مسیر شما :

یزید بن عبدالملک(یزید دوم)

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

یزید بن عبدالملک(یزید دوم):

یزید بن عبدالملک بن مروان بن حکم بن ابی العاص بن امیة بن عبدشمس،ابوخالد قریشی است.

وی در سال 72 هجری در دمشق متولد شد. مادرش عاتکه دختر یزیدبن معاویه است.طبق فرمان سلیمان بن عبدالملک، بعداز مرگ عمر بن عبدالعزیز مردم با او بیعت کردند و یزید 4 سال حکومت کرد. یزید بن عبدالملک بیشتر به خوشگذرانی و عیش و نوش علاقه نشان می داد، تا خلافت در زمان او اختلاف قبایل قیسی و یمنی ودوباره شعله ور شد.

اوضاع داخلی در زمان یزید بن عبدالملک:

در زمان یزید بن عبدالملک دوباره تعصبات قبیله ای بین قبایل قیسی و یمنی برافروخته شد.و یزید بن عبدالملک قبایل یمنی را کنار گذاشت و از قبایل قیسی حمایت کرد. بزرگترین بازتاب این تعصبات،شورش یزید بن مهلّب بود.

شورش یزید بن مهلّب:

یزید بن مهلب از قبیلۀ ازد از قبایل یمنی بود.یزید بن مهلب در زمان سلیمان حاکم عراق و ایران شد و همانطور که گفتیم گرگان را فتح کرد اما عمر بن عبدالعزیز او را به زندان انداخت.وقتی یزید بن عبدالملک خلیفه شد دست قبایل قیسی را باز گذاشت و از همین رو خاندان حجّاج تصمیم گرفتند تا از یزید بن مهلب انتقام بگیرند(زمانی که یزید بن مهلب حاکم عراق بود.اطرافیان حجاج را تحت تعقیب قرار داد و بسیاری از آنها را کشت.)

یزید بن مهلب از زندان فرار کرد و توانست برخی از قبایل را دور خود جمع کند او با سه هزار نفر با حاکم اموی بصره عدی بن ارطاة جنگید و بصره را تصرف کرد و بالتبع بر کوفه، اهواز و فارس هم چیره شد.

او بسیاری از مردم عراق را با انگیزۀ مبارزه با خاندان اموی و شامیان دور خود جمع کرد. شعار یزید بن مهلّب برای مبارزه این بود«جهاد با مردم شام پاداش و ثواب بیشتری نسبت به جهاد با ترک و دیلم دارد.»[1]

یزید بن عبدالملک برادرش مسلمة بن عبدالملک را که سرداری کارآزموده بود، برای سرکوب کردن یزیدبن مهلب فرستاد و سرانجام مسلمة توانست یزید بن مهلب را شکست دهد و سر او را به دمشق فرستاد.

از دیگر شورش ها در زمان یزید بن عبدالملک قیام خوارج به رهبری شوذب خارجی بود که سرانجام از لشگر امویان به فرماندهی سعید بن عمرالحرشی شکست خوردند.

به غیر از این دو جنبش(که هردوی آنها سرکوب شد.) ظاهراً اوضاع داخلی ممالک اسلامی آرام بود. اما بنی هاشم و به خصوص عباسیان سخت مشغول فعالیتهای زیرزمینی برای براندازی حکومت بودند که انشاءالله در آینده از جنبش عباسیان بیشتر سخن خواهیم گفت.

نشانه های سقوط:

تاریخ بشریت نشان داده که همۀ سلسله های پادشاهی و حکومتهای ظاهری بعد از فراز و اوج گرفتن، فرود و افول را به دنبال خواهند داشت تمام حکومتها زمانی که در سراشیبی سقوط می افتند. نشانه هایی را از خود منعکس می کنند که با توجه به آن نشانه ها می توان فهمید که این حکومت به مرحلۀ پیری رسیده است و مرگ و سقوط آن نزدیک است . یکی از مهمترین نشانه ها این است که عیش ونوش و خوشگذرانی برای پادشاه یا شخص اول حکومت فوق العاده مهم می شود و بسیاری از وقت خود را صرف لهو و لعب و خوشگذارانی می کند.فاسد شدن شخص اول یک حکومت شبیه این است که مغز یک انسان نتواند دستورات مقتضی را به اعضای بدن بدهد و در نتیجه باعث فساد کل بدن می شود.و غالبا این نشانه با یک عارضۀ دیگر همراه می شود و آن اینکه بزرگان آن حکومت به جان هم می افتند.

زمانی که یزید بن عبدالملک به خلافت نشست این نشانه ها بروز کرد. اوآنقدر مشغول عیش ونوش و میگساری و زن بارگی شد که خلافت را ابزاری برای خوشگذرانی خود قرار داد.

یزید دو کنیز داشت به نامهای «سلامة» و «حُبابة» یا «خُبابة» . او بیشتر وقتش را با این دو کنیز می گذراند تا جایی که این دو کنیز در مسائل سیاسی هم تاثیر گذار شدند و عشق بازی یزید بن عبدالملک با این دو کنیز در تاریخ ماندگار شد.

در واقع دوران یزید بن عبدالملک به شکلی پیش رفت که مورخین به جای فتوحات، بیشتر ماجراهای یزید بن عبدالملک در خوشگذرانی و عشق بازی را منعکس کردند. می گویند روزی حبابه برای یزید شعری خواند:

بَینَ النَّزاقی واللَّهارةِ حَرارة                ما تَطمَئِنُّ و لاتَسوغ فَتَبرِدُ

میان ملازه و گلویم چنان گرمای[شوقی] است. که نه آرام می گیرد و نه راه نوشیدن می گشاید تا خنک شود.

یزید چنان به شوق آمد که میگفت می خواهم بپرم و به آسمان بروم.حبابه از او پرسید:

یا امیرالمومنین ! اگر بپری خلافت و مُلک را به که واگذار می کنی؟

-به تو ود ست حبابه را بوسید.[2]

سرانجام روزی دانۀ انگور در گلوی حبابه پرید و او بر اثر همان مُرد.و یزید بن عبدالملک تا چند روز او را دفن نکرد و در کنار او بود و او را می بویید و می بوسید تا اینکه جسد گندید و متعفن شد و مسلمة بن عبدالملک ، یزید را راضی کرد که جسد را دفن کند و یزید چند روز پس از این قضیه در بلقاء دقّّ کرد و مُرد یا اینکه بر اثر بیماری درگذشت.

مرگ یزید دوم :

یزید دوم قصد داشت پسرش ولید را ولیعهد کند اما ولید فقط پانزده سال سن داشت و برای خلافت کم سن و سال. لذا یزید دوم برادرش هشام بن عبدالملک را ولیعهد خود قرار داد و پس از او پسرش ولید را به عنوان ولیعهد دوم معرفی کرد.یزید بن عبدالملک در سن 38 سالگی و پس از 4 سال خلافت در بیست و پنجم شعبان سال 105 هجری درگذشت.

 



[1] محمد سهیل طقوش-حجت الله جودکی،دولت امویان ص184

[2] طبری،تاریخ الرسل و الملوک،ج7،ص24

این مطلب را به اشتراک بگذارید

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
بازخوانی