خلیفة بن خیاط معروف به شباب عصفرى (۳۰۸)از مورخان مهم قرن سوم هجرىاست که ابن کثیر از وى با عنوان من ائمة التاریخ یاد کرده است .(۳۰۹)وىنیز درست بمانند ابن سعد در زمانى بوده که درگیر ماجراى المحنه ویاسختگیرى معتزله ودر راءس همه ماءمون بر دیگران در باب خلق قرآن شده است .(۳۱۰)ابن ندیم از وى یاد کرده و پنج کتاب براى وى برشمرده است . نخستکتاب الطبقات . دوم کتاب التاریخ . سوم کتاب طبقات القراء. چهارم کتابتاریخ الزمنى والعرجان والمرضى والعمیان و درنهایت کتاب اجزاء القرآن .(۳۱۱)تا آنجا که آگاهیم تنها دو کتاب تاریخ و طبقات او به دست ما رسیده وچاپ شده است .
درباره وى نیز میان اصحاب رجال اختلاف است ، گرچه نوعا وى را توثیق مىکنند. وى بصرى است و بصرى ها به دلیل داشتن گرایش هاى عثمانى یا نزدیک بهآن مانند مدائنى بخت یارشان است که از سوى اصحاب حدیث تاءیید شوند.بخارىدر کتاب خود در هیجده مورد، روایاتى از وى نقل کرده و این نیز فرصتى دیگربودهخ تا رجال شناسان بعدى در قدح وى کمتر سخن بگویند. باید اعتراف کرد کهوى اعتناى کافى به سند دارد و این مقبول اصحاب حدیث است . کمترین علائق ازنوع تشیع عراقى خلیفه یافت نمى شود.
کتاب تاریخ او که به روایت بقى بن مخلد قرطبى (۳۱۲)(۲۰۱ ۲۷۶) باقىمانده ، در سال ۱۳۸۶ قمرى به کوشش اکرم ضیاء العمرى در عراق ( به مساعدتمجمع علمى عراق ) به چاپ رسیده و در سال ۱۴۱۴ به کوشش سهیل زکار چاپدیگرى از ان عرضه شده است ! (بیروت ، دارالفکر). العمرى شرح حال مفصل وى وانچه را که درباره وى و خاندانش در دست بوده در مقدمه آورده است .
المعرى فهرستى از مآخذ خلیفه را در تاریخ او به به دست داده است . خلیفدر سیره به طور عمده بر ابن اسحاق تکیه کرده است . وى همچنین از کتابتاریخ الخلفاء ابن اسحاق نیز بهره برده وروایات متعددى درباره دوره نخستینخلافت از ابن اسحاق نقل کرده است .گفته شده ک بیش از صد بار نام ابن اسحاقدر کتاب تاریخ خلیفه آمده است .(۳۱۳)
راوى یا نویسنده دیگرى که وى از او بهره برده وهب بن جریر است که ازروایات ویا آثارش مورد استفاده ابن سعد در طبقات قرار گرفته است . نوشتهابو مشعر نیز که از میان رفته ، از مآخذ خلیفه بوده است . مدائنى ازاستادان رسمى وى بوده واو به طور مستقیم از وى نقل کرده است . گفته شده کهدر بخش فتوحات واخبار دوره خلفاى نخست ، پنجاه درصد نقلها از مدائنى بهاحتمال از کتاب جمل ، کتاب صفین و کتاب خوارج اوست .(۳۱۴)از دیگر مشایخ اوکه برخى صاحب کتاب هایى بوده اند و محتمل است که ویاز مکتوبات آنها بااجازه و یا شفاها از آنها روایاتى را نقل کرده باشد، عبارتند از ابوعبیدهمعمربن مثنى (م ۲۰۹) هشام کلبى ، سحیم بن حفص ، (م ۱۹۰) ولید بن هشامقحذمى ،(۳۱۵)عبدالله بن مغیره و بسیارى دیگر(۳۱۶)
درباره تاریخ خلیفه گفته شده است که این کتاب قدیمى ترین اثر تاریخىاست که به صورت سالشمار حوادث را ثبت کرده و به دست ما رسیده است . امتیازدیگر کتاب آن است که آمار و ارقامى را ثبت کرده که در منابع دیگر نیامدهاست . وى به حوادث داخلى دنیاى اسلام مانند شورش یزید بن مهلب کمترپرداخته و در عوض درباره فتوحات اخبار بیشترى آورده است .(۳۱۷)
با همه آنچه درباره تاریخ خلیف گذشت ، گفته شده که معاصران وى از کتاباو استقبالى نکرده و در آثارى که اندکى پس از آن تاءلیف شده ، ازآن نقلنکرده اند. طبرى تنها یک بار آن هم در حوادث سال ۱۴۱ از وى یاد کرده است . ازدى (م ۳۳۴) در تاریخ موصل خود از آن بهره برده (۳۱۸) اما بعدها، ذهبى ویا ابن کثیر از آن استفاده نکرده اند. محتمل چنان است که کتاب در دسترسآنها نبوده است .
تاریخ در نگاه مورخان کهن ، به معناى سال است و به طور عمده به معناىتقویم اعم از سال تولد، درگذشت ، سال رخ دادن حوادث و مانند اینها به کارمى رود. خلیفه در مقدمه کتاب خود در وصف تاریخ مى نویسد: این کتاب تاریخاست و مردمان کار حج و روزه خویش و نیز عده زنان و مدت دیون خود را باتاریخ تعیین مى کنند. پس از آن از تاریخ یزدجرى سخن مى گوید و آنگاه ازمبداءهاى تاریخى متعدد که اعراب از پس از هر حادثه ، براى چندى آن را حفظمى کردند و آخرین آنها حمله ابرهه به مکه بوده است .پس از آن پیدایش تاریخخجرى سخن گفته و بدنبال آن بحث تاریخى خود را از تولد پیامبر(ص ) آغاز وتا سال ۲۳۲ ادامه مى دهد.
از ویژیگیهاى عمده کتاب ، ارائه آگاهیهایى درباره صاحب منصبان حکومتىدر هر سال و در هر شهراست . وى درجال جاى کتاب ، فهرست شهرها را با یاد ازامیران و سایر صاحب منصبان آن یاد مى کند.(۳۱۹)ویژگى دیگر یاد از سالها ونیز روزهاى هفته است که در قیاس با مآخذ دیگر قابل توجه است . یاد ازفهرست کستگان یمامه و نیز کشتگان جمل و حره (۳۲۰)کاملا تازگى دارد.
نیز باید یادآور شد که متن تاریخ خلیفه ، برخلاف کتابهایى مانند یعقوبىو مسعودى که گرایشهاى مذهبى و سیاسى در آنها آشکار است ، خالى از موضعگیرى است .
اثر دیگر خلیف ، کتاب طبقات اوست که در کنار طبقات ابن سعد از کهن ترینآثارى است که در این زمینه بر جاى مانده است . کتاب طبقات خلیف ، على رغماختصار، از دامنه جغرافیایى وسیع ترى نسبت به طبقات ابن سعد برخوردار بودهوافزون بر چند شهر بزرگ دنیاى اسلام ، از بسیارى از شهرهاى خردتر نیزیادکرده است .(۳۲۱) کتاب طبقات على رغم اختصار حاوى آگاهیهاى تاریخى ویژهاى درباره اشخاص است . از جمله آن که ، در مواردى درباره محل سکونت آنهانیز سخن مى گوید که از دید تاریخ محلى ارزش خاص خود را دارد
منبع: نامعلوم.





