تئودور نولدِکه (۱۸۳۶–۱۹۳۰)یکی از برجستهترین خاورشناسان آلمانی و از مترجمان قرآن به زبان آلمانی است.
وی در سال ۱۸۳۶ میلادی در شهر هامبورگ به دنیا آمد. دوران تحصیلی خود را در آلمان گذراند و بویژه تحصیلات عالی را در دانشگاههای گوتینگن و برلین طی کرد و نیز برای تحصیل به وین پایتخت اتریش و لیدن در جنوب هلند رفت. تئودور نولدکه، در زبانهای سامی (عربی،
سریانی، عبری و آرامی...) تخصص پیدا کرد و با زبان فارسی نیز به خوبی آشنا شد. در سال ۱۸۶۱ یعنی در ۲۵ سالگی به مقام استادی در دانشگاه گوتینگن در رشته زبانهای سامی و تاریخ اسلام نایل آمد. در سال ۱۸۷۲ به دانشگاه استراسبورگ راه یافت و در آنجا به سمت استادی مشغول به کار شد. وی نزدیک به ۹۵ سال زندگی کرد و در سال ۱۹۳۰ درگذشت. نولدکه در میان خاورشناسان از اهمیت ویژهای برخوردار است و از او با احترام یاد میکنند و آثارش را ارج مینهند. او از خاورشناسان پژوهنده و برجسته به شمار میآید که بسیاری از خاورشناسان روزگار خویش و مستشرقان پس از خود را تحت تأثیر قرار داده است.
مهمترین آثاری که از تئودور نولدکه به جای مانده به قرار زیر است:
تاریخ قرآن: این کتاب در مغرب زمین از شهرت فراوانى برخوردار شد و مورد توجه خاورشناسان قرار گرفت. او اولین کسی است که این نوع شیوه پژوهش درباره آیات و سور قرآن بکار میبرد. نولدکه به خاطر همین کتاب به دریافت جایزهاى از سوى آکادمى فرانسه نایل آمد. کتاب مزبور در میان ما کاملاً شناخته شده نیست زیرا ترجمهاى به فارسى از آن صورت نگرفته است. نولدکه در کتاب تاریخ قرآن یک نمونه ترتیب نزول را پیشنهاد میکند.
زندگانی محمد: این کتاب هر چند به نحو ایجاز و اختصار نوشته شده ولى نولدکه با اعتماد به مآخذ تاریخى، آن را به نگارش درآورده است. در عین حال جاى نقد و نکتهگیرى در آن خالى نیست.
تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان : این کتاب بخشى از تاریخ ابوجعفر طبری شمرده مىشود که پروفسور نولدکه آن را به آلمانى ترجمه کرده و با تعلیقات مفصل به چاپ رسانده است. کتاب به وسیله دکتر عباس زریاب خویی به فارسى برگردانده شده و از سوى انجمن آثار ملی به چاپ رسیده است.
حماسه ملی ایران : این کتاب را نولدکه که درباره شاهنامه فردوسی نوشته و بزرگ علوی آن را به فارسى برگردانده است. سعید نفیسی در خلال مقدمهاى که بر آن نگاشته، خردهگیرىهایى از کتاب مزبور نموده است.
اساس زبانشناسی ایران: این کتاب در دو مجلد در اشتراسبورگ به چاپ رسیده است.
نولدکه کتابی درباره « نحو عربی » و پژوهشهایی درباره « اشعار شاعران قدیم عرب » و آثار دیگری نیز از خود به جای نهاده است.
درباره کتاب تاریخ القرآن:
يكي از معروفترين و مهمترين آثار قرآن پژوهي غرب در دو سده اخير تاريخ قرآن است. اين كتاب نخست در قالب پاياننامهاي به زبان لاتين به قلم تئودور نولدكه (1856) به رشته تحرير درآمد، اندكي بعد تحرير آلماني آن در مسابقه آكادمي علوم فرانسه شركت داده و برنده مسابقه شد و سپس در 1860 در گوتينگن (آلمان) انتشار يافت.
تقريباً 40 سال بعد، در 1898، ناشر از مؤلف خواست تا با بهرهگيري از اطلاعات و مطالعات جديد خود كتاب را بازنگاري كند. نُلْدكه به دليل مشغله و كهولت سنّ از اين كار عذر خواست و شاگردش فريدريش شوالي(1919-1863) را براي اين كار معرفي كرد. ويرايش دوم كتاب تاريخ قرآن دقيقاً 40 سال (از 1898 تا 1938) طول كشيد. دو جلد آن را شوالي زير نظر نُلْدكه در سالهاي 1909 و 1919 بازنگاري و منتشر كرد؛ اما اندكي پيش از انتشار جلد دوم درگذشت و شوهر خواهر وي هاينريش تسيمرن كار چاپ آن را به انجام رسانيد براي جلد سوم كتاب، هرچند يادداشتهاي اوليهاي فراهم آمده بود، اما 20 سال كار مشترك و متوالي گوتهلف برگشترسِر(1933-1886) (4) و اُتو پِرِتْسل(1941-1893) لازم بود تا به شكل نهايياش در سال 1938 درآيد. بنابراين از آغاز تحرير نخست تاريخ قرآن تا شكلگيري نهايي آن قريب به 80 سال گذشت و نسخه نهايي كه همواره پس از آن تجديد چاپ شده، حاوي اجزاي سهگانهاي است كه به ترتيب در 1919, 1909 و 1938 منتشر شده است. عناوين سه جلد اصلي تاريخ قرآن، به ترتيب از اين قرار است. ج 1: درباب اصل و منشأ قرآن؛ ج 2: جمع و تدوين قرآن؛ ج 3: تاريخ متن قرآن.
با گذشت 150 سال از تحرير نخست اين كتاب، ترجمهاي از آن حتي به ديگر زبانهاي اروپايي انجام نيافته بود. امين خولي در مقالهي <تفسير> خود در دائرةالمعارف الاسلامية (ج 9، ص 433) ميگويد يكي از دانشجويان مصري كل كتاب را با كمك و مشاوره اساتيد آلماني و عرب ترجمه كرده، اما به دليل مشكلاتي همچنان در دانشكده ادبيات دانشگاه قاهره انتشار نيافته مانده است.
در ايران نيز قريب 40 سال پيش مرحوم آيتالله دكتر سيدمحمد حسيني بهشتي جلد نخست اين كتاب را به فارسي برگردانده كه آن نيز تا سال پيش هنوز به صورت دستنويس باقي مانده بود. ظاهراً قرار است بهزودي اين ترجمه از سوي <مرکز تنظيم و نشر آثار شهيد بهشتي> چاپ شود. يکي دو سال پيش, من چند ماه فرصت بازبيني ترجمهي مرحوم شهيد بهشتي را يافتم. قضاوتم اين است که فارسي مرحوم بهشتي در اين ترجمه در قياس با آثار مکتوب 40 سال پيش, بسيار پخته و هنرمندانه بود. وقتي متن قديمي و دشوار آلماني را پيش خود ميديدم و به ياد ميآوردم که شهيد بهشتي تنها کمتر از 5 سال در آلمان به سر برده و در اين مدت بيشتر به امور سياسي, فرهنگي و ديني اشتغال داشته است, بر همت او در برگردان اين اثر به فارسي آفرين ميگفتم. اينها همه به اين معنا نيست که ترجمهي مرحوم بهشتي هيچ نقصي نداشت؛ اشکالات و کاستيهاي آن به نظرم کم نبود. خدا کند که ويراستار از عهدهي رفع نقايص آن برآمده باشد.
همين جا بد نيست اشاره كنم كه من هم به ترجمه ي جلد دوم اين اثر مشغولم. بخشي از اين ترجمه در مجله ي علوم حديث (قم)، شماره ي ۳۵و ۳۶ (بهار و تابستان ۱۳۸۴) منتشر شده است. موضوع اين بخش "نقد و بررسي روايات جمع نخست قرآن" است.
اخيراً اين کتاب به عربي ترجمه شده است. اين اثر برگردان کامل سه جلد تاريخ قرآن بهشمار ميرود. اين ترجمه به همت دکتر جُرج تامِر و با همکاري سه تن ديگر يعني عبلة معلوف (همسر وي), دکتر خيرالدين عبدالهادي و دکتر نقولا ابومراد انجام گرفته, و ناشر و سرمايهگذار اصلي در اين پروژهي علمي مؤسسهي کنرادـأدناور (Konrad-Adenauer-Stiftung) در برلين است. کتاب در ماه آخر سال ميلادي 2004 انتشار يافت .
دکتر جُرج تامِر, متولد 1960 در روستاي کفرحضر (از کشور لبنان) است. به دليل معلوليت شديد جسمي, وي بيشتر تحصيلات ابتدايي و متوسطهي خود را در خانه انجام داده است. از 1985 تا1987 در دانشگاه تريپولي لبنان فلسفه خوانده و از سال 1988 براي ادامهي تحصيل به آلمان رفته, فوق ليسانس فلسفهي خود را در 1995 و و دکترياش را در سال 2000 ميلادي دريافت کرده است . وي هماکنون مدرّس ادبيات عرب و فلسفهي اسلامي در دانشگاه اِرلانگن (آلمان), و در حال نگارش رسالهي استادياش (Habilitation) با عنوان <زمان در قرآن در مقايسه با عهدين> است.
ترجمهي عربي جُرج تامر از تاريخ قرآن نُلدکه را ميتوان تقريباً ترجمهاي امين و وفادار به متن و به زبان عربي روز دانست که به رغم پيچيدگي, کهنگي زبان اصلي (آلماني) و ارجاعات فراوان بهخوبي از عهدهي انتقال مفاهيم برآمده است. بااينحال, مترجم و دستياران وي از افزودن هرگونه پاورقي توضيحي يا انتقادي خودداري کرده و خواننده را تنها با متن مؤلف روبهرو ساختهاند. در اين ميان, شلوغي و ارجاعات فراوان در متن اصلي و دشواري کار ترجمه سبب شده که مترجم در موارد فراواني به سهو کلمه يا عبارتي را از ترجمهي خود حذف کند. از اين مهمتر, (شايد) به دليل عدم تخصص کافي وي در مطالعات قرآني, گاه برخي از اصطلاحات کليدي يا حتي جملات معمولي به طرز بسيار تعجبانگيزي به اشتباه به عربي ترجمه شده است.





