سایت تخصصی تاریخ اسلام

کتابخانه آنلاین تاریخ اسلام

عکسهای تصادفی

You are here
چهارشنبه ، 29 ارديبهشت 1389 ، 19:54

کتابشناسی کتاب مروج الذهب و معادن الجوهر

نوشته شده توسط  Administrator
به این مطلب رای دهید
(2 آراء)

كتاب مروج الذهب‏

مروج الذّهب آخرین اثر مسعودی که حاصل یک عمر جهانگردی و مطالعه عمیق وی در حوزه اندیشه‌ها و رفتار اقوام مختلف می‌باشد، در سال 332 هجری قمری توسط مولف تالیف گردیده و در سال 336 هجری در آن تجدید نظر نموده. که نزد اروپائیان آوز قوی مسعودی نیز نامیده می‌شود، در 132 باب تنظیم گشته و به دو بخش قبل از اسلام و بعد از اسلام تقسیم می‌شود. در بخش نخست به خلقت جهان و توصیف زمین و ذکر سرزمینها و دریاها و رودها و کوه‌ها پرداخته و همچنین سخن از تاریخ انبیا و اخبار ملتها اعم از یهودی، مسیحی، هندی، ایرانی، یونانی و رومی و عرب مطالبی عرضه داشته و در بخش دوم مطالبی از ولادت پیامبر اکرم، تاریخ بعثت و هجرت و خلفای راشدین، اموی و عباسی تا سال 336 ه قمری مطرح نموده است.

مسعودى ابتدا كتابى با عنوان «اخبار الزمان و من اباده الحدثان» در 30 جلد نگاشت، سپس آن را مختصر كرد و «الكتاب الاوسط» ناميد، اختصارى از اين كتاب را نيز برگزيد و «مروج الذهب» ناميد. او بهترين و عاليترين مطالب ديگر كتابهايش را برگزيد و در اين كتاب آورد. از اين رو كتاب را مروج الذهب (مرغزار طلا) ناميد.

مروج الذهب داراى دو بخش است. در بخش نخست تاريخ خلقت و انبياء و ملل مختلف تا قبل از بعثت پيامبر (ص) بررسى شده است. بخش دوم كتاب با بعثت پيامبر آغاز و با ذكر حوادث تا سال 336 پايان مى‏يابد.

مروج الذهب تاريخيست عمومى كه علاوه بر تاريخ مسلمانان، به تاريخ جهان و احوال ديگر ملل نيز پرداخته است. روش مسعودى در تاريخنگارى، شيوه موضوعى است، هر چند او بين روش موضوعى و سالشمار جمع كرده و هنگام پرداختن به يك موضوع ترتيب زمانى را رعايت كرده است.

مسعودى در ارائه مطالب تاريخى از جغرافيا بهره برده است. او در عين آشنايى با علوم مختلف بويژه جغرافيا به تاريخ پرداخته است. امتياز او بر «يعقوبى» در اين است كه تاريخ و جغرافيا را با هم درآميخته و در يك متن ديده است. احاطه او بر علوم مختلف و آشنايى وى با چندين زبان از جمله زبان فارسى، موجب شده نگاه او به حوادث فراتر از نگاهى صرفا تاريخى باشد. او با سفرهاى بسيار، از «مشاهده و معاينه» در تدوين كتابش بهره كافى برده است. آثار اين سفرها كه همراه با برداشت جامعه شناسانه و روانشناسانه وى از زندگى اجتماعى مردمان مختلف بوده در مروج الذهب آشكار است.

او با وارد كردن عنصر استدلال عقلائى به قلمرو مباحث تاريخى از مرز «ديدن حادثه و نقل آن» گذشته و در وراى حوادث به دنبال علل و اسباب وقوع گشته است. طرح مباحث تمدن و فرهنگ و اهتمام به تاريخ و تفكر اقليتها و مذاهب در مروج الذهب چشمگير است.

مسعودى در لابلاى مطالب علمى و تاريخى، داستانها و لطايف و ظرايفى را چاشنى كرده است تا خواننده را ملال حاصل نشده و رغبت به خواندن آن هميشگى باشد.

ارزش علمی کتاب
مطالب مطرح شده در این کتاب، کتاب حاضر را در شمار یکی از کتابهای مهم تاریخی در آورده که توسط مورخ و جغرافیافیدان بزرگ شیعی تالیف شده، همچنین مروج الذهب از این جهت که شامل تاریخ ملل قدیم، از جمله ایرانیان است و اطلاعات دقیق و کمیابی از خصایص این اقوام به دست می‌دهد از منابع معتبر مطالعاتی شرقی از جمله ایران باستان و قرون اولیه اسلام می‌باشد و بر این اساس در نزد خاور شناسان از اعتبار ویژه‌ای بر خوردار می‌باشد.

منابع مسعودى‏

مسعودى در مقدمه مروج الذهب فهرستى ارزشمند از مهمترين كتابهاى تاريخى موجود تا آن عصر را آورده و از منابع مورد استفاده خود نام برده است، او «تاريخ طبرى» را كتابى پرفايده و سودمند دانسته است.

عده‏اى از كسانى كه مسعودى از طريق آنان مطالب را نقل كرده است عبارتند از: هيثم بن عدى ابن اسحاق، ابو مخنف، محمد بن سائب كلبى، واقدى، مدائنى و...

مورخين پس از مسعودى همچون ابن كثير در «البداية و النهاية» و مقريزى در «الخبر عن البشر» و ابن خلدون در «العبر» از كتابهاى مسعودى بهره برده‏اند.

چاپهاى مروج الذهب‏

مروج الذهب اول بار در پاريس سال 1787 م چاپ شد، سپس چاپهاى مختلفى از آن در مصر از جمله با تحقيق محمد محيى الدين عبد الحميد در سال 1948 م منتشر شد، چاپ ديگر آن با تحقيق اسعد داغر به سال 1974 در چهار جلد در بيروت روانه بازار شد، همين چاپ در قم توسط انتشارات دار الهجرة افست شد (اين نسخه در بخش تاريخ مركز تحقيقات كامپيوترى علوم اسلامى براى تحقيق مورد استفاده بوده است).

چاپ بهتر مروج در 7 جلد با تحقيق «شارل پلا» بهمراه فهارس متنوع در بيروت سال 1966 به زيور طبع آراسته شده است.

ميرزا حيدر على فخر الادباء مروج را در سال 1316 ه. به فارسى ترجمه كرده كه نسخه آن در تهران است. ترجمه رايج «مروج الذهب» به زبان فارسى با قلم «ابو القاسم پاينده» در 2 جلد توسط انتشارات علمى و فرهنگى چاپ شده و در اين برنامه مورد استفاده بوده است.

فهرست متن اصلی:

جلد 1 شامل: ذكر جوامع أغراض هذا الكتاب‏ الی فهرس الموضوعات‏

جلد 2  شامل: ذكر الصقالبة و مساكنها و أخبار ملوكها، و تفرق أجناسها الی فهرس الموضوعات‏

جلد 3  شامل: ذكر خلافة معاوية بن أبي سفيان‏ الی فهرس الموضوعات‏

جلد 4  شامل: ذكر خلافة المتوكل على الله‏ ‏ الی فهرس الموضوعات

 

فهرست ترجمه:

جلد اول شامل: باب ياد آورى غرض از تأليف اين كتاب‏ الی ذكر خلافت امير المؤمنين على بن ابى طالب كرم الله وجه‏

جلد دوم شامل: ذكر خلافت حسن بن على بن ابى طالب رضى الله عنهما الی ذكر دومين مختصر تاريخ از هجرت تا اين روزگار

 

على بن حسين مسعودى‏

ابو الحسن على بن حسين بن على بن عبد اللّه هذلى در سال 287 ه. /900 م. در بغداد به دنيا آمد و در همانجا نيز رشد و نمو كرد. اصالتا اهل کوفه بوده و طبق نظر نسب‌شناسان از نوادگان عبدالله بن مسعود صحابه و قاری مشهور عهد رسول اکرم می‌باشد. ابن جمهره در کتالب مجهرة الانساب العرب، وی را شیعه مذهب دانسته که مهمترین دلیل شیعه بودن وی را دو کتاب مروج الذهب و التنبیه و الاشراف دانسته‌اند که عقاید وی را کاملا آشکار می‌کند، چون ایشان بلافاصله پس از ذکر نام هر یک از امامان، لفظ علیه السلام را نیز بکار می‌برد و علاوه بر آن در هر باب فصلی جداگانه در باره زندگانی و وفاتشان باز می‌نماید. از قیامهای شیعیان با تمام جان و دل سخن به میان می‌آورد. ظاهرا چندین کتاب نیز در باره ائمه اطهار تالیف نموده است.
 او از نوادگان عبد اللّه بن مسعود، صحابى بزرگ رسول خدا (ص) ، بود و به همين دليل به مسعودى مشهور شد. عبد اللّه در زمان خلافت عثمان و همزمان با سفر بسيارى از صحابه به شهرهاى مفتوحه، به عراق آمد. در عراق منزلت بالايى يافت و به همين دليل مردم از مواضع او در مقابل عثمان دفاع مى‏كردند. برخورد خشونت آميز عثمان با وى از عوامل انقلاب مردم عراق عليه عثمان شمرده مى‏شود.

خاندان ابن مسعود ساليان درازى در عراق زيستند و با پرهيز از ورود به مسايل سياسى در عصر خلفاى اموى و عباسى به مسايل علمى و فرهنگى پرداختند. آنان بغداد را براى سكونت در روزگار منصور انتخاب كردند. بغداد در زمان مسعودى از مهمترين مراكز علمى جهان اسلام به شمار مى‏رفت و اين فرصت مناسبى براى فراگيرى علم و دانش وى بود. علاوه بر آن، خاندان او نيز اهتمام ويژه‏اى به دانش اندوزى وى داشتند.

سفرهاى علمى‏

البته طبق نظر مورخان، اطلاعات دقیقی از زندگی ایشان در دست نیست ولی آنچه از ایشان به جای مانده نشان دهنده شور وشوق دانش اندوزی وی می‌باشد تا جائیکه برای برطرف کردن این عطش خود سفری را آغاز می‌کند که از عراق شروع گریده و ایران و مصر و سوریه و فلسطین و هند و سیلان و چین و مالزی را در بر می‌گیرد و به طور کلی همه ممالک اسلامی را منهای اسپانیا را در می‌نوردد. و بر این اساس وطن خود را پشت شتران نام می‌نهد. خود او در باره این سفرهایش چنین بیان می‌دارد که: اختصاصات اقالیم به معاینه توانیم دانست چنانکه دیار سند و زنگ و چین و زابج را در نوردیدیم و شرق و غرب را پیمودیم، گاهی به اقصای خراسان و زمانی در قلب ارمنستان و آذربایجان و ارّان و بیلقان بودیم روزگاری به عراق و زمانی به شام بودیم که سیرمن در آفاق چون سیر خورشید در مراحل اشراق بوده.

مسعودى علاوه بر بهره‏گيرى از علوم مختلف مانند لغت، ادبيات، فقه، تاريخ، جغرافيا و فلسفه به زبان‏هاى فارسى، هندى، يونانى، رومى و سريانى آشنا شد. كسب دانش بيشتر و آشنايى بهتر با فرهنگ‏هاى مختلف، او را براى سفر به نقاط مختلف جهان علاقه‏مند كرد. با اينكه در آن زمان دولت‏هاى مستقل حكومت داشتند ولى وحدت اسلامى همچنان بر مرزهاى سياسى چيره بود و در مجموع مملكتى به نام «مملكت اسلام» را تشكيل مى‏دادند كه هر مسلمانى مى‏توانست آزادانه در محدوده جغرافيايى اين مملكت از نقطه‏اى به نقطه ديگر سفر كند.

دليل ديگرى كه مسعودى را به ترك بغداد وادار كرد، اوضاع نابسامان سياسى بغداد و تسلط تركان بر خلفاى عباسى بود. او در طىّ اين سفرها مى‏توانست آزادانه و به دور از چالش‏هاى سياسى، تاريخ خلفاى عباسى را تدوين كند. مسعودى به اين منظور به فارس، كرمان، اصطخر، هند، ملتان و منصوره سفر كرد و از آنجا به كنبايه، صيمور، بومباى و سيلان رفت و سپس سفر دريايى خود را به شهرهاى چين آغاز كرد و پس از بازديد از مداگاسكار و زنگبار به عمان بازگشت. او همچنين سفرى به آذربايجان و گرگان و از آنجا به مناطق شام و فلسطين كرد. با ديدارى از مرزهاى شام به بصره آمد و دوباره به شام بازگشت و براى مدتى در دمشق اقامت نمود.

با اينكه مسعودى به زادگاه خود عشق مى‏ورزيد، شهرهاى عراق را مى‏ستود و ويژگى‏هاى آنها را يادآور مى‏شد ولى مصر را به دو دليل براى اقامت برگزيد: يكى چالش‏هاى سياسى بغداد كه دستاورد سلطه نيروهاى غير عرب بود و ديگرى امنيت، آسايش و نهضت علمى-فرهنگى مصر كه محصول حكومت اخشيدى‏ها به شمار مى‏آمد.

مسعودى كتاب «مروج الذهب» را در مصر منتشر كرد و تا پايان عمر در آنجا زيست. او بيان داشته كه تأليف كتاب «مروج الذهب» را در سال 332 ه شروع كرده و در سال 336 ه. در فسطاط به پايان رسانده است. همچنين يادآور شده كه در سال 342 ه. نسخه اول كتاب «التنبيه و الاشراف» را تدوين نموده و در سال 345 ه. بر آن كتاب اصلاحات و اضافاتى داشته است.

ويژگى‏هاى فردى‏

شرح حال نويسان جز از شخصيت علمى مسعودى سخنى نگفته‏اند، از اين رو از ويژگى‏هاى جسمى، فعاليت‏هاى روزانه و زندگى خصوصى وى آگاهى چندانى وجود ندارد. برخى ويژگى‏هاى او با مطالعه كتاب‏هاى «مروج الذهب» و «التنبيه و الاشراف» به دست مى‏آيد. وطن دوستى يكى از خصوصيات بارز مسعودى است. با اينكه او بيش از 25 سال در سفر بوده و از اين رهگذر شخصيت جهانى پيدا نموده است، ولى هيچگاه زادگاه خود را فراموش نكرد و پيوسته در آرزوى ديدار آن لحظه شمارى كرد. او به نقل از حكما، علاقه به وطن را نشانه وفا و تكامل عقل دانسته است.

اعتماد به نفس در مسايل علمى و فرهنگى ويژگى ديگر اوست. او با تكيه بر سفرهاى علمى‏اش بر مؤلفان معاصرش افتخار كرده و چنين گفته است: گزارش‏هاى شخصى كه در زنجير وطن بوده با كسى كه بخشى از عمر خود را در سفرهاى علمى سپرى كرده است قابل مقايسه نيست. مورخان و محدثان نيز اعتراف دارند كه كتاب‏هاى مسعودى حكايتگر تجربه و مهارت اوست. او خود نيز به ارزش تأليفاتش آگاهى داشت و از اين رو براى جلوگيرى از هر گونه تحريف و اضافه و نقصانى، غضب و بلاى الهى را به افرادى كه قصد تصرف در آنها را دارند، يادآور شده است. مسعودى ويژگى فوق را با تواضع علمى مزين كرده و از كاستى‏هاى كتابش عذرخواهى نموده است. او اين كاستى‏ها را به غفلت‏هاى مؤلف و گاهى نسخه‏نويسان نسبت داده است.

مسعودى در ديدگاه دانشمندان‏

از ديرباز مسعودى و انديشه‏هاى او مورد توجه مورخان و نويسندگان عرب و غير عرب بوده است. كتبى از او به عنوان اخبارى علامه و صاحب غرائب و نوادر ياد مى‏كند؛ (فوات الوفيات 2/57).

ابن خلدون با اينكه بسيارى از روايات او را نقد كرده است به برترى علمى او اعتراف دارد. احمد امين، شيوه تاريخنگارى او را مغاير با شيوه طبرى و هر كدام را داراى فضيلتى دانسته است. او افزوده است كه مسعودى علاوه بر اينكه مورخ بوده جغرافى‏دان نيز بوده است، (ظهر الاسلام 2/206-207).

متفكران مغرب زمين نيز توجه خاصى به مسعودى و دستاوردهاى علمى او دارند. از اين رو از قرن 19 ميلادى كتاب‏هاى او در اروپا به زبان‏هاى مختلف ترجمه شده و او را «هرودت شرق»لقب دادند، (گوستاولوبن: حضارة العرب، ص 453).

ایشان در طی مسافرتهایش با بسیاری از دانشمندان و علمای معاصر خود، حشر و نشرهایی داشته و از محضر آنها بهره‌ها برده تا جائیکه یکی از مورخان و جغرافیدانهای بزرگ اسلامی گشته که محمد بن جریر طبری مورخ و محدث مشهور، ابوبکر صویل مورخ و ادیب، ابن درید نحوی و شاعر و ابوبکر انباری محدث، سنان بن ثابت بن قرة فیلسوف و دانشمند نمونه‌هایی از آنها می‌باشند علاوه بر اینها، با بزرگانی چون حسن بن موسی نوبختی متکلم شیعی، ابوعلی جبائی و ابوالقاسم بلخی از متکلمان معتزلی، ابوالحسن اشعری متکلم و بنیانگذار مکتب کلامی اشعری صحبتهایی داشته و یکبار نیز با محمد بن زکریای رازی پزشک و فیلسوف ایرانی بحثهایی به عمل آورده است.

مذهب مسعودى‏

شرح حال نگاران شيعه «مسعودى» را از اصحاب اماميه دانسته و به تشيع وى تصريح كرده‏اند. بحث و بررسى او در موضوع امامت نشان از اهتمام و علاقه ويژه وى بدان موضوع و بيانگر تمايلات مذهبى اوست. عناوين كتابهاى وى در موضوع امامت عبارتند از:-الاستبصار فى الامامة -الانتصار فى الامامة -حدائق الاذهان فى اخبار آل محمد (ص)-مزاهر الاخبار و ظرائف الاثار للصفوة النورية -الصفوة فى الامامة.

پرداختن وى به نظريه «وصايت شيعى» در آغاز كتاب «مروج الذهب» و پى‏گيرى آن در طول تاريخ و اعتقاد بر اينكه «خداوند هيچگاه زمين را از حجت خالى نمى‏گذارد» و ذكر حديثى از پيامبر (ص) خطاب به على (ع) كه «انت و اثنا عشر من ولدك ائمه الحق» مى‏تواند نشان از تشيع بارز وى باشد.

مسعودى اهتمام بسيارى براى ثبت زندگانى حضرت على (ع) و ذكر مناقب و فضائل آن حضرت كرده است. «ابن حجر» سخن مسعودى درباره امتناع بعضى صحابه از بيعت با على (ع) و بيعتشان با يزيد بن معاويه و «تقدم حضرت على (ع) بر ديگر صحابه» در ديدگاه مسعودى را بهترين نشانه بر تشيع او دانسته است.

مقدم كردن آراء و نظريات شيعه به هنگام ذكر آراى مختلف فرق درباره مسئله‏اى، مى‏تواند حاكى از تمايلات مذهبى وى باشد.

كتابهاى مسعودى‏

از كتابهاى متعددى كه مسعودى تاليف كرده، 2 كتاب باقى مانده است.

1-مروج الذهب و معادن الجوهر

2-كتاب التنبيه و الإشراف (آخرين كتابى است كه تأليف كرده است)

كتب مفقود مسعودى عبارتند از:

3-اخبار الزمان و من اباده الحدثان من الامم الماضيه و الأجيال الخالية و الممالك الداثرة

4-الكتاب الاوسط

5-فنون المعارف و ما جرى فى الدهور السوالف

6-ذخائر العلوم و ما كان فى سالف الدهور

7-الاستذكار لما جرى فى سالف الأعصار

8-نظم الجواهر فى تدبير الممالك و العساكر

9-الاخبار المسعوديات

10-وصل المجالس بجوامع الاخبار و مختلط الآثار

11-تقلب الدول و تغير الآراء و الملل

12-راحة الأرواح

13-كتاب المبتدأ

14-المقالات فى اصول الديانات.

15-خزائن الدين و سر العالمين.

16-الاسترجاع فى الكلام.

17-الابانة عن اصول الديانة

18-الانتصار

19-نظم الادلة فى اصول الملة

20-نظم الأعلام فى اصول الاحكام

21-المسائل و العلل فى المذاهب و الملل

22-الواجب فى الفروض اللوازم

23-الاستبصار فى الامامة

24-الصفوة فى الامامة.

25-حدائق الاذهان فى اخبار اهل بيت النبى صلى الله عليه و آله و سلم و تفرقهم فى البلدان: در اين كتاب از فضائل و مناقب حضرت على (ع) سخن گفته.

26-مزاهر الاخبار و طرائف الاثار: اين كتاب در اخبار آل البيت عليهم السلام است.

27-رسالة البيان فى أسماء الائمة القطعية من الشيعة: اين كتاب درباره زندگانى ائمه اثنا عشرية نوشته شده است.

28-الزاهى: در اين كتاب از اسلام حضرت على (ع) سخن گفته است.

29-سر الحياة

30-القضايا و التجارب.

31-الزلف

32-المبادئ و التراكيب.

33-طب النفوس

34-النهى و الكمال‏

35-الرؤوس السبعة من السياسة الملوكية و مللها الطبيعية.

36-الدعاوى السنيعة.

37-مقاتل فرسان العجم.

نام تمامى اين كتابها در مروج الذهب و التنبيه و الاشراف آمده است. افزون بر اين كتب «ابن نديم» به دو كتاب ديگر در الفهرست اشاره كرده است:

38-التاريخ فى اخبار الامم من العرب و العجم.

39-كتاب الرسائل.

تفاوت دو كتاب «اثبات الوصية للإمام على بن ابى طالب» (چاپ شده در ايران و نجف) و «اخبار الزمان و من اباده الحدثان» (كه در يك جلد چاپ شده) با آثار بر جاى مانده از مسعودى در سبك و نوع نگارش و تنظيم مطالب، موجب ترديد مورخان در انتساب اين دو كتاب به مسعودى شده است.

كتاب اخبار الزمان و من أباده الحدثان من الأمم الماضيه و الممالك الدائرة از نخستين تأليفات مسعودى در حوزه تاريخ و مشتمل بر شناخت زمين، شهرها و عجايب آنها، درياها و اوصاف آنها است. در اين كتاب از افلاك، اقاليم هفتگانه، ستارگان و از طرفى تفاوت مردم و اختلاف طبيعت‏هاى آنان نيز سخن گفته است. در ادامه، شرح حال امت‏هاى قبل و معاصر خود، حكيمان، فيلسوفان، پيامبران و پادشاهان تا عصر نبوى را بيان داشته و سپس حوادث تاريخ اسلام تا سال 332 ه. را بررسى كرده است. در واقع اين كتاب دائرة المعارفى در شناخت تاريخ، فلسفه، ملل و نمل، جامعه شناسى، مردم شناسى و گرايش‏هاى دينى است كه در سى فصل تأليف شده است.

فصل‏هايى از اين كتاب در بعضى از كتابخانه‏ها نگهدارى مى‏شود. بروكلمان بدون اثبات صحت نسبت آنها به مؤلف، نام اين كتابخانه‏ها را آورده است (تاريخ الادب العربى 3/57). كتابى با عنوان «اخبار الزمان و من أباده الحدثان و عجائب البلدان و الغامر بالماء و العمران» در 252 صفحه در قاهره به سال 1938 ميلادى منتشر شد. اين كتاب با عبارت «قال الشيخ ابو الحسن على بن الحسين بن على بن عبد اللّه الهذلى المسعودى، رحمه اللّه و رضى عنه» آغاز و با عبارت «تمّ و كمل كتاب اخبار الزمان» پايان يافته است. عبارت پايانى كتاب بيانگر اين است كه كتاب به طور كامل چاپ شده است. با اين حال بروكلمان ادعا دارد كه كتاب منتشره فصل اول كتاب مسعودى است.

توجه به مواردى از جمله تفاوت عنوان كتاب منتشره با كتاب مسعودى انتساب اين كتاب را به مسعودى مشكوك مى‏سازد. جواد على نيز در انتساب اين كتاب ترديد كرده و گفته است كه مسعودى با بيان فصول و محتويات كتابش، آن را مختصر نموده و به نام «الكتاب الوسط» منتشر كرده است؛اما كتاب چاپ شده در قاهره علاوه بر كمى حجمش، عناوين و موضوعات كتاب اخبار الزمان را ندارد. قلم و سبك نگارش آن نيز با كتاب‏هاى مسعودى متفاوت است و هيچ اثرى از جاذبه‏هاى نگارش و شيوه‏هاى نوشتارى مسعودى در آن به چشم نمى‏خورد.

مؤلف كتاب مذكور به دليل ذهنيت اسطوره‏اى، جز داستان‏نويسى و خرافات از تاريخ چيزى نفهميده و كتابش را بر اساس روايات وهب بن منبه و عبيد بن شريه استوار كرده است. در حالى كه مسعودى با نقل اين گونه داستان‏ها به جامعه پذيرى آنها توجه داده و برخى از آنها را نقد كرده است. گر چه نقل برخى خرافات در روايات مسعودى، اشعار به پذيرش آنها دارد ولى روشمند و علمى بودن كتاب را نمى‏كاهد.

همچنين «اثبات الوصية للامام على بن ابى طالب عليه السلام» ؛، در دو بخش تأليف شده است. در بخش اول با مطالبى از عقل و سپاهيانش، تاريخ انبيا را از هبوط آدم (ع) تا رسالت پيامبر خدا (ص) مورد مطالعه قرار داده است. در اين مطالعات بجاى ارائه سند از لفظ «روى» استفاده كرده ولى در بخش دوم به ويژه مباحث مربوط به امامان سند ارائه داده است. نمونه‏اى از اين اسناد در دو كتاب مروج الذهب و التنبيه و الاشراف نيامده و همين امر موجب شده تا عده‏اى گمان كنند كتاب از مؤلف ديگرى است به ويژه كه شيوه تأليف و سبك نگارش آن نيز با ديگر نوشته‏هاى مسعودى سازگارى ندارد. با اين حال وجود كتاب‏هاى زياد براى مسعودى در مسأله امامت پذيرش انتساب اين كتاب به مسعودى را آسان‏تر مى‏كند.

b_180_120_16777215_0___images_stories_food_motaleye-anlayn.jpg     b_180_120_16777215_0___images_stories_food_plan-2.jpg

 

اطلاعات اضافی

آخرین بازنگری در دوشنبه ، 11 ارديبهشت 1391 ، 11:30

نظرات  

 
0 #2 هرچی 1389-10-08 07:42
حالا کم کم سایتتون داره تخصصی می شه تبریک می گم
نقل قول
 
 
0 #1 پیمان حاج محمودعطار 1389-10-03 16:41
سلام باسپاس اززحمات شما.ولی من هرچه تلاش می گنم که ترجمه مروج الذهب رادانلودکنم موفق نمی شومد و پس ازآنکه دانلودانجام می شودازمن پس ووردمی خواهد.لطفامراراهنمایی کنید.
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

خبرخوان

با عضویت در خبرنامه سایت، ما آخرین اخبار سایت را به صورت خبرنامه برای شما ارسال می کنیم
از اینکه در خبرخوان عضو می شوید متشکریم

به ما بپیوندید

وبلاگ تاریخ اسلامفیس بوک سایت تاریخ اسلامتوییتر سایت تاریخ اسلام

گوگل باز سایت تاریخ rssyoutube