سوگوارى سيدالشهدا و ساير قربانيان كربلا با انتقال بازماندگان حادثه به شام، بدان سرزمين منتقل شد و محفل جشن و شادمانى يزيد را به مجلس عزا تبديل كرد. يزيد پس از ورود اهل بيت پيامبر (عليهم السلام)، سر امام حسين را در طشتى در مقابل نهاد و لب و دندان آن حضرت را به چوب بست و اشعارى را، كه نشانگر مستى او در رضايت از انتقام كشته گان بدر و احد بود، بر زبان راند. مردى از اهل بيت، كه اتفاقاً از اصحاب پيامبر بود، تاب نياورد و خطاب به يزيد گفت: «آيا با نى بر لب و دندان حسين مى زنى؟ تو همانا چوبت را بر جايى مى زنى كه من خود ديدم پيامبر آن را مى بوسيد. اى يزيد! تو در روز قيامت محشور خواهى شد و ابن زياد شفيعت خواهد بود و اين سر مبارك در روز قيامت از راه مى رسد در حالى كه محمد (صلّى الله عليه وآله) او را شفاعت مى كند...»3
عزادارى خاندان يزيد
يزيد كه پس از ارتكاب جنابت كربلا همچنان بر تداوم خط جاهلى و ستم بيشتر اصرار مي ورزيد و با بازماندگان عاشورا با كمال پستى و دنائت رفتار مى كرد، سرانجام در اثر فعاليت هاى تبليغى حضرت زينب و امام زين العابدين(عليهما السلام) و تنفر روزافزون مردم، چهره نادم به خود گرفت و اجازه داد تا اطرافيان قدرى آزادى بيان يافته، احساسات خود را ابراز دارند كه از جمله آنان، گريه و سوگوارى حرمسراى يزيد است: «هنگامى كه اهل بيت وارد منزل يزيد شدند، هيچ زن و دخترى از خاندان يزيد باقى نماند مگر آنكه نزد اهل بيت آمدند و به سوگوارى پرداختند.»4
شاعران و سروده هاى عاشورايى
نوحه، محرم، حضرت عباس
با همه سوگوارى هاى اوليه كه عمدتاً با حضور اهل بيت امام حسين (عليه السلام) و يا با مشاهده سر بريده آن حضرت انجام مى گرفت، يادكرد عاشورا و عزادارى آن حضرت پس از حوادث مرتبط با عاشورا و بازگشت اهل بيت پيامبر (عليهم السلام) به مدينه از طريق شعر و سوگ سروده هاى شاعران، از جمله شعراى شناخته شده يا گمنام، ادامه يافت.
از كسانى كه پس از ورود اهل بيت (عليهم السلام) به شام تحت تأثير مظلوميت شهداى كربلا، به ويژه امام حسين (عليه السلام)، قرار گرفت، خالد بن معدان است كه از جمله بزرگان تابعان در نزد اهل سنت به شمار مى رود. وى به محض مشاهده كاروان حسين در شام، كه پيشاپيش اسيران، سرهاى بريده، بخصوص سر مبارك امام حسين (عليه السلام) حركت داده مى شدند، به شدت سوگناك گرديد، به گونه اى كه از شدّت اندوه مدت يك ماه از مردم كناره گيرى كرد و در حيرت و ماتم فرو رفت.
سليمان بن قتة، يكى از افراد بنى تميم كه پس از عمرى در اعتقاد به تسنن، به بنى هاشم و تشيع گرويد، پس از حادثه عاشورا، سه بار به كربلا آمد و با مشاهده اوضاع كربلا پس از شهادت امام حسين و يارانش و ديدن صحنه هاى مختلف جنايت هواداران يزيد و فداكارى و جانفشانى ياران امام حسين (عليه السلام)، اشعار زير را در مرثيه سيدالشهدا سرود:
مـــررت علــــى ابيــات آل محمد
فلــم اوهــــا لعـهـدها يوم حلت
الم تر ان الشمس اضحت مريضه
لفقــد الحسيـن و البلاد اقسرت
و كـــانـــوا رجــــــاء ثـــم صـــاروا
لقــد عظـمـت تلـك الرزايا و جلّت
أتســألنـا قيس فنعطــى فقيرها
و تقـتـلــنا قيس اذا افــعـــل زلت
و عـنـد غــنـــى قطـرة من دمائنا
سنــطـلــها يــومـاً بها حيث حلت
فلا تُتبــعِـــد اللــّه الـديار و اهلهـا
و ان اصبحت منهم برغمى تخلت
فــان قتيــل الطف من آل هاشم
اذل رقــاب الـمــسلــمــيـن فذلت 5
پس از ندامت يزيد و مجبور شدن وى به بازگرداندن اهل بيت (عليهم السلام) به مدينه، مجالس متعدد روضه خوانى و عزادارى در شام و در مسير شام به كربلا و مدينه و سپس هنگام ورود آنان به مدينه برگزار شد. اين مجالس هرچند به طور عمده از سوى بازماندگان قربانيان عاشورا و شيعيان برپا مى گرديد، اما در آن ها شمارى از اهل سنت شركت مى نمودند و براى خاندان پيامبر، به ويژه فرزندان آن حضرت، سراشك غم مى ريختند.
تهيه و تنظيم: گروه دين و انديشه تبيان
پي نوشت ها:
(1) - تاريخ الطبرى، ابوجعفر محمدبن جرير طبرى، ج 5، تحقيق ابوالفضل ابراهيم، بيروت، درالتراث، ص 456 / ص 455.
(2) - تاريخ الطبرى، ابوجعفر محمدبن جرير طبرى، ج 5، تحقيق ابوالفضل ابراهيم، بيروت، درالتراث، ص 456 / ص 455.
(3) - همان، ص 465 و 464 / العقد الفريد، ج 4، ص 358.
(4) - همان، ص 465 و 464 / العقد الفريد، ج 4، ص 358.
(5) - ابوالفرج الاصفهانى، مقاتل الطالبين، قم، منشورات الشريف الرضى، 1416، ص 12.
منبع: عزادارى امام حسين عليه السلام در ميان اهل سنّت، عبدالمجيد ناصرى
| < قبلی | بعدی > |
|---|








