مسیر شما :

شرح حال سليمان بن صُرد

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
شرح حال سليمان بن صُرد هفتم : سليمان بن صُرد الخزاعى ، اسم او در جاهليّت يسار بوده ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم او را سليمان نام نهاده ، مردى جليل و فاضل بوده در كوفه سكونت اختيار كرد و در خزاعه خانه بنا نهاد و او سيّد قوم خود بوده و در صِفّين ملازم ركاب حضرت اميرالمؤ منين عليه السّلام بود و در آنجا حوشب ذى ظليم به دست وى كشته گشت و او همان كس است كه شيعيان كوفه بعد از وفات معاويه در خانه وى جمع شدند و كاغذ براى امام حسين عليه السّلام نوشتند و آن حضرت را به كوفه دعوت كردند ولكن در ركاب سيد الشهداء عليه السّلام حاضر نگشت و از فيض شهادت در خدمت آن جناب محروم ماند. پس از آن سخت پشيمان گشت توبت و انابت جست و از بهر خونخواهى آن حضرت كمر استوار كرد تا در سنه شصت و پنج با مُسَيَّب بن نَجَبَه فَزارى و عبداللّه بن سعد بن نُفَيْل عضدى و عبداللّه بن وال تميمى و رِفاعَة بن شَدّاد بجلى و جمعى از شيعيان كوفه كه آنها را توّابين گويند به جهت خونخواهى امام حسين عليه السّلام از بنى اميّه به سمت شام حركت كردند و در (عين ورده ) كه شهرى است از بلاد جزيره با لشكر شام تلاقى كردند و شاميان سى هزار تن بودند كه به سركردگى ابن زياد و حُصين بن نُمير و شُراحيل بن ذى الكلاع حِمْيَرى به جهت قتال شيعيان از شام حركت كرده بودند، پس مابين ايشان جنگ عظيمى واقع شد و سليمان به تير حُصين بن نمير شهيد شد و پس از آن مسيّب كشته شد، شيعيان كه چنين ديدند يكباره دست از جان بشستند و غلاف شمشيرها را شكستند و مشغول جنگ شدند و در اين حال پانصد تن از شيعيان بصره به يارى ايشان رسيدند پاى اصطبار استوار نهادند و پيوسته قتال مى كردند و مى گفتند: اَقِلْن ا رَبَّنا تَفْريطَنا فَقَدْ تُبْنا؛ تا آنكه عبداللّه بن سعد با جمله اى از وجوه لشكر شيعه كشته شدند مابقى چون تاب مقاومت در خود نديدند روى به هزيمت نهادند و به بلاد خويش ملحق شدند. و شيخ ابن نما در (شرح الثار) كيفيّت شهادت سليمان را ذكر كرده و در آخرش گفته :فَلَقَدْ بَذَلَ فى اَهْلِ الثّارِ مُهْجَتَهُ وَاخْلَصَ للّهِ تَوْبَتَهُ وَقَدْ قُلْتُ ه ذَيْنِ الْبَيْتَيْنِ حَيْثُ م اتَ مُبَرَّءً مِنَ الْعَيْبِ وَالشَّيْنِ. شعر : قَضى سُلَيْمانُ نَحْبَهُ فَعَذ ا اِلى جِنانٍ وَرَحْمَةِ الْباري مَضى حَميدا فى بَذْلِ مُهْجَتِهِ وَاَخَذِهِ لِلْحُسَيْنِ بِالّثارِ(191) و در حديث مفضّل طويل در رجعت اشاره به مدح او شده . ________________________

این مطلب را به اشتراک بگذارید

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
بازخوانی


خبرخوان

با عضویت در خبرنامه سایت، ما آخرین اخبار سایت را به صورت خبرنامه برای شما ارسال می کنیم

از اینکه در خبرخوان عضو می شوید متشکریم

به ما بپیوندید

وبلاگ تاریخ اسلامفیس بوک سایت تاریخ اسلامتوییتر سایت تاریخ اسلام

گوگل باز سایت تاریخ rssyoutube