مسیر شما :

سلطان محمد چهارم

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

سلطان محمد چهارم

ویژگی های سلطان محمد چهارم

« وی در حالی عهده دار سلطنت شد که جنگ همچنان با ونیزی ها ادامه داشت و آنان در برابر حملات عثمانی مقاومت می کردند تا آن که موفق شدند هجوم عثمانی ها را در نزدیک قندیه متوقف کنند؛ آن هم درست زمانی که همین ونیزی ها در تلاش بودند تا جامعه اروپایی و دولت های آن را به نفع خود بر ضد عثمانی به صحنه بکشانند تا بتوانند مراکز قدرت و نفوذ خود را در شرق حفظ کنند. علاوه بر آن، جنگ با مجارستان نیز از سر گرفته شده بود.[1]

جریانات آن زمان

هنوز سه سال از سلطنت محمد چهارم نگذشته بود که ونیزی ها با کمک نیروهای شوالیه های ساکن مالت توانستند در آب های باروس در سال 1061هـ/1651م شکست سنگینی بر ناوگان عثمانی وارد کرده، دو جزیره واقع در مدخل داردانل را تصرف، و بر آنجا حکمرانی کنند.* این دو جزیره تنیدوس و لمنوس نام داشت و بدین ترتیب ونیزی ها بر تنگه یاد شده تسلط یافتند. آنان مانع از رسیدن مواد غذایی به استانبول شدند که این امر سبب بالارفتن قیمت ها در شهر شد.[2]

در این زمان شورشی هم در آناتولی به رهبری دو نفر با نام های قاطرچی اوغلی و دعمه کوجی صورت گرفت که بر احمد پاشا والی آناتولی غلبه، و سپس به سوی استانبول حرکت کردند؛ اما در راه آمدن، با یکدیگر اختلاف کرده، شورش آنان شکست خورد و سلطان عثمانی آنان را از میان برد.

در سال 1067هـ/1657م محمد کوبریلی به صدارت عظمی رسید. وی چندان از نیروهای نی چری کشت تا آنان تسلیم شدند. پس از آن دست به اصلاحات داخلی و مالی زده، روح جدیدی در کالبد دولت عثمانی دمید و نزد همسایگان شمالی به زیرکی و قدرت شهرت یافت. زمانی که جورج راکوچی امیر ترانسیلوانیا حاضر به اجرای تعهدات مالی خود در برابر سلطان عثمانی نشد، محمد چهارم او را عزل کرد و میخائیل اپافی را به جای او گماشت [(1072هـ/1661م که بیست سال پس از آن نیز امیر ترانسیلوانیا بود.] این امر سبب شورش مجارها شد و نیروهای اروپایی (در چارچوب اتحاد الرین) به آنان پیوستند و بدین ترتیب جنگ صلیبی جدیدی بر ضد عثمانی در اروپا از سر گرفته شد. عثمانی ها هیچ راهی جز دفاع از کیان خود در اروپا نداشتند؛ از این رو سپاه آ«ان در سال 1073هـ/1663م از مجارستان گذشت و به سوی وین تاخت.* در آن جا سپاه صلیبی اجتماع کرده بودند. سپاه عثمانی وارد میدان نبرد شد و در نزدیک روستای سن گوتهارد، که بر وین مشرف بود، در کنار رودخانه راب در سال 1075هـ/1665م توانست برتری خود را حفظ کند؛ [گرچه کاری از پیش نبرد]. سلطان محمد درخواست صلح کرد که پذیرفته شد. هدف سلطان آن بود تا بتواند در برابر سیاست خصمانه فرانسه که دشمنی خود را تحت حمایت پاپ و رجال کلیسا آغاز کرده بود، بایستد.[3]

زمانی که احمد پاشا جای پدرش محمد کوبریلی را در صدر عظمی گرفت، خود فرماندهی سپاه عثمانی را در دست گرفته، توانست پیروزی بزرگی را در جنگ ایوار در سال 1074هـ/1664م به ارمغان آورد و قلعه و دیوارها را تخریب کند. احمد پاشا به سوی حصار ثندیه آخرین پایگاه ونیزی ها در جزیره کرت رفته، به محاصره آن پرداخت تا آن که در سال 1080هـ/1670م آن را گشود.[4]

عثمانی ها برای گرفتن جزیره کرت از ونیزی ها خود را در یک نبرد بیست و پنج ساله (1055-1080هـ) درگیر کردند،[5]و رغم کمک های فرانسه با ناوگان بزرگش به آنان و همین طور کمک های امپراطوری آلمان و برخی از دوقیات اروپایی، در طور این مدت، کرت به دست عثمانی ها سقوط کرد. ونیزی ها که در این مدت طولانی از آن دفاع کرده و در آن جا متحصن شده بودند، از آنجا رانده شدند.[6]بدین ترتیب، عثمانی ها پس از بیرون راندن ونیزی ها از مراکزشان در کرت، به طور کامل بر شرق دریای مدیترانه مسلّط شدند.

در این زمان، جنگ بین سوئد و لهستان در گرفته، دولت سوئد از عثمانی بر ضد لهستان – که خود تحت الحمایه دولت عثمانی بود- کمک خواست. دولت عثمانی برای آرام کردن اوضاع به لهستان حمله برد و در آنجا به سال 1082هـ/1672م درگیر نبردهای سنگینی شد.* در این نبرد، لهستاننی ها قلعه فامنج را که در مرز مشترک میان دو دولت بود، پس از مدت کوتاهی، از دست دادند و میخائیل پادشاه، تن به صلحی داد که بر اساس آن می بایست از بخش هایی از پودولیا و اوکراین خارج شود. اما جنگ، همچنان میان آن دو شعله ور بود تا زمانی که یوحنای سوم [John Sobieski] به جای یان کازیمیر [John Casimir] بر تخت حکومت لهستان نشست. وی شخصا فرماندهی جنگ بر ضد عثمانی را عهده دار شد؛ اما به طور پیاپی شکست خورده، بار دیگر تن به صلحی داد که مجبور شد باقی مانده پودولیا و اکراین را به عثمانی واگذار کند.[7]»[8]

« در قرن یازدهم هجری/ هفدهم میلادی خصومت میان عثمانی ها و هابسبورگ بر سر ترانسیلوانیا دور می زد. بعدا عثمانی ها تلاشهای خود را از سر گرفتند، و کل مجارستان را تصرف کردند. در پایان هابسبورگ پیروزمندانه از میدان به در آمد. در خلال سی سال جنگ، امیر نشین ترانسیلوانیا قلعه محکم پروتستان ها در مقابل هابسبورگ محسوب می شد. این امر از بزرگترین دستاوردهای سیاسی عثمانی ها بود که ترانسیلوانیا را به عنوان یک وزنه برابر در مقابل هابسبورگ تقویت کردند. با این وجود، امرای ترانسیلوانیا از قبیل گیورگی راکوچی اول (1040-1058هـ/1630-1648م) بعدا از ضعف دولت عثمانی سود جستند و سیاست مستقلی را در پیش گرفتند. در سال 1068هـ/1685م کوپرولو محمد دست به یک لشکر کشی موفقیت آمیز در ترانسیلوانیا زد و یانووا[9] را تصرف کرد. استان وَرَت که ترانسیلوانیا را تحت کنترل نگه می داشت، در این منطقه تشکیل شد. این تحول در وضعیت موجود به جنگ جدیدی با هابسبورگ انجامید. سپاه عثمانی به فرماندهی کوپرولو فاضل احمد، اوجوار را در 21 صفر 1074هـ/سپتامبر 1663م تصرف کرد. این منطقه به جایگاهی برای فرماندار درآمد. با این همه، سال بعد، یعنی 8 صفر 1075هـ/31 اوت 1664م فاضل احمد پاشا در منطقه سنت گوتهاد شکست خورد. با این همه فتوحات عثمانی ها در این منطقه با پیمان واسور (1075هـ/1665م) تثبیت شد.»[10]

« احمد کوبریلی در سال 1087هـ/1677م درگذشت و داماد او قره مصطفی به جای وی به منصب صدارت رسید. وی در خبرویت و قدرت اداره امور شهرها، به مانند احمد نبود و رفتارش سبب شورش قازانی ها بر ضد دولت عثمانی شد.* روسیه به کمک آنان شتافت و جنگ متوقف گردید. توضیح آن که روس ها در پی گسترش نفوذ خود در قفقاز بودند و دو طرف خسارت های سنگینی را متحمل شدند. روس ها بر کییِف و مناطق اطراف آن مسلط شدند و بر همین اساس در سال 1092هـ/1681م صلحی میان آنان منعقد گردید. پس از آن نیروهای عثمانی به هدف تسلیم کردن مجارها، به آن سوی شتافتند.[11]

قره مصطفی پاشا صدر اعظم وقت در سال 1092هـ/1681م به هدف جنگ با اتریش حرکت کرده، در چندین نبرد پیروز شد. پس از آن به سوی وین شتافت و برای دو ماه به محاصره آن پرداخت. اگر دولت های اروپایی با توصیه پاپ به کمک اتریش نشتافته بودند، به یقین وین سقوط کرده بود.[12] با ندای پاپ بود که روحیه صلیبی گری تحریک شده، نیروهای شاه لهستان، امرای صوفیه، و امرای آلمان به پایتخت اتریش رسیدند و توانستند در برابر عثمانی ایستاده، نیروهای آن را مجبور به دست برداشتن از محاصره وین کنند. کار به همین جا خاتمه نیافت، بلکه با دخالت پاپ، پیمانی میان آلمان، ونیز، روسیه، و لهستان برای بیرون کردن عثمانی از مجارستان امضا شد. همه دولت ها، هر کدام از یک سو به دشمنی با عثمانی برخاستند تا نیروی خود در جهات مختلف در برابر عثمانی به کار گرفته باشند و او را در جبهه های مختلف سرگرم کنند.[13]»[14]

« عثمانی ها برای دومین بار در 22 رجب تا 20 رمضان 1094هـ/ 17 ژوئیه تا 12 سپتامبر سال 1683م وین را به محاصره در آوردند؛ اما مغلوب سپاه اتریشی – آلمانی – لهستانی شدند و رو به هزیمت گذاردند.* از آن رو، دشمنان قدیم عثمانی ها در اتحادیه مقدس که در سال 1684م به زعامت پل شکل گرفت، گرد هم آمدند. اعضای این اتحادیه لهستان، اتریش و ونیز بود که روسیه نیز در سال 1686م به این اتحادیه پیوست.»[15]

« آلمان در سال 1096هـ/1686م توانست بر بوداپست غلبه کند. ونیزی ها در سال 1097هـ/1687م بر اثینا غلبه کرد که یک سال بعد، به اجبار آن منطقه را تخلیه کرد. لهستانی ها نتوانستند هیچ گونه پیشروی در مواضع عثمانی به دست آورند. هم چنین تلاش روس ها در شبه جزیره قرم (کریمه) با شکست روبه رو شد.[16]

به دلیل برخی از شکست ها بود که سلطان دستور قتل قره مصطفی را داده، منصب صدارت را در سال 1095هـ/1685م به ابراهیم پاشا سپرد. بدین ترتیب جهت گیری اصلی پیمان صلیبی، درگیر کردن نیروهای عثمانی در جبهه های مختلف بود؛ به طوری که نیروهای این دولت، تنها مشغول دفاع از خود شده، دست از تهاجم بردارند. اندکی بعد شورشی در استانبول بر ضد صدراعظم آغاز شد که منجر به عزل و سپس تبعید او به رودوس شد.* کم کم شورش یاد شده، دامن سلطان را نیز گرفته، به خلع وی و نصب برادرش سلیمان دوم در سال 1099هـ/1686م منجر شد.

دولت عثمانی همچنان سی نزولی و ضعف خود را در برابر نیروهای صلیبی طی می کرد و نفوذش از بسیاری از متصرفاتش کاهش می یافت تا آن که به موضع دفاعی از خود و اسلام در برابر نیروهای صلیبی که از هر طرف او را در محاصره داشتند، افتاد. در طول یک قرن و نیم، جنگ های تقریبا به م پیوسته، سبب شد تا عثمانی ها سرزمین وسیعی را به رغم تلاش های مستمر خود برای اصلاح، از دست بدهند. در سال 1092هـ/1681م روس ها اکراین را از تصرف عثمانی خارج کردند. در سال 1092هـ/1682م نبردی طولانی با اتریش و هم پیمانان آن شامل ونیز، لهستان و روسیه صورت گرفت که عثمانی ها در برابر وین شکست خوردند و به دنبال آن از دشت های مجارستان نیز عقب نشستند. در خلال همین سال ها پطر کبیر شهر ازوف در شرق دریای سیاه را تصرف کرد.[17]»[18]



[1] . کارل بروکلمان، تاریخ الشعوب الاسلامیه، ص 516.

* . سایت تاریخ اسلام 29/2/89.

[2] . محمود شاکر، التاریخ الاسلامی (العهد العثمانی)، ص 137.

* . سایت تاریخ اسلام 29/2/89.

[3] . محمد فرید بک، ، تاریخ الدولۀ العثمانیۀ،ص 295.

[4] . کارل بروکلمان، تاریخ الشعوب الاسلامیه، ص 517.

[5] . عبد العزیز الشناوی، الدولۀ العثمانیۀ دولۀ اسلامیۀ مفتری علیها، قاهره، 1980، ص 875.

[6] . کارل بروکلمان، تاریخ الشعوب الاسلامیه، ص 518-519.

* . سایت تاریخ اسلام 29/2/89.

[7] . محمود شاکر، التاریخ الاسلامی (العهد العثمانی)، ص 138.

[8] . رسول جعفریان، دولت عثمانی از اقتدار تا انحلال، ص 97-99.

[9] . jeno.

[10] . تاریخ اسلام کمبریج، ترجمه تیمور قادری، ج 1، ص 458-459.

* . سایت تاریخ اسلام 29/2/89.

[11] . اسماعیل سرهنگ، تاریخ الدولۀ العثمانیۀ، ص 174-175.

[12] . احمد عبد الرحیم مصطفی، فی اصول التاریخ العثمانی، ص 155.

[13] . محمد فرید بک، ، تاریخ الدولۀ العثمانیۀ، ص 520.

[14] . رسول جعفریان، دولت عثمانی از اقتدار تا انحلال، ص 99-100.

* . سایت تاریخ اسلام 29/2/89.

[15] . تاریخ اسلام کمبریج، ترجمه تیمور قادری، ج 1، ص 459.

[16] . کارل برکلمان، تاریخ الشعوب الاسلامیه، ص 520.

* . سایت تاریخ اسلام 29/2/89.

[17] . احمد عبد الرحیم مصطفی، فی اصول التاریخ العثمانی، ص 155.

[18] . رسول جعفریان، دولت عثمانی از اقتدار تا انحلال، ص 100.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
بازخوانی