معرفى كتاب
« البلدان» كتابى جغرافيايى و در واقع قديمترين كتابجغرافيايى عربى است كه به دست ما رسيده است. کتاب البلدان یعقوبی ؛ که در قرن سوم هجری تالیف شده است ، یکی از کهن ترین و بهترین کتب جغرافیایی است که از دیرباز مورد توجه جغرافیانویسان ایرانی و عرب بوده . یعقوبی در این کتاب ارجمند ، پس از توصیف کامل بغداد ، در سه بخش از سرزمینهای معروف زمان خویش سخن می گوید و سپس ، در ملحقات کتاب به ذکر مطالب مختلف جغرافیایی می پردازد. در این کتاب ابتدا به ذکر منازل و فواصل پرداخته شده ؛ سپس ، از آب و هوا، محصولات ، نژاد مردمان، مقدار خراج و والیانی که بر شهرها حکومت می کرده اند و غیره مطالبی سودمند آورده شده است . بخش مهمی از این کتاب که در تعریف شهرها و دیه های ایران است ار نظر جغرافیای تاریخی ایران و شناختن ریشه و بن نام های جغرافیایی حائز اهمیت است، و اهل تحقیق را بسیار سودمند تواند بود.
مؤلف در اين كتاب به توصيف ايران، تركستان، افغانستان و حكّام خراسان و سجستان، غرب عراق و غرب وجنوب جزيرة العرب، جنوب و شرق عراق و شرق جزيرة العرب و هندوستانو چين و نيز بيزانس و مصر و نوبه و شمال افريقا مىپردازد. قسمت مهمى از كتابكه مربوط به بصره و عربستان مركزى و هند و چين و خوزستان و فارس و... از ميان رفته است. تقسيم به ترتيب ولايات تازگى دارد و به راههاى ارتباطى نيز توجه كافى شده است. توجه يعقوبى اساسا معطوف به مسائل آمارى و توصيف عوارض زمين است، به موضوع خراج نيز توجه بسيار دارد و از نژاد شناسى و صنايع و فنون نيز غافل نيست. گروهىاز محققان، امانت علمى يعقوبى و اطلاعات اختصاصى و دقيق او را كه در منابع ديگر نيستستودهاند. توصيف وى از طرح تاريخى بغداد و سامره اهميت فراوان دارد. توصيف افريقاپيش از آنكه به دست فاطميان از ديگر سرزمينهاى خلافت جدا شود، در خور ملاحظه است. از اندلس نيز اطلاعات گرانبهايى در اختيار مىنهد از آن جمله خبر هجوم نورمنها بهاندلس در سال 844 م / 230 ق است و عبارت معروف« كسانى كه روس نام دارند» كه در ضمن آن آمده و نام يعقوبى را در محافل علمى مشهور كرده و چند تحقيق مهم درباره آن انجام گرفته است. يعقوبى به اطلاعات جغرافيايى كمتر اهميت مىدهد و در پى ارائه نمودارى عمومى از ولايتها براى كسانى است كه مىخواهند به سرعت با آن آشنا شوند. تمايل مؤلف به تحليل عقلى در همه كتاب احساس مىشود و عجيب نيست اگر از گفتوگو درباره عجايب كه مؤلفان ديگر دلباخته آن بودهاند بر كنار مانده است.
كتاب «البلدان» كامل و تمام بدست ما نرسيده و قسمت مهمى از آن مربوط به بصره و عربستان مركزى و هند و چين و بيزانس و ارمنستان و عواصم از ميان رفته است و ما در ترجمه جاى افتادگى را نشان دادهايم البلدان يعقوبى قديمترين كتاب جغرافيايى عربى است كه بدست ما رسيده است. مأخذ كسانى كه تاريخ تأليف البلدان را پس از سياحت ارمنستان و خراسان و هند و مصر، در سالهاى 891- 892 م (278- 279 ه)، و در مصر دانستهاند، ظاهرا بايد گفتار خود يعقوبى باشد كه مىگويد:
از روزى كه سامره بنا شده و مسكون گرديده است تا تاريخ تأليف البلدان پنجاه و پنج سال مىگذرد.
قسمت مربوط به مغرب اين كتاب در سال 1860 م به همت دخويه (1836- 1909 م) ejeog ed خاور شناس هلندى بچاپ رسيد. و نخستين اثرى بود كه در دنيا از يعقوبى انتشار يافته است.
تمام كتاب در سال 1861 م. به همت جوينبولllobnyuj مستشرق هلندى بچاپ رسيد و منتشر شد.
در سال 1891 ديگر بار تمام كتاب جزء چند مجلد كتاب جغرافيايى به همت دخويه در ليدن بچاپ رسيد.
براى چهارمين بار كتاب البلدان از روى يكى از دو چاپ اروپا با مقدمه مختصرى و بدون فهرست در مطبعه حيدريه نجف بچاپ رسيد.
در سال 1927 ترجمه فرانسوى البلدان به همت خاورشناس ويتteiw انتشار يافت.
تاريخ نسخه خطى البلدان مأخذ چاپ اروپا «بامداد شنبه 21 شوال سال 607» بوده است، و تاريخ نسخه خطى تاريخ، مأخذ كارهوتسما «سلخ ماه ربيع الآخر سال 1096 هجرى» و تاريخ كتابت نسخه خطى «مشاكلة الناس لزمانهم» به حدس ناشر «قرن نهم هجرى» است.
كتاب حاضر ترجمه البلدان يعقوبى است و مأخذ كار مترجم چاپهاى اول و دوم دخويه و چاپ نجف بوده است. چاپ نجف در مواردى افتادگى دارد كه در حواشى ترجمه جاى آنها را نشان دادهام.
نسخهشناسى
از كتاب« البلدان» چاپهاى متعددى صورت گرفته است:
1- بخش باخترى آن به كوشش دخويه در سال 1860 م
2- به كوشش جونيبول در سال 1891 م در ليدن.
3- ترجمه فرانسوى آن به كوشش ويت در سال 1937 م.
4- ترجمه فارسى آن توسط دكتر محمد ابراهيم آيتى بيرجندى، سال 1347 ش.
نسخه حاضر به همراه حواشى محمد أمين ضنّاوى در قطع وزيرى با جلدگالينگور در 224 صفحه براى نخستين بار در سال 1422 ه- 2002 م از سوى( دار الكتب العلمية) بيروت منتشر شده است.
منابع
1- كراچكوفسكى، تاريخ نوشتههاى جغرافيايى در جهان اسلامى، ص 123- 127 ترجمه: ابو القاسم پاينده
2- دائرة المعارف تشيع، جلد 3، ص 411- 412، مدخل: البلدان، نويسنده: محمد حسين روحانى
3- مقدمه مترجم فارسى كتاب مرحوم دكتر محمد ابراهيم آيتى بيرجندى
درباره مؤلف
نام و نسب يعقوبى
« احمد بن ابى يعقوب اسحاق بن جعفر بن وهب بن واضح» نامى است كه از يعقوبى در منابع شرح حال ياد مىشود. وى به عنوان كاتب و اخبارى شهرت دارد. لقب نخست، اشاره به شغل دبيرى در دربار عباسى است و لقب دوم، به اعتبار مورخ بودن وى و آشنائى او با اخبار تاريخى. از او با عنوان« مصرى» و« اصفهانى» هم ياد شده كه نشان از تعلق وطنى اجداد او دارد. خود وى در بغداد به دنيا آمده و همانجا زيست كرده است. لقب« عباسى» براى وى، از آنجاست كه جد او« واضح» از موالى منصور عباسى بوده و به همين دليل خاندان يعقوبى، از موالى عباسيان شمرده شدهاند.
تاريخ تولد وى دانسته نيست, اما« ياقوت حموى» تاريخ وفاتش را سال 284 هجرى دانسته است. وى در كتاب« مشاكلة الناس» خود، روال تاريخى كتاب را به معتضد عباسى( خلافت از بيستم رجب سال 279 تا ربيع الثانى 289) خاتمه داده است. به علاوه، در كتاب البلدان از سقوط طولونيان كه درسال 292 اتفاق افتاده ياد مىكند. در اين صورت وى بايد حداقل تا سال 292 زنده بوده باشد.
واضح، در زمان منصور مدتى حاكم ارمينيه و آذربايجان و مصر بود، همچنان كه پدر يعقوبى از كارمندان عالى رتبه ديوان بريد به شمار مىرفت. از مشاغل يعقوبى اطلاعى در دست نيست اما در صورتى كه« كاتب» لقب خود وى باشد، مىتواند اشاره به آن باشد كه مانند پدرش به نوعى كار دبيرى در يكى از ديوانها مشغول بوده است.
ابن واضح يعقوبى احمد بن ابى يعقوب اسحاق بن جعفر بن وهب بن واضح كاتب اخبارى عباسى اصفهانى، معاصر ابو حنيفه دينورى متوفاى حدود سال 290 هجرى، و ابو جعفر احمد بن يحيى بلاذرى بغدادى متوفاى سال 279 هجرى، و سعيد طبيب جد ابو عبد اللّه محمد بن احمد بن خليل بن سعيد تميمى مقدسى، از مورخان و جغرافى شناسان بزرگ اسلامى در عصر عباسى دوم بوده است، و در جغرافيا همان بزرگى و تقدم را شايسته استكه در تاريخ، و بگفته بعضى مىتوان او را معلم جغرافياى مسلمين شمرد، در كتاب دائرة المعارف الاسلاميه در ماده جغرافيا مىنويسد: بسيارى از جغرافى نويسان قرون آتيه مانند يعقوبى و بلخى و مسعودى در عين حال مورخ هم بودهاند و نيز بسيارى از مصنفات تاريخى داراى فصلهاى مهمى در جغرافيا است.
يعقوبى علاوه بر تاريخ و جغرافى، در علم نجوم تسلط كافى داشته و بدان علاقهمند بوده است ، يعقوبى شعر را نيك مىسروده و ثعالبى نام وى را بعنوان «احمد بن واضح» در زمره شعراى اصفهان آورده است. ياقوت اشعارى از يعقوبى در وصف سمرقند ذكر مىكند. مقريزى نيز اشعارى از يعقوبى درباره انقراض طولونيها نقل كرده است. يعقوبى اصلا ايرانى و از مردم اصفهان بوده است ، از تاريخ ولادت و محل ولادت يعقوبى در مآخذ مربوط چيزى بدست نيامد.
يعقوبى را در مآخذ مختلف به عناوين مختلف نام بردهاند. از جمله:
نهاية الارب ج 2 ص 30، 17: ابن ابى يعقوب تفسير شهرستانى (مفتاح الاسرار و مصباح الأبرار): ابن واضح دائرة المعارف الاسلامية ج 7 ص 13: ابن واضح يعقوبى دائرة المعارف اسلامى ج 4 ص 125: احمد بن ابى يعقوب بن جعفر بن وهب ابن واضح الكاتب العباسى يتيمة الدهر ثعالبى ج 3 ص 125: احمد بن واضح مروج الذهب ج 1 ص 16، كشف الظنون ج 1 ص 283: احمد بن يعقوب مصرى خطط مقريزى ج 2 ص 106، مجمل التواريخ و القصص ص 271، و ص 278:
احمد بن يعقوب
مجموعه شرقى هربلوت، ملحقات البلدان ص 130 چاپ نجف: احمد كاتب.
مجمل التواريخ و القصص ص 222: احمد بن ابى يعقوب بن واضح الكاتب معجم الادباء ج 5 ص 153: احمد بن ابى يعقوب اسحاق بن جعفر بن وهب بن واضح الاخبارى العباسى.
عيون الانباء ج 2 ص 87، نهاية الأرب ج 12 ص 81: احمد بن ابى يعقوب مولى ولد العباس.
معجم الأدباء ج 5 ص 153، از تاريخ كندى: احمد بن اسحاق بن واضح مولى بنى هاشم.
معجم المؤلفين ج 1 ص 161: ابن اليعقوبى اعيان الشيعه ج 10 ص 330: احمد بن ابى يعقوب اسحاق بن جعفر بن وهب بن واضح الكاتب الاصبهانى الاخبارى مولى بنى العباس.
خريدة العجائب ص 47، تقويم البلدان ص 387، نهاية الأرب ج 12، ص 4، 7، 11، 16، 17، 20، 28، 32، 45، 53، 77، 136، 205: احمد بن ابى يعقوب.
مختصر كتاب البلدان ص 290: احمد بن واضح الاصبهانى.
مقدمه هوتسما بر تاريخ، معجم المؤلفين ج 1 ص 161، اعيان الشيعه ج 10 ص 330، معجم المطبوعات ج 2 ص 1948: المعروف باليعقوبي مقدمه هوتسما بر تاريخ: احمد بن ابى يعقوب العباسى معجم المؤلفين ج 1 ص 161، لغتنامه ص 1126، معجم المطبوعات ج 2 ص 1948، تاريخ آداب اللغة العربيه ج 2 ذيل تاريخ و جغرافى، دائرة المعارف الاسلاميه ج 13، ماده جغرافيا، بلدان الخلافة الشرقيه ص 26، 27، 32: يعقوبى مقدمه انگليسى مشاكلة الناس لزمانهم: ابو العباس احمد بن ابى يعقوب اسحاق ابن جعفر بن وهب بن واضح الكاتب العباسى.
آغاز مشاكلة الناس لزمانهم: شيخ امام حافظ علامه احمد بن ابى يعقوب بن جعفر بنواضح رحمه اللّه.
تعبير «يعقوبى» و «المعروف باليعقوبي» در تأليفات متقدمين ديده نشد و گويا پس از انتشار آثار يعقوبى در اروپا رايج گشته است.
يعقوبى دوران جوانى خود را در ارمنستان و در خدمت طاهريان خراسان (205- 259) بسر برده و فتوحات آنان را در كتابى جداگانه نوشته است.
يعقوبى تا حدود 260 هجرى در شرق بود و بگفته سارتن تا سال 873- 874 م (259- 260 ه) كار وى در ارمنستان و خراسان رونق داشته است.
يعقوبى پس از 260 به هند رفته و آنگاه رهسپار مصر و بلاد مغرب شده و نزد طولونيان (254- 292) منزلتى داشته است و براى همين است كه مسعودى و حاجى خليفه او را «احمد بن يعقوب مصرى» نوشتهاند. وفات يعقوبى ظاهرا بايد در مصر يا مغرب روى داده باشد.
تاريخ وفات يعقوبى را در مآخذ مختلف چنين نوشتهاند:
فهرست بروكلمان، ضميمه اول ص 226، الاعلام زركلى ج 1 ص 90- 91، تاريخ آداب اللغة العربيه ج 2 ص 167- 176، و ص 229: سال 278 ه.
آداب اللغة العربيه ج 2 ص 229، مدخل سارتن ج 1 ص 607: بعد از سال 278 ه.
الأعلام زركلى ص 90- 91: سال 282 ه.
معجم الأدباء ج 5 ص 153، نقل از تاريخ ابو عمر محمد بن يوسف بن يعقوب مصرى كندى مورخ، و مآخذ ديگرى كه همه از ياقوت گرفتهاند: 284 ه (897 م) و قول مشهور همين است.
اعيان الشيعه ج 10 ص 330، مقدمه چاپ نجف تاريخ يعقوبى، ص ب: بعد از سال 292 ه.
دليل بر درستى اين قول، اشعارى است كه مقريزى از يعقوبى درباره انقراض دولت طولونى مصر نقل مىكند و در ملحقات البلدان هم نقل شده است.
يعقوبى مانند نياى خود واضح شيعه مذهب بوده است و شواهد آن در مقدمه مجلد اول تاريخ ذكر شده است.
تشيع يعقوبى
گفتهاند واضح جد وى، علائق شيعى داشته و همو بوده كه در زمان مسؤوليت« بريد» مصر، ادريس بن عبدالله بن حسن- برادر نفس زكيه- را به مغرب فرارى داد و جانش را بر سر اين كار گذاشت و گويا به دست هادى عباسى به قتل رسيد.
بدين ترتيب بايد گفت، تشيع در خاندان يعقوبى، به صورت سنتى وجود داشته و اين علائق به يعقوبى مورخ نيز رسيده است. دانسته است كه شيعيان امامى، در اين دوران، در عين تشيع، در داخل دولت، به كارهاى ادارى اشتغال داشتهاند. نمونه روشن، على بن يقطين است كه به دستور امام كاظم( ع) در دولت عباسى مشغول بود.
بدون شك، يعقوبى مورخى شيعه مذهب است كه آثار تشيع وى در كتاب تاريخش كاملا روشن است. اخبار وى در داستان سقيفه، برخوردهاى خلفا و نيز سيرى كه از خلافت امير مؤمنان( ع) بدست مىدهد، نشان از تشيع كامل، اما تا اندازهاى معتدل وى دارد. وى در سيرى كه از تاريخ حوادث اسلام ارائه داده، پس از آغاز بحث از حكومت معاويه، به موازات عناوينى كه براى روى كار آمدن خلفا دارد، از امامان شيعه( ع) نيز سخن مىگويد. عناوينى چون« وفاة الحسن بن على»،« مقتل حسين بن على»،« وفاة على بن الحسين»،« وفاة ابى جعفر محمد بن على»،« وفاة ابى عبدالله جعفر بن محمد و آدابه»،« وفاة موسى بن جعفر»،« وفاة على الرضا»( عليهم السلام) از جمله اين عناوين است كه ذيل آنها كلمات قصارى نيز از آن بزرگواران نقل مىكند.
آثار يعقوبى
يعقوبى به عنوان مورخ و جغرافىدان شناخته مىشود. آثار وى نيز در همين دو زمينه تأليف شده است. از ميان چندين كتابى كه در منابع مختلف به وى منسوب شده، تنها سه كتاب وى بر جاى مانده است. عناوين كتابهاى مفقود وى عبارتند از:« كتاب المسالك و الممالك»،« فتح افريقيه و اخبارها» و« اخبار الطاهريين».
اما سه عنوان كتاب وى كه بر جاى مانده و هر سه به چاپ رسيده عبارتند از:
1- تاريخ
2- البلدان
3- مشاكلة الناس لزمانهم
دو كتاب« البلدان» و« مشاكله»، هر دو كم حجماند.« البلدان» به زبان فارسى نيز ترجمه شده است. البلدان، جغرافى عمومى شهرهاست كه فوائد تاريخى بسيار مهمى دارد. كتاب« مشاكله» نيز درباره تقليد مردمان هر زمان از خلق و خوى خليفه حاكم است كه با نمونههاى تاريخى ارائه شده است.
خاندان يعقوبى
بسم اللّه الرحمن الرحيم در موقعى كه دومين خليفه عباسى ابو جعفر منصور (136- 158) دست در كار ساختمان بغداد بود و سرپرستى امور مربوط به هر يك از چهار بخش محلههاى بيرون باره شهر را در عهده يكى از مهندسين و چند نفر ديگر قرار مىداد، بخشى را از «باب الكوفه» تا «باب الشام» و «شارع انبار» تا برسد به محله حرب بن عبد اللّه، در عهده سليمان بن مجالد و مولاى خود «واضح» (نياى سوم يعقوبى) و عبد اللّه بن محرز مهندس قرار داد و شايد براى همين است كه يعقوبى درباره امتيازات بغداد مىگويد:
«ديگر بدان جهت كه نياكان من آنجا اقامت داشتهاند و يكى از ايشان امر آن را بدست داشته است» يكى از كوچههاى بغداد بنام «واضح» نامگذارى شده بود ، يكى از قطيعههاى بغداد نيز در محله سليمان بن مجالد بنام واضح ، و قطيعه ديگرى واقع در جاده راه انبار بنام «واضح و فرزندان وى» بوده است.
واضح از موالى منصور عباسى و صالح بن منصور بود و بدين جهت خاندان واضح به «عباسى» معروف شدند. واضح در سال 158 از طرف منصور بحكومت ارمنستان منصوب شد و تا پايان خلافت منصور بر سر كار بود و حكومت ارمنستان و آذربايجان را بدست داشت. در 23 جمادى الآخره سال 162، واضح بحكومت مصر منصوب شد. و هنگامى كه مهدى عباسى (158- 169) در سال 160 بحج رفت و ديوارهاى مسجد الحرام رابمنظور توسعه دادن مسجد و در وسط قرار گرفتن كعبه خراب كرد و براى تأمين اين منظور، خانههاى مردم را خريد و صنعتگران و مهندسان را از هر ناحيه فرا خواند، به «واضح» مولاى خود كه حاكم مصر بود نوشت تا اموال و ديگر لوازم كار را به مكه حمل كند و در آنجا به يقطين بن موسى و محمد بن عبد الرحمن تسليم نمايد. در موقعى كه واضح عامل بريد مصر بود، ادريس بن عبد اللّه بن حسن بن حسن را كه از واقعه فخ جان بسلامت برده و رهسپار مصر شده بود، به مغرب زمين فرستاد تا بسرزمين طنجه رسيد و در شهرى بنام «وليل» اقامت گزيد و بر بريان آن حدود دعوت وى را پذيرفتند، و هادى عباسى بجرم حمايت از ادريس بن عبد اللّه علوى، در سال 169 واضح را گردن زد و بدار آويخت، و بقولى اين كار بر دست رشيد و در خلافت وى بانجام رسيد. يعقوبى در ذيل خلافت هادى در مجلد دوم تاريخ، خروج و شهادت حسين بن على شهيد فخ و گريختن دايى وى ادريس بن عبد اللّه به مغرب، و غلبه يافتن وى را بر فاس ذكر مىكند، اما از كومك واضح و اينكه نجات ادريس از چنگال عباسيان بوسيله او بوده است چيزى نمينويسد. واضح از شيعيان اهل بيت بوده است و طبرى و ابن اثير باين مطلب تصريح كردهاند. در مآخذى كه مراجعه شد بر شرح حال «وهب بن واضح» جد دوم، و «جعفر بن وهب» جد اول يعقوبى وقوف نيافتم.
تأليفات يعقوبى
1- كتابى در فتوحات و اقدامات طاهر بن حسين كه خود مؤلف بآن تصريح كرده است.
2- جغرافياى امپراطورى بيزانس 3- تاريخ فتوحات افريقا 4- كتاب كوچك «اخبار الأمم السالفه» 5- المسالك و الممالك، كه بعقيده بعضى غير از كتاب «البلدان» بوده است 6- كتاب ملوك الروم كه يعقوبى آن را در ارمنستان و پيش از سال 260 تأليف كرده است.
7- كتاب «مشاكلة الناس لزمانهم» كه در سال 1962 در بيروت بچاپ رسيده است.
8- تاريخ كه در مقدمه مجلد اول ترجمه درباره آن بتفصيل بحث شده است 9- البلدان كه بهمين نام معروف شده، و ياقوت آن را بنام «اسماء البلدان» ذكر كرده است، اما بر حسب آنچه خود مؤلف در مقدمه كتاب مىگويد «فجعلنا هذا الكتاب مختصرا لأخبار البلدان» نام درست آن «مختصر اخبار البلدان» بوده است.
جغرافى نويسان مهم اسلامى
در خاتمه اين مقدمه فهرستى از جغرافى نويسان مهم اسلامى كه تأليفات جغرافيايى ايشان بما رسيده، و تاريخ تأليف و نام كتاب هر يك داده مىشود:
ابن خرداد به (المسالك و الممالك) 250 هجرى 864 ميلادى قدامة بن جعفر (كتاب الخراج) 266 هجرى 880 ميلادى يعقوبى (البلدان) 278 هجرى 891 ميلادى ابن رسته (الأعلاق النفيسه) 290 هجرى 903 ميلادى ابن الفقيه (مختصر كتاب البلدان) 290 هجرى 903 ميلادى مسعودى (التنبيه و الأشراف) 332 هجرى 943 ميلادى اصطخرى (المسالك و الممالك) 340 هجرى 951 ميلادى ابن حوقل (صورة الأرض) 367 هجرى 978 ميلادى مقدسى (احسن التقاسيم) 375 هجرى 983 ميلادى ناصر خسرو (سفرنامه) 438 هجرى 1047 ميلادى شريف ادريسى (نزهة المشتاق فى اختراق الآفاق) 548 هجرى 1154 ميلادى ابن جبير (رحله) 580 هجرى 1184 ميلادى ياقوت (معجم البلدان) 623 هجرى 1225 ميلادى قزوينى (آثار البلاد و اخبار العباد 674 هجرى 1275 هجرى قزوينى عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات)-- صفى الدين بغدادى (مراصد الأطلاع) 700 هجرى 1300 ميلادى ابو الفداء (تقويم البلدان) 721 هجرى 1321 ميلادى حمد اللّه مستوفى (نزهة القلوب) 740 هجرى 1340 ميلادى ابن بطوطه (رحله) 756 هجرى 1355 ميلادى حاجى خليفه (جهان نما) 1010 هجرى 1600 ميلادى علاوه بر مصادر جغرافيايى، در بسيارى از كتب تاريخ اسلامى از قبيل: تاريخ يعقوبى، مروج الذهب مسعودى، فتوح البلدان بلاذرى، تاريخ حمزه اصفهانى، تاريخ طبرى، تاريخ فخرى، تاريخ ابن خلدون، تاريخ ابن خلكان، روضة الصفا و حبيب السير مطالب و فوائد جغرافيايى بسيار مىتوان يافت.
دكتر محمد ابراهيم آيتى تهران اسفند ماه 1342
در مورد مترجم:
ولادت
در سال 1333هجری قمری در قریه گازار از توابع بیرجند در خانواده ای روحانی و شیعه متولد شد و اهل خانه را از قدوم خویش شاد کرد این فرزند محمدابراهیم نام گرفت.
پدرش شیخ محمد قائنی پیشنماز روستای گازار بود که به امور شرعی مردم رسیدگی می کرد. او در سلک روحانیت و در امور دینی خود و مردم کوشا بود.
تحصیلات و استادان
محمد ابراهیم که توفیق تربیت در دامن مادر متدین پیدا نموده بود رشد کرد و به سن تحصیل رسید.شروع تحصیلات و استادان ایشان در نوشته ای که از ایشان بر جای مانده به خوبی روشن می گردد و زیباتر آنکه به همان بسنده کنیم. ایشان می نویسد:
« هفت ساله بودم که پدرم مرحوم شیخ محمد قائنی مرا برای فراگیری قرآن مجید و خواندن کتابهای فارسی مذهبی و اخلاقی از قبیل عین الحیات و جلاءالعیون و حلیة المتقین مرحوم مجلسی نزد « آخوند ملا عبدالله گازاری» برد و به وی سپرد. مقدمات عربی را از مرحوم پدرم فرا گرفتم، نه ساله بودم که پدرم در سوم ماه رمضان سال 1342قمری مرحوم شد. پس از آن شرح « قطرالندی» و « القیه» ابن مالک « سیوطی» و « شرح جامی» را نزد همان ملا عبدالله و « محمد ابراهیم بویکی» خواندم. سیزده ساله بودم که با اجازه مادرم برای ادامه تحصیل به شهر بیرجند رفتم و مدت پنج سال در مدرسه معصومیه کتابهای « حاشیه» ملاعبدالله یزدی و « شرح شمسیه» در منطق، « شرح نظام» « مغنی البیب» در صرف و نحو و قسمتی از « مطوّل» در معانی و بیان و بدیع و « معالم» و قسمتی از « قوانین الاصول» میرزای قمی در اصول، « تبصرة» علامه حلّی و « شرح لمعه» شهید ثانی در فقه و مختصری حساب و هیأت و مقداری از شرح « سبعة معلّقه» را خواندم. در این مدت پنج سال در شهر بیرجند از محضر مرحوم حاج شیخ محمد باقر آیتی بیرجندی و آیةالله حاج شیخ محمد حسین آیتی و مرحوم شیخ غلامرضا فاضل و آقای حاج شیخ محمد علی ربّانی و مرحوم حاج ملا محمد دهکی استفاده بردم و شاگردی آنها را نمودم.
هیجده ساله بودم که برای ادامه تحصیل به مشهد مقدس مشرّف و در مدرسه باقریه سکن شدم و بقیه شرح لمعه و مطول و قسمتی از فصول و قسمت منطق شرح منظومه حاج ملا هادی سبزواری و آنگاه تمام سطح مکاسب، رسائل شیخ انصاری و کفایه آخوند خراسانی را در محضر استادان فرا گرفتم. ضمنا هیئت قدیم را نزد مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینی و آقا شیخ مجتبی قزوینی و آیةالله میرزا حسین فقیه سبزواری و آیةالله ادیب نیشابوری و مرحوم حاج شیخ حسن پایین خیابانی و برخی اساتید دیگر خواندم. در همان حال با درس خارج فقه و معارف مرحوم آقا میرزا مهدی اصفهانی آشنا شدم و با ذوق فراوان در حدود دو سال به درس پر بهره ایشان می رفتم و در همین اوقات به درس شرحمنظومه آقا میرزا مهدی فرزند مرحوم آقا بزرگ حکیم می رفتم و از این راه با فلسفه قدیم آشنا شدم. آشنایی من با متون عالی فلسفه قدیم از قبیل شرح اشارات، شفای بوعلی و اسفار مرحوم آخوند ملاصدرا در خارج از محیط طلبگی بود.»
زندگی طلبگی و دوران تحصیل استاد آیتی
استاد محمد ابراهیم آیتی در شرایط سخت دوران تحصیل علوم اسلامی را گذراند و با سختکوشی و مقاومت این مسیر را پیمود. چند نکته از آن ایام را او در نوشته ای که نگاشته از آن جهت که عبرت آموز است در اینجا می آوریم تا شیوه تحصیل و کسب کمال را در دوران نوآموزان این خک آن چنانکه مردان رفتند زنده کنیم:
« حوزه های درس هرگاه محدود به چند نفر و کم جمعیت بود غالبا در اطاقهای مسکونی مدارس و درسهای سطوح عالی و خارج که جمعیت بیشتری در آن شرکت می داشت بیشتر در مدرس های نسبتا وسیع مدارس که فرش آن در تابستان و زمستان منحصر به حصیر بود و یا در شبستان های مساجد که نیز در تابستان و زمستان حصیر فرش و بسیار سرد بود و هرگز بخاری نمی دید، تشکیل می گردید.
کسانی که اهل کار و تحصیل بودند تقریبا تمام وقتشان به درس خواندن و مطالعه کردن و مباحثه کردن همان درسها و ( اگر خود از فضلای حوزه بودند) به درس گفتن برگزار می شد و فقط در هفته ای دو روز پنجشنبه و جمعه تعطیلبود، که آن هم احیانا با درسهای تعطیلی از قبیل ریاضیات و هیئت و تفسیر و حدیث و جز اینها می گذشت.
زندگی طلبگی بسیار ساده و در عین حال پرنشاط برگزار می شد. در آن تاریخ کمتر افکار اجتماعی به محیط طلبگی راه داشت و گیر و داری هم اگر پیش می آمد از حدود حجره های مدارس تجاوز نمی کرد. تا در بیرجند بودم با اینکه مدرسه معصومیه اوقاف زیادی داشت، به طلبه مدرسه چیزی نمی رسید و متصدّیان اوقاف تمام درآمد موقوفه را می خوردند و زندگانی ساده طلاب منحصرا از کمکهای پدران و مادرانشان می گذشت.
اما در مشهد مقدس چون از طرفی موقوفات مدارس سرشارتر بود و از طرف دیگر متصدیان اوقاف آنجا مانند متصدیان اوقاف بیرجند نبودند مختصر حق السکوت و قوت لا یموتی به طلاب داده می شد و روزی که وارد مشهد شدم متصدی اوقاف مدرسه باقریه آقا شیخ جواد شیخ الاسلامی اصفهانی به دیدن من آمد و از همان روز مبلغ سی ریال ( که شهریه کامل آن مدرسه بود) حقوق ماهیانه برای من قرار ساخت و این مبلغ در آن تاریخ برای زندگی طلبگی متوسط یک نفر به خوبی کفایت می کرد.»
تحصیل و تدریس در دانشگاه
مرحوم آیتی پس از فراگیری دروس حوزه های علوم دینی به دانشگاه راه یافت و در کنار تدریس به تحصیل نیز پرداخت. در سال 1334شمسی در دانشکده علوم معقول و منقول مشغول به تدریس شد و درسهای تاریخ اسلام، تاریخ تمدن اسلام، فقه( دوره لیسانس) وفقه الحدیث( دوره دکتری) را درس می داد. او در همان دانشکده معقول و منقول تهران تحصیل کرده بود و موفق به اخذ درجه دکتری شده بود. ایشان علاوه بر علوم اسلامی و ادبیات عرب به زبان انگلیسی نیز احاطه کامل داشت و از این راه با اندیشه های غربی و متون و روش تحقیق آنان آشنا گردید.
از امتیازات بسیار ارزنده حیات علمی مرحوم آیتی این است که او هرگز خود را در علوم متداول حوزه ها و مجامع علمی محدود نساخت. گو اینکه راز موفقیت هر اندیشه ورِ دلسوز و تلاشگر و کاوشگر پر توفیق این است که خودجوش و زیرکانه بیابد چه چیزی را باید بخواند و کدام راه را برود. بدینسان او در تاریخ دوره اسلامی و تاریخ پیامبر و اهل بیت نیز تلاش فراوان کرد و یکی از متخصصان این رشته در آمد و از تألیفات ایشان نیز این نکته آشکار خواهد شد. شهید مطهری در تمجید از مقام علمی و زحمات ایشان چنین یاد می کند:
« آقای آیتی یک مورّخی است نسبت به تاریخ صدر اسلام، من به جرأت می توانم بگویم در همه تهران و شاید در همه کشور کسی نداریم که به تاریخ صد ساله اول اسلام مثل آقای آیتی احاطه داشته باشد. کسی مثل او نیست که به جزئیات این قسمت از تاریخ احاطه و اطلاع داشته باشد. این مرد بر تمام متون تاریخی این قسمت مسلط است و جزئیاتش را می داند. اگر مثلا از جنگ بدر بپرسید، یک یک آدمهایش رامی شناسد. حتی گاهی می گوید پدرش کیست، مادرش کیست، خویش و تبارش کیستند. حرفی که این مرد بگوید سند است... ایشان آخرین اثری که تألیف کرده اند و دانشگاه چاپ کرده است کتابی است در تاریخ اندلس. کتاب بسیار خوبی است و درباره حادثه اسلامی بزرگی است که ما مسلمانان و بالاخص ایرانیها در موضوع این حادثه خیلی تقصیر کرده ایم. این تاریخ را بگیرید و بخوانید.»
از دیگر خصوصیات او تحقیق های نو و بدیع است. او در تاریخ به بررسی و کنکاشی ارزنده پرداخت و نکات ابهام و نقاط کور را شناسایی کرد و به بحث و بررسی در آن پرداخت. این خصلت او در کتاب بررسی تاریخ عاشورا به خوبی ظهور کرده است یعنی او در این قضیه مطیع و دنباله رو هیچ کس نیست و آزادانه و زیبا بر اساس مبانی اصیل و اساسی قرآن و عترت و با عقل سلیم و ذهل جوال خویش به میدان آمده و به راستی به نقد احیاگری درجریان عاشورا دست زده است. ترجمه های او نیز از کارهای اصیل و بدیع به حساب می آید که از آن جمله « البلدان» و « تاریخ یعقوبی» هر دو از ابن واضح یعقوبی است.
یکی از نویسندگان درباره روش و شیوه او در تحقیق گوید:
« در تحقیق و تجسس علمی مردی دقیق و جویا بود. مزیّت او در کارهای علمی بر این بود که علم قدیم را با روش جدید آن چنانکه پسند طباعِ ابناء روزگار باشد جمع داشت و نیک دریافته بود که جامعه علمی کنونی چه حاجت و نیازی دارد و چگونه باید در عرضه کردن مسائل قدیم قدم برداشت. نمونه کامل اثر او که بدین شیوه تدوین شده است رساله اجتهادی دکتری او را به نام« مقولات» ( مبحثی از منطق) باید نام برد که با توجه به اصول به جا گفتن و به اندازه گفتن و به زبان روشن گفتن و مبتنی بر مآخذ قدیم و کتب اروپایی تدوین کرده است.»
صفای ضمیر استاد آیتی
یکی از دوستان و ارادتمندان حضرت استاد آیتی از حالات و روحیه های زیبای ایشان اندک سخنی گفته اند پرمغز و ارزشمند که نشان از روحی لطیف و ضمیری روشن دارد که در اینجا نقل می شود:« دوست دانشمند ما دکتر محمد ابراهیم آیتی نمونه ای کامل از مردان راه خدا و برگزیده ای از مردم پرهیزکار روزگار ما بود.
مرحوم دکتر آیتی انسانی وارسته و سلیم النفس، بسیار صبور و سلیم، کم گوی و گزیده گوی و به حقیقت از مردان با کمالِ راستین در عهدی بود که از این خصایص و صفات نمونه های بسیار دیده نمی شود.»
یکی از نویسندگان درباره ایشان می گوید:« اندیشمند و محقق اسلامی فرزند حوزه و دانشگاه مرحوم حجةالاسلام و المسلمین دکتر محمد ابراهیم آیتی دانشمندی باتقوا، استادی کثیرالاطلاع، سخنوری متبحر و مورخی با حقیقت بود. او در همه عمر با کمال اخلاص مشغول خدمت به دین و علم بود و همانند سربازی فدکار و از خود گذشته انجام وظیفه می نمود و همواره پاسدار مرزهای عقیده و ایدئولوژی اسلام بود.»
استاد احمد آرام در مقدمه کتاب آیینه اسلام درباره او می گوید:
« مرحوم آیتی از مردانی بود که به گزاف سخن نمی گفت. اهل تحقیق و تتبع بود و آنچه را که نمی دانست یا در دانسته خود شک داشت برای آنکه فقط چیزی گفته یا نوشته باشد بر زبان یا قلم نمی آورد. در مجلسی که دست کم هفته ای یکبار با هم بودیم کمتر از دیگران سخن می گفت ولی هرگاه کسانی را می دید که به مکابره می خواهند حقی را پایمال کنند و باطلی را بر کرسی بنشانند آنگاه دیگر خاموشی را روا نمی داشت و آنچه را که گفتنی بود بی کم و زیاد می گفت» .
اقدامات اجتماعی و فرهنگی
حضرت حجة الاسلام مرحوم محمد ابراهیم آیتی از آنگاه که دست مایه ای در علوم به هم زد و توانی در خویش احساس نمود از پای ننشست و تلاش شبانه روزی خویش را برای احیای فکر دینی در این قرن بکار بست.
او از دوستان شهید مطهری، آیةالله بهشتی و آیةالله طالقانی بود و با هم مراوده علمی و مباحثه داشتند. در آن زمان نوای بیداری در بعضی از مجامع علمی و فرهنگی برخاسته بود و حرکت های خودجوش ارزشمندی برای شناخت درست اسلام ایجاد شده بود. کار مهم اندیشه وران آن روز تغذیه فکری این مجامع بود و استاد آیتی یکی از کسانی بود که در انجام این مهم کوشا بود. در انجمن اسلامیمهندسان، جلسات ماهانه دینی که شهید مطهری نیز سخنرانی داشت شرکت داشت و به سخنرانیهای ارزشمندی می پرداخت و این سخنرانیها بلافاصله تایپ و تکثیر می شد و با استقبال فراوانی نیز روبرو گشت.
او همچنین در پرداختن به برخی موضوعات اسلامی و پیراستن نقص ها و خرافه ها متون اصیل و استواری را عرضه کرد که از آن جمله « بررسی تاریخ عاشورا» که ابتدا در رادیو ایران آن زمان پخش گردید و نیز « سیمای امیرالمؤمنین از مسجد الحرام تا مسجد کوفه» و برخی مباحث دیگر که به صورت مقاله ارائه شده است.
کتاب « سرمایه سخن» را که در مناسبت های اسلامی طول سال می باشد برای واعظان و اهل منبر نوشت تا در مناسبت های گوناگون مطالب صحیح در دسترس افراد باشد و بتوانند با تکیه بر متون مطمئن معارف دین را طرح کنند.
یکی از تلاش های تحسین برانگیز ایشان تلاش در راه انتشار کتابهای مذهبی بود که از آن جملهتلاش گروهی ایشان و همراهانش منشأ ایجاد « شرکت انتشار» گردید. باری او در راه اصلاح ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه خویش از هیچ خدمتی فروگذار نکرد و با قلم و زبان و دست خویش هر آنچه کرد برای احیای فکر دینی و اندیشه الهی بود.
او یکی از کسانی بود که آرزوی آقایی و سربلندی اسلام و مسلمین را در سر می پروراند و امیدوار به بازگشت امپراتوری پهناور اسلام بود.
او این اندیشه اصلاح گرانه را در ابتدای کتاب آیینه اسلام آنجا که از کتاب تعریف و تمجید کرده است آورده است.
« امید است در این عصر که گویی مقدمات بیداری مسلمین فراهم گشته است این گونه کتابها بتواند مردم را تکان دهد و نهضتهای ثمربخش فکری و مذهبی بوجود آورد و مسلمانان را برای سروری جهان آمده سازد.»
و این سخن هنگامه ای بر دل صفحه نشسته است که قیام سال 1342به رهبری امام خمینی آغاز گشته بود.
حکایت رحلت
باری استاد فرزانه دکتر محمد ابراهیم آیتی پس از سالیانی که خدمات شایسته ای به جامعه خویش کرد در یک سانحه تصادف جان خویش را از دست داد و در حالی که سنّی در حدود 51سال داشت این سرای خکی را بدرود گفت. ضایعه رحلت او همه دلسوزان و دینداران و اندیشمندان را متأثر کرد. جنازه اش را با تجلیل فراوان به قم آوردند و در قبرستان ابوحسین قم دفن کردند. بر لوح قبر آن بزرگ چنین آمده است:
هو الحی الذی لا یموت
مضجع شریف فقید سعید حجةالاسلام آقا شیخ محمد ابراهیم آیتی بیرجندی این مرحوم ثقةالاسلام آقا شیخ محمد که در سوم جمادی الثانیه 1384قمری مطابق هفدهم مهرماه یکهزار و سیصد و چهل و سه شمسی دعوت حق را اجابت کرد. معظم له دارای ملکات نفسانیه و جامع علوم عقلیّه نقلیّه، مروج طریقه جعفریه بود. آثار و تألیفاتی بس گرانبها از خود باقی گذاشت.
تألیفات
زندگی حضرت استاد محمد ابراهیم آیتی سراسر تلاش و کوشش و تحقیق و جستجو بود. او در تمام مدت عمر خویش دمی آرام ننشست و همواره به کار مشغول بود. حاصل این حیات مبارک تألیفات و آثار قلمی ارزشمندی است که از آن فرزانه بر جای مانده است.
· تاریخ پیامبر اسلام
· ترجمه تاریخ یعقوبى
· آندلس یا تاریخ حکومت مسلمین در اروپا
· سرمایه سخن
· بررسى تاریخ عاشورا
· تصحیح تفسیر شریف لاهیجى
· ترجمه البلدان یعقوبى
· افکار جاوید محم
· آیینه اسلام
· سیماى امیرالمؤمنین از مسجدالحرام تا مسجد کوفه
· راه و رسم تبلیغ (مقاله)
· کتاب و سنت
· همه مسؤول یکدیگریم (مقاله)
· 14- فهرست ابواب و فصول اسفار (مقاله)
· مقولات عشر
· گفتار عاشورا
· مرجعیت و روحانیت
· دین دارى و دین شناسى
· تدبّر در قرآن
· حکایت رحلت
فهرست مطالب کتاب :
· بخش اول : بخش مشرق
· استان جبل ( عراق عجم )
· صیمره (کمره )
· حلوان
· دینور
· قزوین و زنجان
· آذربایجان
· همدان
· نهاوند
· کرج
· قم و مضافات آن
· اصفهان
· ری
· ...
· بخش دوم: بخش قبله
· خطه های کوفه
· منزل های از کوفه تا مدینه و مکه
· مدینه رسول خدا
· مکه و مضافات آن
· از مکه تا یمن
· ...
· بخش سوم : جربی= بخش شمال
· بصره
· جند حمص
· جند دمشق
· جند اردن
· جند فلسطین
· مصر و کورههای آن
· معدن های طلا
· بلاد نوبه
· و ...





