 تا ،1346 دوره هاي كارشناسي و دكتراي زبان و ادبيات فارسي را در دانشكده ادبيات تهران گذراند و از اعاظم ادب آن زمان، همچون استادان همايي و فروزانفر و ديگران كسب فيض كرد. پس از پايان تحصيلات به مشهد بازگشت و از سال 1346 تا 1361 خورشيدي به عنوان استاديار و دانشيار در دانشكده هاي الهيات، ادبيات و علوم دانشگاه فردوسي مشهد به تدريس و نگارش مقالات ديني و ادبي در مجله هاي مكتب اسلام، آستان قدس رضوي، الهيات و معارف اسلامي و يادنامه هاي بزرگاني چون بيهقي، سرگرم بود و سرانجام در آبان 1361 به تشخيص برخي از گردانندگان دانشگاه مشهد، با تنزل رتبه و مرتبه، بازنشسته شد. ترجمه كتاب «مغازي» - تاريخ جنگهاي پيامبر (ص)، جلد 2- استاد مهدوي دامغاني ،در دوره دوم كتاب سال جمهوري اسلامي از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد به عنوان كتاب سال برگزيده شد.
گروه : علوم انساني
رشته : زبان و ادبيات فارسي
والدين و انساب : محمود مهدوي دامغاني، فرزند مرحوم آيت الله حاج شيخ محمدكاظم مهدوي دامغاني طاب ثراه، است. . وي اشاره به اين نكته را بايسته مي داند كه مراقبت هاي ويژه پدر روان شاد و بزرگوار و برادران فرهيخته اش، استاد دكتر احمد و مرحوم آيت الله حاج شيخ محمدرضا در ساختار ذهني او و پديد آوردن ترجمه ها و گزينش كتاب هايي كه ترجمه كرده است بسيار ثمربخش بوده است.
تحصيلات رسمي و حرفه اي : يادگيري معارف ديني و قرآن كريم از 5 سالگي را در محضر بانوي دين باور معصومه حديدي عرب و صد كلمه سرور آزادگان، حضرت امير (ع) گذراند. ـ پايان تحصيلات متوسطه در دبيرستان فردوسي مشهد در سال 1335 ـ دريافت كارشناسي ادبيات فارسي از دانشگاه تهران ـ دريافت دكتراي زبان و ادبيات فارسي از دانشكده ادبيات دانشگاه تهران 1346ـ
فعاليتهاي ضمن تحصيل : دكتر دامغاني در ضمن تحصيل در مقطع دكتري دبير دبيرستانهاي تهران بود.
استادان و مربيان : دكتر دامغاني در يادداشتي كه به مناسبت انتخاب شايسته اش براي كتاب سال امسال نوشته بود، بيش از هر چيز نام و ياد استادان گرانقدر خويش را زنده نگاه داشته و از برادر فرزانه و فاضلش استاد احمد مهدوي دامغاني كه در آمريكا به تدريس زبان و ادب فارسي مشغول است به نيكي ياد كرده و به ما درس زندگي آموخته است: «براي استادان گرانقدري كه سرخيل ادب شمرده مي شده اند همچون روانشادان جلال الدين همايي، محمدتقي مدرس رضوي، بديع الزمان فروزانفر، دكتر ذبيح الله صفا و ديگر كسان كه بر اين بنده حق تعليم دارند از پيشگاه خدا طلب آمرزش و فزوني رتبت و علو منزلت مسألت نمايم و خداي چشم مرا بر دوام نخل پربار استاد دكتر احمد مهدوي دامغاني روشن بداراد.»
فعاليتهاي آموزشي : دامغاني از سال 1346 تا 1361 خورشيدي به عنوان استاديار و دانشيار در دانشكده هاي الهيات، ادبيات و علوم دانشگاه فردوسي مشهد به تدريس و نگارش مقالات ديني و ادبي در مجله هاي مكتب اسلام، آستان قدس رضوي، الهيات و معارف اسلامي و يادنامه هاي بزرگاني چون بيهقي، سرگرم بود و سرانجام در آبان 1361 به تشخيص برخي از گردانندگان دانشگاه مشهد، با تنزل رتبه و مرتبه، بازنشسته شد. استاد دامغاني هم اكنون به تدريس متون ادب فارسي و تاريخ اسلامي در دوره هاي كارشناسي ارشد و دكتراي دانشگاه آزاد مشهد مشغول است.
ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : همكاري با دانشنامه جهان اسلام و ترجمه مداخل هاي مختلف متون كهن عرب از ديگر فعاليتهاي ديگر استاد دامغاني در حال حاضر است.
جوائز و نشانها : جلدهاي نخست و دوم مغازي واقدي ترجمه استاد دامغاني در دومين دوره انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، جايزه كتاب سال در راستاي سيره پيامبر (ص) و معصومان (ع) را به وي اهدا كردند.
چگونگي عرضه آثار : در فاصله سال هاي 1359 تا 1385 خورشيدي، وي موفق به برگردان متون بسيار ارزنده اي از زبان عربي به زبان فارسي شد. محمود مهدوي دامغاني به اين مختصر محدود نيست كه او يكي از مهم ترين مترجمان متون كهن عربي و كتب معرفت ديني در چند دهه گذشته بوده و حجم آثار ترجمه شده به دست او افزون بر 18 هزار صفحه چاپ شده بوده است. وي هم اكنون به تنظيم مدخل هاي گوناگون دانشنامه جهان اسلام وقت خود را مي گذراند و بيش از 30 مدخل از مداخل آن را آماده ساخته و فزون از 10 مدخل آن تا جلد دهم به زيور طبع آراسته شده است نامبرده سي مقاله در مجلات دانشكدۀالهيات و معارف اسلامي مشهد، نامۀآستان مقدس، مكتب اسلام، و يادنامه هاي شيخ طوسي، ابوالفضل بيهقي، سيبويه، مرحوم استادمطهري و جشن نامه آقاي احمد آرام به رشته تحرير در آورده است.
برخی از آثار او عبارتند از:
- ترجمه دو جلدی مغازی محمدبن واقدی با نام تاریخ جنگ های پیامبر اسلام(ص)
- ترجمه دو جلد از کتاب دلائل النبوه محدث بزرگ احمدبن حسین بیهقی
- ترجمه 10 جلد از کتاب نهایه الارب فی فنون الادب(بخش سیره و تاریخ اسلام تا آغاز حکومت عباسی)
- ترجمه اخبار الاطوال ابوحنیفه دینوری
- ترجمه کتاب الجمل شیخ مفید با نام نبرد جمل
- ترجمه کتاب روضه الواعضین اثر فتال نیشابوری
- ترجمه کتاب شمائل النبی اثر ابوعیسی ترمذی
- ترجمه کتاب المعیار و الموازنه اثر ابوجعفر اسکافی
- ترجمه مباحث اجتماعی و تاریخی شرح ابن ابی الحدید بر نهج البلاغه در 8 جلد
- ترجمه کتاب اخبار مکه ابوالوالید ازرقی
- ترجمه کتاب الوثاق گردآوری دانشمند پاکستانی
- ترجمه کتاب التوابین مقدسی با نام توبه کنندگان
- ترجمه کتاب طبقات محمدبن سعد بن منبع در 8 جلد
- ترجمه کتاب مقتل علی ابن ابی طالب
- ترجمه کتاب الغدیر شیخ محمدرضا فرج الله





